یادداشت
افکار عمومی و حقایق اجتماعی -۲
سید مسعود رضوی
در یادداشت اول مطالبی دربارة شفافیت و ابلاغ حقایق به افکار عمومی، از طریق رسانه‌های کارآزموده بیان شد. تجربه‌های مکرّر در جوامع معاصر و نظام‌های سیاسی متفاوت نشانگر اهمیت تعامل میان رسانه‌ها با مردم و افکار عمومی است.

اما نه هر رسانه‌ای و نه هر خبر و گزارش و نقد و نظری! بلکه قلم و دیدگاه کادرهای باسابقه و متعهد در جراید و خبرگزاری‌هایی که قابل استناد و اعتماد باشند. در هر جامعه معیارهایی برای شناخت رسانه‌ها و صاحب‌نظران و خبرنگاران صالح و صادق وجود دارد که علاوه بر کسب صلاحیت و طی مدارج و رشد در سلسله مراتب کاری و حرفه‌ای، تجربه‌های متقابل جامعه و جراید و بنگاه‌های خبری و رادیو تلویزیونی و کانالهای اینترنتی و امثال آن را در اختیار دارند. همین‌ها به تدریج موجب اعتماد مردم خواهد شد و کیفیتی از رسانه مانند آئینه در جامعه اثر خواهد نهاد تا افکار و عقاید و قضاوت‌های عمومی اقناع شود و آنچه را نیاز دارد بازتاب دهد.

دنیای ما در اوایل قرن ۲۱ میلادی، تفاوت‌های عظیمی با گذشته‌های دور و حتی نزدیک دارد. یک مجموعة واحد با امواج خبری و گزارشی و داده‌های اینترنتی درحال فعالیت است و لحظه‌ای توقف نمی‌کند. مردم نیز در جزیره‌های مجزّا و بی ارتباط و بی‌خبر ازهم زیست نمی‌کنند، آنان در مشارکتی فعال و هوشمندانه، درحال ورود به دنیای تازه‌ای هستند که دیر یا زود منافع و مضارّ آن نصیب تک تک افراد خواهد شد. یعنی هیچکس مصون نیست مگر آنکه هوشمندانه از وضع و امکانات موجود بهره‌برداری کند یا از شانس یا بخت و اقبال مساعدی اتفاقاً برخوردار شود!

اما این وضع چه ربطی به جراید و رسانه‌های قابل اعتماد و باتجربه دارد؟ و خبرهای باکیفیت و تحلیل‌های مستند و گزارشات موثق چه نقشی در زندگی مردم، و توسعه و پیشرفت ملت‌ها بازی می‌کند؟ پاسخ به این پرسش بیانگر تفاوت میان جوامع منحط و ایستا با ملت‌های پیشرو و پویاست. درحقیقت حلقة واسط میان چندین حوزة مهم در حیات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود.

اول واسطة میلان فرهنگ نخبگان و مردم عادی، دوم حلقة ارتباطی بین دولت و نهادهای رسمی با جامعه و افکار عمومی، سوم تسهیل کنندة مطمئن و موثق در مسیر گذار از رسانه‌های سنتی به ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی مدرن و حفاظت از افکار و گرایش‌های عمومی در برابر لغزش‌ها و خطرات شبکه‌های اجتماعی است.

این فرایند و امکانات و منابع قابل اتکای آن، بخش مهمی از سرمایة اجتماعی است و در کارکردی بی‌جایگزین، از طبقات و قشرها و سنین و جنسیت‌ها و اقوام گوناگون در برابر قدرت بی‌مهار و منابع ناموثق و اهداف نامشخص در شبکه‌ها و فضای مجازی حمایت می‌کند. آزادی بی‌حد و مرز در فضای مَجازی، نیازمند انگیزش و آموزش و مقدماتی است که اغلب مردم و کاربران فاقد آن هستند.

اکنون در بسیاری از کشورهای پیشرفته که اینترنت پرسرعت و امکانات گسترده در اختیار مردم قرار دادهاند، مطبوعات باسابقه و شبکه‌های رادیو تلویزیونی معتمد و دارای اعتبار، نقش‌آفرینی بی‌بدیلی را بر عهده گرفته‌اند تا بتوانند در بزنگاه حوادث و تحولات دشوار، از تشتت و زیان‌های بیهوده و ویرانگر اجتناب کنند.

ممکن است برخی مسئولان یا مردم و کاربران عادی در شبکه‌های اجتماعی، اکنون به اهمیت این آموزه‌ها و تجارب رسانه‌ای باور نداشته باشند، اما به زودی ناچارند بپذیرند و با نتایج ناگزیرش مواجهه داشته باشند. برای مثال چند مورد از معضلات و مسائل مرتبط با زندگی مردم و سرنوشت دولت‌ها و نهادهای گوناگون را ذکر می‌کنم و در یادداشت‌های روزهای بعد به ادامة بحث و مسایل دیگر خواهم پرداخت.

اما شاهد مثالها؛ دسترسی کودکان به فضای نامحدود اینترنتی و شبکه‌های مَجازی، یک بحران جهانی است که به تمهیدات و امکانات و آموزش‌های بسیار نیاز دارد.

سرقت اخبار و اطلاعات شخصی و کدها و اعتبارات مالی و شغلی، بسیار خطرناک است و در زمرة جرایم کیفری هم هست اما هنوز حدود و ثغور روشنی ندارد و حتی ردیابی آن بی‌اندازه سخت و گاه ناممکن است.

ارزهای مَجازی و اعتبارات اینترنتی به صورت یک واقعیت عجیب درآمده اما هنوز کمّ و کیف روشن و قابل استفاده‌ای برای همگان ندارد.

دخالت برخی دولت‌ها در گرایشات سیاسی و گزینش‌های انتخاباتی و دستکاری آرای عمومی، حتی در حد اندک، گاهی سرنوشت یک ملت و تاریخ یک کشور را دگرگون می‌کند. ازجمله حملات سایبری و دخالت روسیه در کمپین‌های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و اخیرا در مورد کنگرة این کشور و افشای مواردی در اتحادیه اروپا و… که البته از سوی طرف مقابل انکار شده است.‏

همة این مثالها و موارد نشان دهندة تغییراتی است که باید با احتیاط و آمادگی کافی با آن رو به رو شویم وگرنه خسارت و ضرر هنگفتش سروقتمان خواهد آمد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ