یادداشت
افکار عمومی و رسانه‌های اجتماعی -۳‏
سید مسعود رضوی
تأکید و اصرار یک جریان سیاسی خاص بر محدودسازی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، بدون توجه به کارکردهای مثبت و اهمیت آن در ارتباط میان افراد و گروههای مختلف با یکدیگر، توجیهی ندارد، مگر کج‌سلیقگی یا فقدان قدرت تحلیل و مصلحت‌سنجی! وگرنه در این شرایط حساس سیاسی و اقتصادی چرا باید اولویت‌ها را جابه‌جا کرد و نعل وارونه زد؟

هر محدودیتی وجاهت عقلی ندارد و هر حکم و بخشنامه‌ای لزوماً مطابق مصالح نظام و منافع ملی نیست، خاصه درجایی که اجماع نزد مدیران نیست و سخن و استدلال متخصصان هم اصلا شنیده نمی‌شود و فقط یک جریان خاص اصرار بر نظریه و حکمی شاذّ و نادر می‌کند. انگار مردم عبید و عبد مطلق‌اند و این احکام نیز قطعی‌الصدور و از احکام الهی است. مثالی می‌آورم:

در ادبیات قاعده‌ای هست به اسم اِعنات یا لزوم مالایلزم. در لغت به معنی آزردن است و رنجانیدن و در کارها دشواری انداختن، اما در متون سنتی ادبیات، اصطلاحی است در صناعات شعر و علم بدیع که اسامی دیگری هم دارد، مثل تشدید و تضییق؛ تمام معانی حقیقی و مَجازی دلالت بر الزام به بیهودگی و انجام کاری غیرلازم دارد. گویا کسانی آن را «مطبوع غیر لازم» هم نامیده‌اند تا توجیهی برای کار داشته باشند.‏

خلاصه کنم؛کسانی هم که این محدودیت‌ها را به کار می‌برند انگارچنین صنعتی دارند و باید ضرورت‌ها و اهداف و فواید کارشان را بازبینی کنند. از قول وزیر ارتباطات نقل می‌کنم که بعد از فیلترینگ اینستاگرام سخنی به این مضمون گفت: در ماه‌های بعد باید آمار گرفت که چقدر اثرگذار بوده و آیا بزهکاری و اقدامات خلاف قانون کاهش یافته است یا خیر؟

واقعا چندبار باید یک تجربه را تکرار کرد؟ مگر سال‌های طولانی ممنوعیت ماهواره و قبل از آن ویدیو اثری داشت جز اضطراب غیرلازم و افزایش هزینه‌های جامعه و تلنبار شدن خسارت بر خسارت!

برخی بی‌محابا از تریبون‌های مختلف به دولت حمله می‌کنند که چرا جلو رسانه‌های مجازی را نمی‌گیرد. رئیس‌جمهوری روز چهارشنبه در نشست با استانداران به درستی گفت که یکی از راه‌های اصلی مقابله با فساد ایجاد شفافیت است و برای ایجاد شفافیت فضای مجازی نقش کلیدی دارد و دولت در این راه پیشتاز بوده و بیشترین حملات را تحمل می‌کند.

کسانی که مشکلات عظیم جامعه را در عرصه‌های معیشت و روابط جمعی و اقتصادی و محدودیت‌های دولت و بازار و مشکلات اخلاقی و رنج‌های عظیم طبقات مختلف و فشارهای تحریم و توطئه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای را نادیده می‌گیرند تا شبکه‌های اجتماعی و فضای مَجازی را برجسته کنند و آن را علت نابسامانی‌های موجود بخوانند، به مردم بیوفایی و به انقلاب و نظام هم جفا می‌کنند.

سیاه‌نمایی آن نیست که مشکلات مردم و نارسایی‌های جامعه و خطاهای ‌حکومت و مسئولان بیان شود و در معرض نقد و داوری قرار گیرد، بلکه مصداق اصلی سیاه‌نمایی، ناامید کردن مردم و محدود کردن فضای ارتباطات و امکانات شناخت و خبرگیری و کسب و کار و اظهار نظر است.

اگر جرمی در اتوبوس رخ دهد، اتوبوس را به آتش نمی‌کشند. مجرم را پیاده و دستگیر می‌کنند. حتی خردمندان مطالعه و پیشگیری می‌کنند و آموزش می‌دهند تا از وقوع جرم جلوگیری شود. کدام انسان عاقلی خیابان را تخریب می‌کند و اتوبوس را آتش می‌زند تا مبادا چندنفر خطاکار دست به بزه نزنند؟ روزگار عجیبی است که مردم به راحتی راه و چاه را از هم تمیز می‌دهند، اما مسئولان که باید پیشرو باشند، از مردم فرسنگ‌ها عقب هستند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ