یادداشت
امنیت و محدودیت
سید مسعود رضوی
هفته قبل یادداشت‌هایی نوشتم درباره قوانین فضای مَجازی و اهمیت آن در شرایط کنونی و سرنوشت آتی ما و تمام مردم جهان! شاهد از غیب رسید و اتفاقاتی افتاد که نشان داد تذکر و توضیحات ما کاملاً بجا و به موقع بوده است، زیرا هنوز عده‌ای تصور و تصویر واقع بینانه‌ای از جهان مَجازی و قدرتِ ماندگار و تأثیر پایدارِ آن ندارند. ‏

وزیر ارتباطات درباره دستور قضایی فیلترینگ و ممنوعیت استفاده از شبکه اینستاگرام نکته جالب و تأمل‌انگیزی گفته است که هشیارکننده است. عبرت می‌آموزد و تفکر برمی‌انگیزد. مضمون سخن وزیر ارتباطات آقای آذری جهرمی تنبّه به مسئولان است تا از ایجاد هزینه و اصطکاک بیهوده حذر کنند و حداقل حساسیت شرایط و رنجش‌های عمومی را درک کنند. ‏

به عبارت دیگر مدیران و تصمیم‌گیران قضایی و امنیتی لطفاً توجه کنند و هشیار باشند و بازهم لطفاً از فردای تعطیل اینستاگرام و فیلترینگ این شبکه اجتماعی، به حکومت و مردم گزارش دهند که آیا آمار جرم و جنایت و بزهکاری تغییر می‌کند یا کرده است؟ و اساساً در موارد مشابه گذشته مثل ممنوعیت فیسبوک و تلگرام و غیره چه اثری بر زندگی و بالا بردن کیفیت روابط و مناسبات اجتماعی و تربیت و اخلاق فردی برجای نهاده که باز هم همین رخداد با همان شیوه و هزینه‌های داخلی و خارجی که بی‌نتیجه بودنش روشن است، قرار است دوباره و چندین باره اتفاق بیفتد؟ ‏

مضمون کلام اینکه، این شیوه در محدودسازی ارتباطات قبلا جواب نداده و تجربه‌های مکرر از ویدیو تا ماهواره و بسیاری دیگر از این نوع امکانات، نشان داده که تنها راه مناسب، ایجاد زیرساخت‌های قویتر است. انگار باید بدیهیات را توضیح دهیم؛ این یک امر بدیهی است که در هر عرصه‌ای نمی‌توان صورت مسئله را پاک کرد و خود یا کل مملکت را کنار کشید. باید کار کرد و محتوای عالی تولید کرد که موازنه‌ها را به نفع ما برهم بزند. ‏

تلویزیون اگر برنامه عالی و محتوای مردمی و ملی و هنری قابل قبول می‌داشت و به مدیران و هنرمندان برجسته و لایق میدان می‌داد در رقابت بزرگ تبلیغات جهانی ما برنده بودیم، و این همه دیش ماهواره در سقف خانه‌ها و روی پشت‌بام‌ها ظهور نمی‌کرد. درست مثل این است که در عرصه دفاعی و مناسبات قدرت نظامی، بگوییم خطرناک است و اگر انفجاری در حین آزمون و خطا رخ دهد ممکن است دانشمندان و نظامیان ما کشته شوند. یا دیگری بگوید جنگ بد است و ما طرفدار خونریزی نیستیم و اگر دشمن جنگ افزار تولید کرد و شبکه عظیم نیروی هوایی و موشکی دارد پس فعل حرام مرتکب می‌شود و کار منافی انسانیت می‌کند و… حال آنکه عقل و منطق حکم می‌کند که ما عرصه را خالی نکنیم و با اتکا به عقل و علم بومی و پشتیبانی وحدت و همراهی ملی به پیش رویم و به قدرت اول بدل شویم. ‏

وقتی این زمینه‌های سخت افزاری را انکار نمی‌کنیم چرا در مسایل نرم‌افزاری که مهمتر و اثرگذارتر است، به جای کار و تربیت عمومی جامعه و حمایت از مردم در مقابله با دشمنان، دست خود را می‌بندیم و مردم را محروم می‌کنیم تا راه ورود به فضای مجازی نیز یکسره از دسترس عموم خارج شود؟ این رویکردها تاکنون چه سود و منفعتی داشته و آیا در هنگامه‌های سخت که افکار عمومی باید به مقابله با دشمنان خارجی و ایجاد همدلی و وحدت بپردازد، چگونه می‌توان فقط با بی اعتمادی و سلب دسترسی مردم به هر امکان نوینی این مسایل مهم را به پیش برد و متحقق کرد؟ ‏

شبکه‌های اجتماعی تنها ابزار هستند. ظرفهایی هستند که مظروف و کیفیت استفاده و زیانش به عملکرد و برنامه‌ریزی ما بازمی‌گردد. این مسایل طبعاً نقشی در کاهش جرم و رفتارهای منافی عفت ندارد. فقط و فقط مشکلات جاری را عمیق‌تر و پنهان‌تر خواهد کرد. بالاخره از نقطه‌ای باید به مردم اعتماد کرد و برای درک و فهم و انتخابشان ارزش قائل شد.‏

مثالها در این زمینه متعدد است و تاکنون نیز علیرغم هزینه‌های فراوان و حتی رودررو قرار دادن نیروهای رسمی با بخشی از مردم و گاه ورود مأموران به حریم شخصی برای جمع کردن دیش‌های ماهواره و تصویب قوانین سفت و سخت، نتیجه مورد نظر طرفداران محدودسازی به دست نیامده است. حتی در شهرهای بزرگ استقبال افزون شده و اینها نتیجه رویکرد سلبی است وگرنه در هرکجا که رویکرد رقابتی و اعتماد به مردم به رسمیت شناخته شده و به مردم رجوع‌کرده‌ایم برنده ما بوده‌ایم. ‏

پس به جای اجرای تصمیماتی که تجربه‌های مکرر نشان از عدم توفیق آن دارد بیاییم دست به دست هم، به مردم میدان دهیم و در ایجاد و تولید محتوای انسانی و اخلاقی و مبتنی بر منافع ملی بکوشیم.

تجربه و تاریخ نشان می‌دهد که الزاماً محدودیت امنیت‌زا نیست، در عصر نوین و دوران اینترنت و آگاهی لحظه‌ای، محدودسازی بیشتر حساسیت و قهر به جا می‌گذارد. چه سود از این همه قهر و قوانین سلبی و اعاده به جبر و کیفر در موضوعات فراگیری که نمی‌توان با آن مقابله کرد مگر با تدبیر و کار صمیمانه و خردمندانه؟ ‏

شاید برخی می‌خواهند یک شبه فتح‌الفتوح کنند. خیر، باید کار کرد و در علم و ارتباطات و اطلاعات صدها برابر بیشتر باید کار کرد و مردم و نخبگان را تجهیز نمود. پس دوستی و مهر و اعتماد را به جامعه بازگردانیم؛ دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد..

Email this page

نسخه مناسب چاپ