محک
اپیدمی استعفاء!
ابوالقاسم قاسم زاده
دکتر حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت و درمان همچون دکتر عباس آخوندی وزیر مسکن، راه و شهرسازی از دولت روحانی استعفاء داد و رفت. استعفای وزیر از ادامه همکاری با دولت مستقر اگرچه در هر نظام حکومتی و هر دولتی امکان دارد، اما در افکار عمومی و بخصوص در مطبوعات اقدامی طبیعی نیست و علل و دلایلی دارد که رؤسای دولت‌ها یا شخص وزیر مشروح آن را به اطلاع عموم می‌رساند. در همین آغاز بنویسم که اغلب وزراء یا مدیران ارشد اجرایی در دولت اگرچه در صف اول شرایط خاص مدیریتی در دوره سخت و خاص «تحریم»‌ها قرار دارند، همواره با دو مشکل دیگر نیز مواجه‌اند؛ یکی از جانب مجلس و گرایش‌های سیاسی ـ‌ گروهی فراکسیون‌ها و برخی از نمایندگان که در کنار استفاده قانونی از حق سؤال و تقاضای استیضاح وزیر، اغلب به جای حل مشکلات مدیریتی یا تصحیح برنامه‌ریزی‌ها به جهت‌گیری‌های خاص سیاسی و یا سلیقه‌ای منجر می‌شود!

دوم و شاید مهم‌تر و حساس‌تر از اولی، تفاوت‌های شخصی، سلیقه‌ای و دیدگاه‌های صف و ستاد در دولت است که از دوره اول ریاست جمهوری روحانی تا امروز بعد از دو سال از دوره دوم ادامه داشته و دارد. صف را معاونان و مشاوران مستقیم رئیس جمهور و نهادهای مدیریتی متصل به نهاد ریاست جمهوری و زیر نظر مستقیم رئیس جمهور تشکیل می‌دهند و ستاد را دستگاه‌های اجرایی و در رأس آن وزارتخانه‌ها با مسئولیت وزیر در رأس مدیریتی آن. به گمانم یادتان نرفته، استعفای وزیر اقتصاد و دارایی «دکتر طیب‌نیا» را که بعد از مدتی معلوم شد اختلاف وزیر (مسئول ستادی اقتصاد کشور) با جمعی از مسئولان «صف» در نهاد ریاست جمهوری بود که خود را طراح و سکاندار برنامه‌ریزی اقتصادی و مالی کشور می‌خوانند. طراحی که در مسیر خود دلار را به مرز ۱۷ هزار تومان و سقوط آزاد ارزش پول ملی رساند و بلبشوی نقدینگی و افسار گسیختگی نرخ تورم همراه با رکود را رایج کرد. دکتر طیب‌نیا وزیر وقت اقتصاد و دارایی استعفاء داد و رفت، اما تا امروز هیچکدام از «دانشمندان!» اقتصادی و مالی در کنار رئیس جمهور در نهاد ریاست جمهوری و شوراهای عالی «صف» نه تنها از مردم عذرخواهی نکرده‌اند که همچنان مدافع نظرپردازی‌ها و طراحی‌‌های اشتباه خود هستند!

قصد این نوشته شرح خدمات وزیر بهداشت و درمان دکتر قاضی‌زاده هاشمی نیست که در مدت پنج سال و نیم از دو دوره اول و دوم ریاست روحانی وزیر بود و همواره مورد تأیید رئیس جمهور، مجلس و بسیاری قرار داشت و او را وزیری موفق می‌نامیدند. این حداقل را می‌نویسم که در مقایسه با دیگر وزراء دولت، هیچ وزیری به اندازه دکتر هاشمی به سراسر کشور سفر نکرده است و از نزدیک تا دور افتاده‌ترین بخش‌های کشور حضور مستقیم نداشته است و آخرین نمونه از موفقیت اجرایی او، بعد از زلزله ویرانگر در کرمانشاه و «قصرشیرین» بود و…

دکتر قاضی‌زاده هاشمی در بیان چرایی کناره‌گیری از دولت و استعفای خود گفته است: «… آخرین جلسه شورای معاونین وزارتخانه را همه بشنوند، همه حرف‌ها را همانجا گفته‌ام، توضیح داده‌ام که چه کسانی ما را اذیت کردند، کار آنها اذیت مردم بود. مشکلات ما یک‌روزه،‌ یک ساله یا مربوط به بودجه امسال نبود، مشکلات ناشی از تفاوت دیدگاه و رفتار بود. این تفاوت به جنس هر یک از ما و ریشه‌ها، اعتقادات و باورها باز می‌گردند. به جز صحبت‌هایی که در آخرین جلسه شورای معاونین با همکارانم مطرح کردم که توصیه می‌کنم همه آن را بشنوند، هرآنچه که منتسب به من منتشر شود فاقد ارزش و اعتبار است.»

در یادداشت مدیر مسئول محترم یکی از روزنامه‌های صبح تهران «این حلقه را بشکنید آقای رئیس جمهور» نکات خوبی آمده است که این نوشته را با آن پایان می‌دهم.

«در روزهای پایانی هفته گذشته که شایعه استعفای وزیر بهداشت و درمان بر سر زبان‌ها بود، رئیس دفتر رئیس جمهور که به نوعی سخنگوی غیررسمی دولت هم هست، از وی به عنوان وزیری لایق یاد کرد که رئیس جمهور روحانی در تلاش است مانع رفتن این وزیر از کابینه شود. یک روز بعد از این سخن رئیس دفتر رئیس جمهور، خبر رسید که استعفای وزیر بهداشت پذیرفته شده و آقای روحانی برای این وزارتخانه سرپرست تعیین کرده است.

با انتشار خبر پذیرش استعفای وزیر بهداشت، این سؤال به‌وجود آمد که اگر او وزیر لایقی بود چرا با رفتنش از دولت موافقت شد و اگر لایق نبود چرا رئیس دفتر رئیس جمهور آن‌همه از او تعریف کرد و خبر از تلاش برای راضی کردنش داد؟ و چرا به فاصله کمتر از یک روز برخلاف این سخن، استعفایش پذیرفته شد و به حذف شدنش از دولت رضایت داده شد؟

شاید بتوان پاسخ این سؤال‌ها را از متن استعفای دکتر حسن قاضی‌زاده هاشمی به دست آورد که مشکل را در وعده‌های عملی نشده سازمان برنامه و بودجه دانست و البته نکات دیگری هم گفت که گویای وضعیت نامناسب مدیریتی کشور است. جالب است که سرپرست وزارت بهداشت در اولین اظهارنظرش درباره چگونگی فعالیت در این وزارتخانه سخنی گفت که نشان‌دهنده صحت گلایه دکتر قاضی‌زاده از سازمان برنامه و بودجه است. سرپرست وزارت بهداشت که قبلاً معاون رئیس سازمان برنامه و بودجه بود گفت: «با رابطه‌ای که با دوستانمان در سازمان برنامه و بودجه داریم، امیدواریم بتوانیم در تخصیص منابع مناسب تلاش کنیم.»

این سخن نشان می‌دهد گره کار را باید سازمان برنامه و بودجه بگشاید و گویا با رفتن دکتر حسن قاضی‌زاده هاشمی این گره گشوده خواهد شد. اگر چنین است، چرا با در اختیار گذاشتن منابع مناسب، کاری نکردند که وزیر بماند و از تجربه‌ای که در ۵ سال و نیم وزارت اندوخته بود استفاده و کارهای ناتمام را تمام کند؟

حالا که مشخص شده مشکل اصلی در سازمان برنامه و بودجه است، آقای رئیس جمهور باید برای این سازمان چاره‌ای بیندیشد. با توجه به اطلاعات موجود، ماجرا بسیار فراتر از اختلاف نظر میان رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزیر بهداشت است. مشکل، حتی از سلیقه‌ای عمل کردن و گلایه‌مند ساختن وزرا و دستگاه‌ها و خاصه خرجی‌ها هم فراتر است. مشکل اصلی در حلقه تنگ و محدودی است که رئیس جمهور روحانی در آن محصور است. این حلقه که چهار پنج عضو دارد و رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز یکی از آنهاست، شاید دلسوز و خواهان خدمت باشند ولی کارنامه آنها نشان می‌دهد به همان اندازه که در محصور نمودن رئیس جمهور موفق بوده‌اند در پیشبرد امور کشور ناموفق هستند.»

Email this page

نسخه مناسب چاپ