بازار بزرگ تبریز
شادروان دکتر حسن حبیبی - بخش نهم و پایانی
 

رکود نسبی

پس از وقوع کودتای سوم اسفند، اهمیت سیاسی تبریز و نقش آن به عنوان پایتخت دوم کشور تحت تأثیر نگرش تمرکزگرای حکومت پهلوی اول رنگ باخت و جایگاه اقتصادی این شهر که مدتها در جوار امپراتوریهای روس و عثمانی و دروازه اروپا از رونق نسبی برخوردار بود، رو به افول نهاد؛ یعنی با فروپاشی دولت عثمانی از یک سو و حاکمیت نظام کمونیستی پس از انقلاب اکتبر در روسیه که منجر به قطع روابط تجاری ایران با نواحی قفقاز و ماورای قفقاز گردید، بازار تبریز دچار رکود نسبی شد و تجار تبریزی متوجه بازارهای اروپا شدند.

شالوده‌ریزی اتاق بازرگانی تبریز در این مقطع زمانی رویدادی مهم محسوب می‌گردد. در سال ۱۳۰۳ ش برای اولین بار به اهتمام تجار برجستة تبریزی تشکیلات آن پی‌ریزی گردید که به صورت غیر دوره‌ای و نامنظم، به ساماندهی امور جاری تجارت آن زمان می‌پرداخت. متعاقباً عده‌ای از تجار معروف تبریز با وصول هزینه توسط اتاق از تجار علاقه‌مند، عهده‌دار سازماندهی امور تجاری اتاق شده و بدین ترتیب قبل از تشکیل اتاق بازرگانی تهران در سال ۱۳۰۵ ش، این مهم از سوی تجار تبریزی به انجام رسید.۵۶

در این دوره به علت گسترش روابط سیاسی با کشور آلمان، کنسولگری آن کشور در خیابان لاله‌زار تبریز تأسیس شد و روابط تجاری بازار تبریز هم به تبع آن با کشور آلمان توسعه یافت. گروهی از بازرگانی ایرانی و به ویژه تبریزی، شعبه‌هایی برای تجارت در کشورهای اروپایی مثل آلمان و ایتالیا ایجاد کردند و طبق مقررات بین‌المللی در داخل و خارج کشور به تجارت پرداختند.۵۷

از سویی دیگر تحول کلی در ساختار ترابری کشور، سرکوبی قبایل سرکش و استقرار امنیت نسبی موجب شد تا مرکزیت داد و ستد از شهرهای بزرگی مانند تبریز به سایر نقاط و بنادر سوق داده شود؛ ولی مراکز عمده تجاری در بازار تبریز همچنان نقش خود را ایفا می‌کردند. نه تنها داد و ستد و صادرات فرش، خشکبار، چرم و پشم به کشورهای اروپایی انجام می‌گرفت،۵۸ بلکه صادرات اقلامی مانند روده که تا آن زمان با نمک مخلوط و درون خاک مدفون می‌گردید، با هوشمندی و ابتکار اشخاصی مانند حاج رضا طوبی به اروپا صادر می‌شد و درآمد ارزی قابل توجهی عاید می‌کرد.۵۹

مهمترین اقلام صادراتی و وارداتی

واردات عمده ایران از راه تبریز بود، علت آن راه‌آهنی بود که در جنگ جهانی احداث شده بود، هرچند بندرعباس و بنادر دیگر نیز فعال بودند ولی انتقال جنس از آنجا به تهران امنیت نداشت. غالباً قماش و بلورجات وارد تبریز می‌شد و خریداران از سطح کشور به تبریز می‌آمدند. آلمانیها در تیمچه سرای حاج سیدحسین کهنه، دفتر داشتند. «مسیو مریکا» که اصلیت یونانی داشت، نماینده چند کارخانه بزرگ خارجی در ایران بود.۶۰ عباسی، در بخش ضمائم و تعلیقات کتاب سیاحت‌نامة شاردن، ضمن اشاره به میزان صادرات عمدة تبریز، این شهر را به عنوان مرکز عمدة تجارت قالی ایران در سال ۱۳۰۵ ش معرفی کرده و مهمترین اقلام صادراتی این شهر را به ترتیب: قالی، خشکبار، و پوست و چرم، و واردات عمده را پارچه، قند و چای نام برده است.

در دهة ۱۳۲۰ با ایجاد راه‌آهن و جایگزینی تدریجی ترابری ماشینی به جای شتر و قاطر و الاغ، کاروانسراها در بازار تبریز منسوخ شدند و تنها تعدادی کاروانسرا در ضلع شمالی مهران‌رود و در حاشیة میدان به حیات خود ادامه دادند و از آن پس، رابط تجاری میان بازار تبریز و روستاها محسوب می‌شدند. فرد ریچاردز که در آغاز دورة پهلوی بازار تبریز را دیده است، می‌نویسد: «بازارهای تبریز به طور استثنا دارای چند کاروانسرای زیباست و درختان پرشکوهی که محوطه آنها را مزین ساخته، به مسافران اجازه می‌دهد که با گستردن قالیچه‌های خود در زیر سایه آنها دمی بیاسایند. در محوطه کاروانسراها، صدها قالیچه سفری به چشم می‌خورد.»

وی از اینکه پیشخوانهای بازار تبریز از چراغها و زینت‌آلات نازیبا و کمبهای وارداتی از روسیه و چکسلواکی انباشته گشته، اظهار تأسف می‌کند. این جهانگرد اشاره می‌کند که در بازارهای فرعی (احتمالاً منظورش شاخه‌های فرعی بازار است)، پیشه‌وران به فعالیت در زمینه‌های گوناگون از جمله تهیة چرم و پوست، خراطی، و پیشه‌های دیگر اشغال داشته و این امر موجب می‌گردد که «بازار محل پرکار و پرمشغله‌ای به نظر آید.»۶۱

با احداث خیابان فردوسی و تربیت، راههای ارتباطی بازار با شهر تسهیل گردید و مسافرخانه‌ها در این نواحی جایگزین اماکن اقامتی کاروانسراها شدند. همچنین راه اندازی اولین کارخانة چرم‌سازی با نام ایران در نزدیکی روستای لاله۶۲ و کارخانة چرم خسروی در سال ۱۳۱۶ توسط خانوادة صدقیانی۶۳ به صنعت کفش و رونق بازار آن در تبریز کمک شایانی کرد و بازار تبریز به قطب مهم تولید کفش مبدل شد.

تبعات ناشی از جنگ دوم جهانی

وقوع جنگ دوم جهانی و اشغال آذربایجان به دست قوای روس و تبعات ناشی از آن، صدمات جبران‌ناپذیری بر پیکر بازار تبریز وارد کرد. نه تنها طرفهای تجاری بازار تبریز در سرتاسر اروپا و منطقه درگیر جنگ بودند و امکان صدور کالا در شرائط قحطی موجود غیرمقدور بود، بلکه سلطة روسها عرصه را بر بازاریان تبریز تنگ‌تر می‌کرد. بر اثر نگرانی تجار از آینده و کسب و کار، بسیاری از مراکز عمده تجاری بازار تبریز که غالباً در سراها و تیمچه‌ها فعال بودند، تعطیل شدند و بازرگانان برجسته به تهران و شهرهای دیگر نقل مکان نمودند. نمونة بارز آن در شرح احوال کسانی مانند حاج اسماعیل عبدالله‌زاده فهیمی و حاج رضا صدیقی نخجوانی مشاهده می‌شود.

حاکمیت یک‌سالة فرقه دموکرات آذربایجان پس از ترک قوای متفقین و مصادره اموال برخی از بازرگانان متمول،۶۴ به نگرانیها دامن زد و نقش فراملی و فرامنطقه‌ای بازار تبریز کمرنگ شد. پس از سقوط پیشه‌وری داد و ستد تجاری با اروپا از سر گرفته شد و به ویژه دست‌اندرکاران فرش در بازار تبریز دریافتند که اروپای خسته از جنگ و خونریزی به دنبال‌آرامش و زیبایی است و طراحان برجسته فرش در تبریز نقوش جادویی خود را با رنگهای ملایم در آمیختند و فرش تبریز بدین طریق جای خود را دوباره در میان اروپاییها باز کرد.۶۵

بافت قدیمی بازار

تا سال ۱۳۴۰ش بافت قدیمی خود را حفظ کرده بود. دوروتی اسمیت در سال ۱۹۶۱مر۱۳۴۰ ش، در سفرش به دور دنیا چند روزی نیز در تبریز مانده و دربارة بازار این شهر مطالبی نوشته است. وی از بازار تبریز، تحت عنوان «مرکز بازرگانی قرون وسطایی» یاد کرده و اشاره می‌کند که این بازار، در بخش قدیمی شهر واقع شده و پس از طی کوچه‌های تنگ و تاریک به این بازار رسیده است. با توجه به توصیفات خانم اسمیت، شمایی از کلیت بازار تبریز در پنجاه سال پیش به دست می‌آید. در آن زمان کف معابر بازار خاکی بود و براثر تردد عابران صاف و ساییده شده بود. مغازه‌های زیادی، با مساحتهای کم در بازار وجود داشت. سقف بازار، باطاقهای آجری منظم پوشیده شده، و روزنه‌های شیشه‌ای بزرگی نور لازم برای روشنایی فضای داخلی بازار را تأمین می‌کرد.

با توجه به نوشته‌های این جهانگرد، شیوة داد و ستد (فرهنگ فروش) بازاریان، تقریباً همان بود که چکسون در چند دهه پیش از آن توضیح داده بود.۶۶ از اواخر دهه ۱۳۴۰ش با تعریض خیابان توپخانه (جمهوری اسلامی)،۶۷ بخشی از بازار شیشه‌گرخانه در طرح خیابان کشی تخریب شد و با احداث پاساژهای جدید در امتداد و اطراف خیابان مذکور و خیابان شهید مدنی، بافت قدیمی بازار، محوریت تجاری خود را از دست داد. ضمناً در دورة پهلوی برخی ساخت و سازهای غیراصولی در بازار انجام گرفت و تعدادی پاساژ در فضای داخل سراها ساخته شدند که پاساژهای (سرا) اخلاقی، خان، محمدیه و جعفریه از آن نمونه‌اند.

*

(انتشارات بنیاد ایران‌شناسی)

پی‌نوشتها:

۵۶٫ اسناد اتاق بازرگانی تبریز٫

۵۷٫ جوادی، تبریز و پیرامون، ص۲۵۸٫

۵۸٫ گفتگو با محمدحسین مسئله‌دان زاده، ۵ر۱۲ر۱۳۸۹٫

۵۹٫ گفتگو با محمدحسن عبدیزدانی، ۲۱ر۲ر۱۳۸۹٫

۶۰٫ حسن عبدالله زاده فهیمی، یادنامة بزرگداشت نودمین سال تولد، به کوشش علی حامدایمان، تبریز: کانون نیما، ۱۳۸۹، ص۱۰٫

۶۱٫ فردریک چارلز ریچاردز، سفرنامة فرد ریچاردز، ترجمة مهین دخت صبا، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۳، ص۲۳۵ـ۲۳۷٫

۶۲٫ گفتگو با رسول خوشمقام، ۱۸ر۰۵ر۱۳۹۰٫

۶۳٫ کریم میمنت‌نژاد و یونس جعفرزاده، تاریخ محلات و مشاهیر تبریز، شتربان، تبریز: نشر اختر، ۱۳۸۹، ص۳۶۶٫

۶۴٫ عبدالله زاده فهیمی، نامداران آذربایجان، ص۱۵-۱۹٫

۶۵٫ گفتگو با محمدحسین مسئله‌دان زاده، ۱۵ر۱۲ر۱۳۸۹٫

۶۶٫ عبدالعلی کارنگ، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، تهران: نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، راستی نو، ۱۳۷۴، ص۲۹ـ۳۱٫

۶۷٫ اخیراً این محور از میدان دانشسرا تا میدان نماز به خیابان شهداء تغییر نام یافته است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ