هنر/کنکاشی در تاریخ هنر ایران -۲
باز هم‌ مانی
 

نوشته‌اند که مانی شاپور را به دین خود دعوت می‌کند، شاپور با مشورت با موبدان صحنة مناظره‌ای را بین ایشان و مانی ترتیب می‌دهد که در آن فردوسی از زبان موبدان به شرح برخی از عقاید مانی می‌پردازد:
بدو گفت کای مرد صورت پرست
به یزدان چرا آختی خیره دست؟
کجا نور و ظلمت بدو اندرست
زهر گوهری گوهرش برترست
شب و روزگردان سپهر بلند
کزویت پناهست و هم زوگزند
به برهان صورت چرا بگروی؟
همی پند و دین مرا نشنوی؟
که گوینده گوید که یزدان یکیست
جز از بندگی کردنت چاره نیست
گر این صورت کرده جنبان کنی
سزد گر ز جنبده برهان کنی…
در نهایت مانی در این مناظره شکست خورده و موبدان پیروز می‌شوند و مجازات وی را طلب می‌کنند فردوسی در ادامة ماجرا به شرح مجازات مانی می‌پردازد که در ضمن بررسی نگارة مرگ مانی به آن بیشتراشاره خواهد شد. لازم به ذکر است که فردوسی وقوع این ماجرا و مرگ مانی را در زمان پادشاهی شاپور
می‌داند در صورتی که با توجه به منابع تاریخی واقعه مرگ و مجازات مانی در زمان پادشاهی بهرام اول رخ می دهد .
توجه به شخصیت مانی محدود به دوره و زمان مشخصی نمی شود .شاعران معاصر نیز هنر مانی را مورد ستایش قرار داده اند از آن میان می توان به اخوان ثالث اشاره نمود که دراشاراتی به مانی می نویسد:
زدل نزدیکتر با توست وزخون در تو جاری تر
چنین فرمود مانی گر تونزدیکی و گر دورش
یا در جایی دیگر می آورد:
ستایش کنان مانی ارجمندت
چو نقاش و پیغامور دوست دارم
هم آن نقش پرداز ارواح برتر
هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم
تصویر مانی در نقاشی ایرانی
پس شرحی درباره حضور مانی در ادبیات ایرانی، در این مجال سعی می شود به تاثیر این ذهنیت و اشعار را برخلق آثار نقاشی پرداخته شود‌.
با بررسی نگاره های مختلف از ادوار گوناگون تنها دو نگاره یافت و انتخاب شده است که در آن ها تصویر مانی مشاهده می شود. نگاره ای
‌از خمسة نظامی متعلق به دوره قراقویونلو است که در حال حاضر در موزة توپکاپی نگهداری می شود و نگارة دیگری از شاهنامة فردوسی معروف به شاهنامة ابو‌سعیدی یا دموت متعلق به سدة ۸ هجری از تبریز است که صحنة مرگ مانی را مجسم می نماید و در حال حاضر در موزة رضا عباسی می باشد که به اجمال هر یک از آنها معرفی می شوند.
بررسی نگاره مرگ مانی
پیرامون مرگ مانی روایات متعددی نقل شده است .به روایت ابو منصور ثعالبی بدن او را پوست کندند و پوستش را از کاه پر کردند و به یکی از دروازه های شهر آویختند به گفته ابن ندیم کالبد او را دو پاره کردند و بر دو دروازه شهر گندیشاپور به صلیب کشیدند و بر اساس منابع مانوی سرش را از بدن جدا کردند و بر فراز دروازه شهر به میخ آویختند و….
(‌دکره ،۸۲:۱۳۸۰) فردوسی با قبول روایت اول طی داستانی که شرح آن گذشت با خرسندی صحنه مرگ مانی و به دار آویختن او را شرح می دهد که این صحنه مورد توجه تصویرگر شاهنامه قرار می گیرد. صحنه در میانه کادری قرار گرفته است در بالای تصویر در کتیبه‌ای به قلم زر و خط نسخ نوشته شده است: صورت مانی نقاش بر درخت آویخته اطراف آن نیز با نقوش تزئین شده است.
در بالا و پایین تصویر ۳۱ بیت نگاشته شده است . ۴ بیت انتهایی از بخش بالایی و کل ابیات قسمت پایین داستان انتخاب اردشیر به ولیعهدی را بازگو می کند و ارتباط با ماجرای مانی ندارد. ابیات مرتبط با داستان نگاره اینگونه آغاز می‌شود :
فراوان سخنها دگر نیز گفت
که با دانش و بخردی بود جفت
فرو ماند مانی از گفتار او
بپژمرد شاداب بازار او
ز مانی بر آشفت بس شهریار
بر او تنگ شد گردش روزگار
بفرمود بس تاش برداشتند
به خواری ز درگاه بگذاشتند
چنین گفت کین مرد صورت پرست
نگنجد همی در سرای نشست
چو آشوب و آرام گیتی از اوست
بباید کشیدن سراپای پوست
همان پوستش آکنده باید به کاه
بدان تا نجوید کس این پایگاه
بیاویختن بر در شارسان
وگر پیش دیوار بیمارسان
بفرمود چوناک فرمود شاه
بدان بی وفا مرد گم کرده راه
جهان یکسر از شاه دلشاد شد
دل دینیان از غم آزاد شد
جهانی بر او آفرین خواندند
همی خاک بر کشته افشاندند
امتداد کادر ابیات کل صفحه تصویر را به سه قسمت تقسیم می‌نماید‌که با احتساب مصرع‌ها به شش ستون فرضی عمودی قابل تقسیم بندی است.همچنین سایر اجزا در کل تصویر به صورت زوج انتخاب و نشان داده شده اند.(‌درها و پنجره ها، ۲ نیم تنه زن، ۲درخت ،۲پیکره سواره و۲ پیاده وحتی پیکر مانی هم در دو جا دیده می شود.)
اصل واقعه که صحنه به دار کشیدن مانی است دقیقا در میانه تصویر دیده می شود . در مرکز تابلو دو درخت نخل قرار دارد که خاص مناطق گرمسیری است ونشانگر این امر می باشدکه هنرمند در نظر داشته تا به محل جغرافیایی وقوع حادثه هم اشاره نماید زیرا مطابق باحکایت واقعه در شهر گندی‌شاپور رخ می‌دهد. بر درخت جلویی تصویر مانی دیده می شود در حالی که شالی به کمر دارد و به وسیله طنابی از گردن به درخت آویزان است.این پیکره بنا به روایت پوست پر از کاه شده مانی می باشد و آن دیگری که برهنه بر روی زمین افتاده جسد مانی است که پوست آنرا کنده اند فلذا هیچیک از اجزای صورت و بدن وی مشخص نمی‌‌باشد و با رنگی
سرخ‌تر‌،ترسیم شده است.
در سمت چپ نگاره ۴ پیکره مرد که دو نفر ایشان سوار بر اسب و دو نفر دیگر ایستاده اند مشاهده می شود . پیکره سوار بر اسبی که لباسی متفاوت از سایرین و به رنگ سبز بر تن دارد و احتمالاً یک شخصیت بلند مرتبه و یا موبدی زرتشتی است که شیئی به مانند تعلیمی به دست دارد و با آن به جسد اشاره و به نوعی شاید قدرت نمائی می‌کند . پیکره ایستاده ای که لباسی به رنگ قرمز به تن دارد و با دست به بالای درخت اشاره می‌کند احتمالاً جزو سربازان می‌باشد و در حال ارائه گزارش به اسب سوار می‌باشد . پیکره دیگری نیز در کنار درخت تصویر شده که میله ای در دست داشته و در حال ضربه زدن به جسد بر زمین افتاده مانی است. چهره زنان و مردان در این تصویر با چشمان بادامی، ریش، مو، لباس و کلاه نمایان گر سبک مغولی است
در سمت راست تصویر نمایی از یک ساختمان آجری با دو درقوسی شکل دیده می شود این بنا مطابق با داستان ،ساختمان یک بیمارستان است که دربالای آن و از میان پنجره ها نیم تنه دو زن دیده می شود که به جسد بالای درخت نگاه می‌کنند و یکی از آنها انگشت به دندان می‌گزد . در بالای پنجره‌ها
‌کتیبه ای تزئینی و احتمالا به خط کوفی با کاشی های لاجوردی نصب شده که متأسفانه به علت تخریب تصویر قابل خواندن نیست. همچنین ردیفی از کاشی های تزیینی به رنگ آبی در پایین عمارت دیده میشود.برخی از پژوهشگران خصوصیات معماری این بنا را از ویژگی‌های خاص دوره مغول ایلخانی می‌شناسند. نویسنده کتاب سیر تاریخ نقاشی ایرانی نقوش جزئیات معماری بنا را شبیه به نقوش مقبره الجاتیو معرفی کرده است‌.
(لورنس ویلکینسون،گری،۱۳۶۹ :۱۰۱) نوشین دخت نفیسی در مقاله ای به حضور ویژگی های معماری ساسانی در این عمارت حکایت میکند .
در این نگاره آسمان در پس زمینه به رنگ طلایی رنگ شده است که از ویژگیهای نگاره های این شاهنامه است..شریف زاده راجع به الهامات غیر ایرانی در این نگاره می نویسد :
زمینه زیر پای افراد به شیوه‌ای نزدیک به نقاشی چینی ساخته شده است .چین و شکن لباسها به شیوه متاثر از نقاشی مکتب عباسی و در نتیجه نقاشی بیزانس کار شده اما پر کردن زمین با گل و بوته از خصوصیات نگارگران ایرانی است که رعایت شده است (شریف زاده ، ۱۳۷۵: ۲۷۵)
خمسه نظامی
دومین تصویر از مانی در خمسه نظامی مربوط به دوره قرا قویونلو در شیراز ترسیم شده است.حکایت با خروج مانی از ری و حرکت وی به سوی چین آغاز می شود‌.
چینیان برای آزمودن مانی در مسیر عبور وی حوض بلورینی می‌سازند و نقاشی ماهر موج آب و سبزه در کنارة حوض را به گونه‌ای طبیعی نقش می‌زندکه مانی با واقعیت پنداشتن نقاشی، برای برداشتن آب کوزة سفالین خود را به حوض می‌زند که می شکند. مانی با
پی‌بردن به حیلة چینیان ،تدبیری می‌اندیشد که نظامی آن را اینگونه شرح می دهد:
برآورد کلکی به آئین و زیب
رقم زد بر آن حوض مانی فریب
نگارید ازآن کلک فرمان‌پذیر
سگی مرده بر روی آن آب گیر
درو کرم جوشیده بیش از قیاس
کز و تشنه را در دل‌آید هراس
بدان تا چو تشنه در آن حوض آب
سگی مرده بیند نیارد شتاب
نظامی در نهایت هنر و نقاشی مانی را عامل گرایش چینیان به دین وی معرفی می کند.
درنگاره تصویر شده از این موضوع( تصویر ۲ ) مانی مشغول نقاشی بر روی حوض آب نشان داده شده است. در این برگه تصویر در میان دو کادر که حاوی ابیات متعدد است دیده می شود ۳ بیت در بالا و ۸ بیت در پایین که از میان آنها صرفا ۳ بیت از ابیات کادر پایین تصویر مرتبط با موضوع نگاره می باشد و بقیة ابیات شرح واقعه ای دیگر است .ابیات مرتبط با داستان این گونه است :
بدان تا چو تشنه درآن حوض آب
سگی مرده بیند نیارد شتاب
بدان خاک چین این خبر گشت فاش
که مانی در ان آب زد دورباش
ز بس جادوئیهای فرهنگ او
بدو بگرویدند و ارژنگ او

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ