گلگشتی در آخرین آلبوم گلبانگ
بهار غم‌انگیز کامل و بى‌نقص
هومن ظریف
 

هنگامی که یک اثر دلنشین را می‌شنویم، متوجه باید باشیم که یکی از دلایل آن شاید تأخیر در آغاز تا انجام این اثر هنری باشد. فیلم‌ها و مستندهای پرتره فرهنگی که با چالش پژوهش و تأمین منابع اسنادی و مالی روبرو هستند؛ از اینگونه مؤلفه‌ها برای پردازش هرچه بیشتر بهره می‌برند.
اما سخن از آلبوم «بهار غم‌انگیز» با صدای«علیرضا گلبانگ» است که میکس و مسترینگ آن در همان نخستین ترنم موسیقی بی‌کلامش، نوید یک اتفاق و آنسامبلی همدل برای ایجاد کاری دل‌انگیز را می‌دهد.
علیرضا گلبانگ، معرفت آموخته محضر مجازی استادان: ادیب خوانساری و بنان و شجریان است و اینکه علاوه بر اینها بخت‌یار بوده است که محضر واقعی و حقیقی استاد اکبر گلپایگانی را نیز درک کند، در گزینه کاری و وسواسش و تبلور احساسش آشکار است.
صرف‌نظر از اینکه به فرموده جناب گلپا، هرگز بر اثر و راه رفته این استاد در تحریر پافرسایی نکرده است؛ آنچه بسیار سخت و غیربازاری است، پرهیز او از وام‌گیری تحریرهای دیگر استادان بانو و آقا است که دست تطاول، آنها را چندی پرده نشین کرده است. این خواننده همچنین به شدت،‌ همانند گلپا، از بازخوانی تصانیف مهربانو و مهربانان گذشته پرهیز کرده است و هرگز قیم صدای خانه نشینان نشده است و این امر با تسلطش برآواز، جواب آواز و تحریرهای بجا، او را در هنگامه جوشش استعدادهای فراوان به سوی سبکی متشخص رهنمون ساخت است.
در بهار غم‌انگیز که فرین به خون دویده پرنده‌ای سینه سرخ در طرح روی جلد است؛ حنجره خونین و گذار تیرگی و رسیدن به آبی سطح پشتین پرنده رو به آسمان را در آواز گلبانگ مجسم کرده‌ام.
بجا‌خواندن این خواننده با درک درست هم‌نواز و هم آوای پژوهنده هنرمندش علیرضا جواهری که ساحت پژوهش مرهون درخشش جواهرات‌اش است، در مقدمه علیرضا پورامید تصریح شده است که گفته است:«آواز، جلوه درونی‌ترین و زلال‌ترین هنر انسانی است. استاتید و بزرگان هنر آواز، حنجره را محل عبور عاطفه نامیده‌اند… هنرمند غمگین، عصبی، سوگوار یا خوشحال اگر آواز بخواند،‌ قطعاً احساس خویش را و بروز عاطفت را هرگز قادر به کنترل نخواهد بود و به تعبیر دیگر درونی بودن و آئینگی آواز اینکه شخصیت هنرمند را مجلاً و محل ظهور است.»
به هر حال جمع ۳ علیرضا در این بهار غم‌انگیز، تداعی اندیشه و گفتار و کردار نیک را دربرداشته است که در پایان مقدمه پورامید نیز از قول استاد مرحوم نادر گلچین تصریح شده است که‌؛ آواز ایشان بدون نقض و کامل است.»
اما حضور این خواننده در این آلبوم ازلون دیگر است. زیرا به خاطر اینکه آغاز اندیشه آلبوم دهه ۷۰ بوده و بعد از سه دهه این اثر آماده شده است، گلبانگ در توفیقی اجباری، به جای شعر ابتهاج، دل به دریای سرایش هم زده است:
بهار بی‌رخت‌ای گل چه شرمسار دمید
بیا که خون دل از چشم انتظار چکید…
و شعر سپیدش که در مطلع سروده است:
گریان چو ابر نوبهار
می‌گریم از غم بی‌قرار
آهم از دل سرزند، در قفس
آتشی به جان برزند، هر نفس
در دل هوای آزادی، برلب نوای آزادی
القصه، شگفت‌آور تکنولوژی امروز، که تنبک و دف و سنتور هنرمندانه اثر یک نوازنده است و پرسش و پاسخ ساز و آواز، تداعی‌کننده هیاهوی تنهایی علیرضا جواهری گرانقدر که شاهد پرده نشین شده است و سایه‌اش در مصاحبه‌ها سنگین!

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ