یادداشت
تداوم یک مرد تا ابدیت
عماد فرح نیا
۳۶ سال از صبحگاه نهم بهمن ماه سال ر۱۳۶۱ر سپری شد. درست چنین روزی قبل از آنکه تیغ آفتاب ظهر منطقه فکه را تماماً در نوردد، غلامحسین افشردی (ملقب به حسن باقری) از قلب آن به تاریخ پیوست. به همین سادگی! همچون بخش اعظم زندگی‌اش، همچون اعمال و کردارش که تا آغاز جنگ ایران و عراق یکی از میلیونها مرد و زن این سرزمین بود و چندان انتظار این نمی‌رفت که روزها، ماهها و اکنون قریب به ۴ دهه بعد از آسمانی‌شدن،کماکان محل تأثیر و مهمتر از آن، کهربای آرزو و شناخت حقیقت ذهن و شخصیتش باشد.

حسن باقری به دلایل روشن و کاملاً واضحی که می‌توان در آثار مکتوب، اسناد ارزشمند قرارگا‌ه‌های مرکزی کربلا و نصر و بخش صوت‌های ذیقیمت جلسات او و گزارش‌های ارتش عراق جستجو کرد و به جایگاه یگانه او در طی ۲۸ ماه حضورش از آغازین هفته هجوم عراق تا روز شهادتش پی برد پس چنین مقولة عظیم و پراز شگفتی از هوش، نبوغ و جهت دهی او در آن مقطع از جنگ، در مجال کوتاه این یادداشت نمی‌گنجد. پس به یک درنگ پر جذبه از اینکه چرا او پابه پای این تاریخ زنده است، بسنده می‌کنیم.

در هفتة آغازین جنگ، هیچ چیز به اندازه تشویش عدم قطعیت شک فراگیر، شوک گسترده و امید واهی به کوتاه بودن تخاصم، قطعی نبود!

و این مختص جنگ ایران و عراق نیست که ذات تمام جنگهای دوران مدرن است، به ویژه از آغاز جنگ اول جهانی در اوت ر۱۹۱۴ر که قوای آلمان قیصری از مرز بلژیک به سمت فرانسه تک خود را آغاز کردند و در سمت شرق به سمت پروس شرقی و مرز روسیه تزاری رفتند، این حقیقت تلخ آشکار شد که دیگر قرار نیست این باور که جنگ به زودی آغاز و پایان می‌یابد! معنا داشته باشد.

در آغاز حسن باقری، این روزنامه نگار کاربلد و آشنا به کار اطلاعاتی، در حالی وارد خاک خوزستان می‌شود که به هیچ‌وجه حتی موقعیت و خاستگاه شغلی و حرفه‌ای او نیست که مشخص می‌کند قرار است فرماندهی عالی و سطح استراتژیکی، بر دوشهای این جوان نحیف و لاغر نهاده شود.

از هر افقی فراتر رفتن، مشاهده جزئی‌ترین نقاط ضعف قوا، شرایط روح و ذهن نیروهای ایران در آن بی‌نظمی و تضاد وحشتناک آرا و تفکرات سطوح مختلف فرماندهی ایران و دهها مفهوم بنیادین چگونه توسط یک جوان ۲۵ سالة روزنامه‌نگار با سرعتی حیرت انگیز در یک ساختار هدفمند و سیستماتیک مثل یک پازل کنار هم انتظام می‌یابد؟ طی سه و سپس شش ماهه آغازین بدون شک حسن از یک داوطلب عادی مبدل به درخشانترین راهگشای این عرصه نابرابر جنگ می‌شود.

این جنگ با تمام اثرات بزرگ و بعضاً کوچک نا زدودنی و گذرا، هر چه بود هشت سال ادامه پیدا کرد و امروز۳۰ سال از پایان آن و ۳۶ سال از رجعت حسن باقری سپری شده است.

بخش عظیمی از شخصیت ـ عملکرد ـ تأثیرات و میراث او هنوز نیاز به کاوش بیشتر و عمیقتر دارد و به بیان دیگر هنوز برای قضاوت قطعی در مورد مردی که در ۲۸ ماه حضور در عرصه جنگ به چنین تأثیر گذاری یگانه‌ای رسید بسیار زود

است.

در پایان جنگ دوم جهانی تقریبا این تصور فراگیر وجود داشت که همه چیز مشخص است و حتی میزان مجرم بودن و مسئولیت هر یک از فرماندهان جنگ واضح می‌نمود، اما گذشت زمان و روشن شدن بسیاری از شخصیت‌ها سیمایی دیگر یافت.

حسن باقری هم در تمام این دوران سی و شش ساله در حال تداوم بوده ـ و اهمیت آنچه که انجام داده برای کسانی که پس از او به پرسشگری پرداخته‌اند، پررنگ و وسیعتر چهره خود را نشان داده است و خواهد داد. این تداوم و نقش ریشه در نگاه عقلانی و مسئولانه به ماهیت جنگ دارد.

‏هر چه که زمان بیشتر و بیشتر سپری می‌شود، نگاه نقادانه، ژرف، بی‌طرفانه و بدون تعصب برجسته‌تر خودنمایی می‌کند. امروز که دیگر سالها از مرگ صدام حسین و سران حزب بعث سپری شده است و دیگر آن التهاب و حساسیت آن سالها عملاً وجود ندارد، نگاه کاملاً پژوهش محورانه و غیرمغرضانه به جنگ چه ایرانی و چه غیرایرانی اهمیت یافته و شخصیت غلامحسین افشردی و بازتاب تمامی کوشش‌ها و اندیشه او پرفروغ‌تر شده و به‌ تدریج این کوه عظیم که فقط بخش کوچکی از آن بیرون از آبها قرار داشت، در حال بیرون زدن از دل اقیانوس جنگ

است.

شخصیت‌هایی چون سووروف، مانشتاین و گودریان در عرصه جنگاوری و فرماندهی چنین بودند که به تدریج بر اهمیتشان افزوده شد و نه به واسطه تبلیغات و پروپاگاندای مقطعی جنگ. حسن باقری هم به جرگة کسانی تعلق دارد که روشنایی صبحگاهی آرام آرام شخصیت، مسئولیت، تعهد، نبوغ طرح‌ریزی، افق استراتژیکی جنگ، احساسات پرشور نسبت به حفظ جان افراد، تلاش فراتر از تصور برای تحقق پیروزی و دهها خصیصة منحصربه‌فرد این شخصیت را نشان داده و خواهد داد و این ثابت کرد که او پابه پای تاریخ تداوم خواهد یافت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ