یادداشت
ترکیه و ماجرای کردها
سید مسعود رضوی
وقتی دونالد ترامپ اعلام کرد که سربازان امریکایی از سوریه خارج خواهند شد، هیچ گروه و جریانی به اندازه کردهای مبارز و مؤتلف ایشان در شمال سوریه غافلگیر نشد. درواقع از شگفتی بیشتر، شوک قدرتمندی وارد شد تا دانسته شود پیوندهای جنگ داخلی سوریه، ضمانتی برای هیچ دسته و گروه و کشوری به همراه ندارد و تنها درحد منافع تاکتیکی می‌توان روی آن حساب کرد.

در مقابل قوم کرد و اهالی شمال کردستان، ترکیه قرار گرفته و به یک معنا آنها هم غافلگیر شدند. اما تعجب دولت اردوغان از نوع دیگری بود. زیرا نظامیان و سیاسیون ترکیه با تصور یکسره ساختن کار گروههای مسلّح کرد در این منطقه، ذوق زده شده و درحال آماده سازی نیروهایشان بودند که البته بازهم معلوم شد نباید در این آشفته بازار زود تصمیم گرفت و یا دست به ماجراجویی زد. علی‌الخصوص که پای تصمیمات و سخنان خارق العاده رئیس‌جمهور امریکا در بین باشد و کیست که نداند ظرف ۲۴ ساعت تا یک هفتة بعد هیچ یک از ارکان فرمان و سامان قبلی معتبر و مجری نخواهد بود و حتی از اساس ممکن است انکار شود!

اما تنها عهد ترامپ نیست که تَرَک برمی‌دارد؛ بلکه تمام بازیگران حاضر در سوریه باید مراقب همپیمانان و رفقای کنونی باشند و تنها بر اساس منافع ملی خود دست به اقدام بزنند. آزموده‌های دو سه سال اخیر نشان می‌دهد که گاهی همپیمانی با برخی کشورها سود یکطرفه دارد و به‌تدریج موجب ایجاد حاشیه امن برای طرف ثالثی خواهد شد که حضور مستقیم هم ممکن است نداشته باشد.

نمونه فرصت طلب و بسیار ماجراجو رژیم صهیونیستی است که در بازه‌های زمانی متفاوت به مواضع رقبا و دشمنان خود حمله کرده و زیر چتر حمایت امریکا و پیمانهای منطقه‌ای اهداف خود را دنبال می‌کند. دوستان و دشمنان در سوریه فراوانند. اما میان بازیگران و بازیگردانان تفاوت ظریفی هست. بازیگران پس از ایفای نقش مرخص و خارج می‌شوند اما بازیگردانان قصد دارند به حضور و اثرگذاری در درازمدت ادامه دهند. به همین دلیل بیش از آنکه منتظر همراهان و دوستان یا مراقب منفعت هم پیمانها باشند، دنبال تحکیم مواضع خود و افزایش رقم سود و امتیازاتشان هستند.

روسیه یک نمونه از همین بازیگران است که به بازیگردان تبدیل شده و سوریه را کارت مناسبی برای بازیهای منطقه‌ای و جهانی تلقی می‌کند تا سود بیشتری ببرد و بتواند معاملات محتمل را با پشتوانه موقعیت ممتاز در سوریه بهتر پیش ببرد. ترکیه و اردوغان نیز دوست دارند همین نقش را داشته باشند و بهترین منفذ برای رسیدن به این هدف، حضور برق آسا در شمال سوریه و زدن کردها به ضرب ارتش و زور و نمایش بود. اما درس تازه به دولت اردوغان داده شد تا از بهت و ذوق برون‌‌آید و این درس بیانگر خطای تصمیم و تعجیل بیهوده بود. با این حال باید اذعان کرد که از جهتی دیگر موفق بوده‌اند و ترکها توانسته‌اند خود را به عنوان بازیگری مهم در صحنه سوریه حفظ کنند. دیپلماسی و حضور ما نیز برآیندی از تعامل و تقابل، و رقابت و رفاقت، در همین زمینة پرآشوب و آکنده از جنگ و نیرنگ است.

بازگردیم به موضوع کردها و موضع ترکیه در مورد کردستان سوریه و عراق، که با رخدادهای اخیر معلوم شد هر لحظه‌ای که سپر حمایت و ائتلاف با کردها برداشته شود، ترکیه درنگ نخواهد کرد. سیاست ترکیه و دولت اردوغان، داشتن دست برتر و قدرت غالب است. اتکای به قهر و غلبه تنها مسیر تضمین شده در ارتباط میان گروهها و اقوام کرد با دولت و سازمان میت و نظامیان شووینیست ترکیه است. این امر ریشه در تاریخ و ایدئولوژی خاصی دارد که برای تحلیلگران و آگاهان به سیاست در منطقه قابل توضیح است.

اما خوشبختانه ایران نیاز به غلبه و سرکوب ندارد. در روابط با کردها موضع مناسب و دوستانه باید غالب باشد. به طور کلی اقوام کرد در ایران با ترکیه و دیگر نقاط خاورمیانه تفاوت ارتباطی و فرهنگی زیادی دارند. ما یگانه و همزیست و دارای تاریخ مشترک بوده و هستیم. سرکوب و کشتار کردها توسط صدام و یا خشونت بی‌مهار و بلاتوجیه نظامیان ترک و نفرت پراکنی میان آنها در کشور ما هیچ سابقه‌ای ندارد. ایران وطن مشترک ما بوده و هست و کردها همسان و همپای بقیه اقوام ایرانی و همزیست قرون و هزاره‌ها بوده اند.

ما در عراق و سوریه با دشمن مشترک یعنی القاعده و داعش و بعثیان جنگیده‌ایم و کمکهای ایران در لحظات حساس از افتادن کرکوک و حومه اربیل به دست داعشیان خون آشام حیاتی و تاریخی بوده است. مردم ایران نیز سلحشوران حماسة کوبانی را که تا آخرین قطرة خون برای دفاع در برابر سَلَفیها و تکفیری‌های داعش و مزدورانشان جنگیدند، تحسین کرده‌اند. لذا نباید اجازه داد تا به دلیل همراهی اقلیتی از گروههای کرد در منطقه استقرار سربازان امریکایی و عمدتاً برای حفاظت از ترکیه، مواضع ایران با ترکیه یکسان پنداشته شود.

ایران حامی و دوست کردها بوده و اقوام کرد ریشه و تاریخ مشترک با ما دارند. از ما و خود ما هستند. زمانی آیت الله العظمی حکیم در مقابل درخواست دولت نوپدید بعثی که خواهان سرکوب کردهای عراق شده بود ایستادگی کرد و به مخالفت با آن برخاست. به همین دلیل ایشان همواره مورد تکریم و نزد کردها محبوب بود. اما آن دولت پلید در زمانهای متعدد ازجمله در بمباران حلبچه در اواخر جنگ تحمیلی نشان داد که چه کینه‌ای نسبت به مردم مظلوم کرد و علاقه ایشان به ایران دارد. خوشبختانه مواضع سلیم و خردمندانه و بسیار دوستانه آیت‌الله العظمی سیستانی نیز همان مشی مرجع سلف را دنبال می‌نماید.

باری، سخن درباره اشتراک و دوستی کرد و لر و ترک و بلوچ و فارس و گیل و مازنی بسیار است. زبان و هویت و هنرمان یکی است و درآمیختن و زیست و زاد ایرانی در طول تاریخ بر این همراهی و نزدیکی گواهی می‌دهد. گرچه کردستان عراق و سوریه به سیل فتنه و هجوم بی رحمانه درگیر ناامنی و ناآرامی بوده است، اما ریشه‌ها و دوستی‌های تاریخی پابرجاست.

البته متاسفانه برخی رخدادها موجب سوءتفاهم و نقار بوده و به جای تقویت قدرت و منزلت، موجب مشکلاتی برای کردها و همسایگان شده، اما آن هم درسی تاریخی بود برای همة اقوام و ساکنان منطقه؛ ازجمله رفراندوم تبلیغی و ناسنجیدة بارزانی و دولت خودمختار در اقلیم کردستان که نه زمانش درست بود و نه اهدافش، نه به اقتدار اقلیم انجامید و نه به صلح و ثبات کمکی کرد. اما اینک زمان دیگری است و کردها حامی و مؤتلف قابل اعتمادتری می‌طلبند…‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ