یادداشت
جامعه بی کتابخانه تمدن نمی آفریند
دکترامیررضا - اصنافی استادیار دانش شناسی - دانشگاه شهید بهشتی
 

چندی پیش با یکی از همکاران درباره یک کار علمی و انجام یک مقاله مشترک گفتگو می کردیم که تصمیم گرفتیم ادامه بحث را داخل یک رستوران دنج انجام دهیم. میز کناری ما ۴ نفر آقا بودند که بلند بلند صحبت می کردند و ما ناخواسته مشغول شنود این گفتگو شدیم. فردی که انگار مسئولیت جمع را بر عهده داشت می گفت من می توانم برای این پروژه ساخت و ساز شش میلیارد تومان وسط بگذارم بقیه هم اگر یکی دو میلیارد بدهند قضیه حل است! من در قضیه خرید سکه سود کردم حالا آمدم سراغ این کار…دیگر نخواستیم بشنویم چه می گویند. آمده بودیم درباره نوع روش شناسی یک مقاله با هم مشورت کنیم. شاید اگر آن روز تعطیل یک کتابخانه عمومی باز بود می توانستیم با خیالی آسوده تر گپ علمی مان را آنجا بزنیم. در حالی که درهای یک کتابخانه عمومی به عنوان یک نهاد اجتماعی آموزشی بزرگ و ویژه عموم مردم نباید روزهای تعطیل بسته باشد. شاید بتوان پیچیدگی های مسائل اداری یا کمبود منابع انسانی را در این زمینه بهانه کرد اما راهکارهای متعددی برای این زمینه وجود دارد که یک نهاد اجتماعی که رسالتش آموزش مادام العمر و ارتقای سطح آگاهی جامعه است، در روز تعطیل بسته نباشد.

کتابخانه‌ها از ارکان توسعه یافتگی جوامع محسوب می‌شوند، لذا آگاهی از نفوذ خدمات این مراکز در جامعه و میزان استفاده از آن‌ها بسیار مهم است.البته باید به این نکته توجه داشت که کتابخانه‌ها زمانی توانسته‌‌اند در جامعه خود مؤثر باشند که خدمات‌ آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. اینکه با توجه نفوذ فناوری های اطلاعاتی چقدر تعامل بین کتابخانه ها و اجتماع حفظ شده است مساله ای است که باید آن را مورد توجه قرار داد. برخی بر این تصورند که با توجه به توسعه ابزارهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی دیگر نیازی به کتابخانه نیست یا اینکه اساساً نقش آنها کمتر شده است. در حالی که اگر بخواهیم واقع نگر باشیم و حتی تجارب کشورهای مختلف و پیشرفته دنیا را در نظر بگیریم خواهیم دید که فی الواقع چنین نیست. حتی اگر پیشرفته ترین سخت افزارها و نرم افزارها در جامعه به کار رود باز نمی توان مدعی بود که هوشمند بودن یک جامعه صرفاً متکی بر فناوری است بلکه این امر به معنای مشارکت همه اعضای جامعه در توسعه شهری و انجام فعالیتهای مدنی و داوطلبانه است. در این میان، کتابخانه به عنوان یک نهاد اجتماعی می تواند تسریع کننده توسعه و ایجاد یک جامعه هوشمند باشد.

فقدان تعامل یا ارتباط اندک جامعه و کتابخانه ها امری دو سویه است و نمی توان یک طرف را در این تعامل مقصر کاهلی دانست. به نظر می رسد کتابخانه ها آنطور که باید و شاید هنوز نتوانسته اند ضریب نفوذی را برای فعالیت های خود در جامعه ایجاد کنند و جامعه نیز چندان رغبتی به حضور فعال و پر رنگ در کتابخانه ها به قصد مطالعه، سرگرمی وخودآموزی از خود نشان نمی دهد. هر چند در سالهای اخیر حرکتهایی در جهت ایجاد این تعامل برقرار شده است لیکن هر قدر برای افزایش آگاهی مردم از طریق ارتباط متقابل کتابخانه ها و جامعه تلاش کنیم باز اندک است و حتی وقتی در اخبار و تریبونها به بحث درباره سرانه مطالعه پرداخته می شود و علت العلل کاهش یا حداقل، افزایش نیافتن سرانه مطالعه به گرانی کاغذ و کتاب نسبت داده می شود باز هم به نقش کتابخانه ها اشاره ای نمی شود . اگر برای بخشی از جامعه ایستادن در صف خرید کتاب بر خلاف ایستادن در صف خرید انواع مواد خوراکی و پوشاکی، صرف نمی کند و نمی ارزد حداقل

می توان با هزینه ای اندک، یک سال از تمام کتابهای یک کتابخانه عمومی استفاده کرد. به نظر می رسد کتابخانه های عمومی به عنوان نهادهای اجتماعی آنقدر قابلیتهای فراوان برای جذب مخاطب دارند و می توانند میزبان رویدادهایی مثل دیدار با نویسندگان، شب شعر، دورهمی های خانوادگی و غیره باشند و به جذب مخاطب بپردازند. به قول یکی از متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی خانم عماد خراسانی، آگاه نبودن جامعه از اهداف کتابخانه به‌صورت کلی و حتی در مرحله‌ای بالاتر آگاه نبودن مراجعه ‌کننده از نظم و ترتیب کارها در کتابخانه و بی‌اطلاعی او از معانی و مفاهیم، اصطلاحات و واژه‌های کاربردی در خدمات و فعالیت‌های کتابخانه به ناکارآمدی این پایگاه مهم اطلاع‌رسانی در حوزة علوم و فنون از گذشته تا حال و آینده منجر می‌شود و به‌تدریج با قطع کامل ارتباط مردم با انواع کتابخانه‌ها، میزان بهره‌ وری‌های فرهنگی و علمی آن‌ها که مؤثر بر جنبه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی جامعه است نیز کاهش می‌یابد و به بی‌رنگی کشانده می‌شود.

بی تردید افراد جامعه برای آن‌که بتوانند برای خود و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند مفید واقع شوند، ناگزیر به مطالعه و خواندن هستند، در این بین کتابخانه‌ها می‌توانند این امکان را به نحو مطلوب برای همه افراد مهیا کنند. امروزه جذب و راضی نگه‌داشتن مراجعه کنندگان به کتابخانه از تولید محصول دشوارتر شده است. لذا

حرکت بیشتر کتابخانه ها به سوی جامعه رخدادی مهم در جذب مخاطبان به شما می رود. بنابراین، کتابخانه‌ها اگر می خواهند در جامعه

سرعت محور و فناوری مدار بقایی داشته باشند باید در رسالتها و ماموریتهای خود تغییرات اساسی ایجاد کنند و ارتباط خود را با جامعه پررنگ تر نمایند و از سوی دیگر، جامعه اگر می خواهد تعالی فرهنگی و آگاهی داشته باشد نباید خود را از کتابخانه ها دور بداند.زیرا کتاب محور گفتگو در جامعه است و کتابخانه تمدن ساز٫

Email this page

نسخه مناسب چاپ