سبزینه/زیر نظر: عبدالجبار کاکایی/گذری بر کتاب «دردی به نام من»،اثر هادی حسینی نژاد
جنگیدن در چند جبهه
بهروز آقاکندی
 

یک
هادی حسینی نژاد، نامی آشنا و البته محبوب در حوزه ادبیات برای اهالی قلم است؛ گاه به عنوان ترانه سرا و گاه به عنوان کسی که مسئولیت های مختلفی نظیر اداره صفحه ادبیات روزنامه آرمان و خبرگزاری ایلنا را بر عهده دارد. بخشی از این محبوبیت در گرو رفتار حرفه ای او طی سال های اخیر است؛ به طوری که منتقدان و عموماً کسانی که با این صفحه فعالیت می کنند، نگرانی هایی از این دست که تیتر مطلبشان عوض شود، حواسشان باشد نسبت به جریانی حب یا بغض داشته باشند را ندارند.
طبیعتاً این آزادی عمل و توجه صرف او به مقوله ادبیات باعث شده با خروجی های مثبتی از این رسانه مواجه باشیم؛ به طوری که روزهای زوج علاوه بر کسانی که به طور حرفه ای در حوزه ادبیات فعالیت می کنند (یعنی مخاطب خاص) این صفحه مابین مخاطب عام(به معنای اکثریت جامعه) هم جایی برای خود بازکرده است.خب، این محبوبیت گاه مشکلاتی را برای این نوع افراد به وجود می آورد که از آنها می توان به عدم بهره مندی از نظرات واقعی مخاطبان خاص این حوزه مثل شاعران و منتقدان نسبت به آثارشان اشاره کرد. مخاطبینی که در مواجهه با آثار این دست از هنرمندان، عموماً جملات ثابتی هم دارند؛ مثل: «خوب بود» ، «لذت بردم» و…!
مشکلاتی مثل اینکه عموماً منتقدان روی آثار این نوع افراد نمی نویسند. به دلایل مختلف مثل ترس از این که اگر روابط دوستانه ای با طرف دارند، در آن خللی وارد شود یا در صورت منفی بودن نقدشان عملی تلافی جویانه اتفاق بیفتد (بگذارید رازی را با شما در میان بگذارم؛ گوشتان را بیاورید نزدیک تر. ببینید، چیزی تحت عنوان نقد منفی وجود ندارد؛ چون بخش اعظم نقد بر اساس مختصاتی که متن ارائه می دهد، اتفاق می افتد. مضاف بر این که تشخیص مشکلات متنی عموماً طی سه دهه اخیر معطوف به ضعف تألیف، ایرادات وزنی، قافیه ای یا مشکلاتی مربوط به حوزه زبانی هستـند که در کـل ایـرادات ابتــدایی محسوب می شوند و گوش زد کردن آنها به مؤلفین باعث شده کیفیت خود نقد هم پایین بیاید. چرا که منتقد و نقد در همان ورودی های کار نگه داشته می شوند.)
مشکلاتی که البته و خوشبختانه در آثار حسینی نژاد با آنها مواجه نیستیم. خب، اینها بخشی از مشکلاتی هستند که حسینی نژاد و افرادی مثل او که در چند جبهه می جنگند، با آن دست و پنجه نرم می کنند و همان طور که حدس زدید، این مشکلات یک طرفه هم نیستند و علت به وجود آمدنشان عدم وجود بستری مناسب برای شکل گیری ساختار حرفه ای نقد است. به طوری که یادم هست چند سال پیش وقتی قرار شد روی کتاب یکی از همین افراد نقد بنویسم؛ مسئول صفحه آن روزنامه در آرامترین شکل ممکن خواست تا کمی در نقد نرمش به خرج دهم.
شاید به همین دلیل است که یکی از بندهای قرار داد «وینسنت کنبی» منتقد ارشد روزنامه «نیویورک تایمز» این است که حق ندارد در لس آنجلس زندگی کند تا مبادا چشمش در چشم فیلم سازی بیفتد یا حتی با آنها رستوران یا کافه برود. توصیه من به منتقدین در این جور مواقع، پایبندی به قرار داد ‍ژنو (قرار داد منع استفاده از سلاح های کشتارجمعی) است. توصیه دیگری که می توان بکنم استفاده از لبه کند تیغ نقد و ارجاع مفاهیم به زیر گفتار متن است؛ به طوری که هم حرف هایتان را زده باشید هم …!
دو
کتاب «دردی به نام من»، کتاب خوبی است؛ به این دلیل ساده که وجه شاعرانه این آثار (در نمونه های موفق) باعث شده کارها قدرت بازخوانی پیدا کنند. ویژگی یی که فقدان آن در آثار منتشر شده طی سال های اخیر باعث شده تا مخاطب با انبوه آثاری مواجه باشد که در همان خوانش اول به یک باره همه چیز برایش فرو می ریزد. مشکلاتی که طبیعتاً اگر مربوط به حوزه ترانه باشد، ازروی کاغذ به تمامی کار سرایت پیدا می کند و نتیجه اش می‌شود همین ترانه هایی که مردم، چه در تاکسی، چه در خلوت خودشان، ترجیح می دهند در همان نیمه‌های کار از آنها عبور کنند تا این که دوباره از ابتدا گوش بدهند.
البته گاهی این غلظت شاعرانگی در بعضی از آثار حسینی نژاد آنقدر بالا می رود که احساس می کنیم دیگر با ترانه مواجه نیستیم و کار بیشتر به سمت شعر با زبان شکسته میل می کنند. بخوانید:
موج می خورد شال دریاییترآخرین روز آخرین دیداررآخرین عکسی که ازت موندهرماه کامل، روی آبی دیوار(ص۱۰۴)
آثار موفق و دلچسبی که گاه یک دستی زبان در بعضی مصرع ها یا بعضی کلمات آن از بین می رود؛ مثل مصرع های آغازین همین پاره که با کلماتی مثل «می خورد» یا «دریاییت» اتفاق می افتاد و در ادامه زبان به یک باره نرم تر می شود. مواردی که به نظر می رسد تعمدی است و حسینی نژاد بیشتر در حال آزمون و خطا در آنها به نظر می رسد. چرا که در نمونه های دیگر ما را با آثاری مواجه می کند که در آن، یکـدستی و صلابت زبان در آنها دیده می شود. بخوانید:
باورش سخته بی سرانجامیرآخرین برگ فال من باشهر این همه صورت از سرم ردشه…رتک تنهایی خال من باشه(ص ۵۱)
یا آثاری که این بار کاملاً ترانه هستند. بخوانید:
زندگی یه دوره گردهرمن و تو مشتریاشیم رواسه اون چه فرقی دارهرکه ما باشیم یا نباشیم.
ابیاتی که به دلایل مختلفی مثل یکدست بودن جنس کلمات (فال،صورت،تک،خال) برای رسیدن به مضمونی منسجم و کارکرد شاعرانه پیدا کردن تصاویر، قدرت ماندگاری در ذهن مخاطب را پیدا می کنند.
سه
شاید یکی از نکاتی که حسینی نژاد در آثار بعدی اش باید بیشتر به آن توجه کند، پاره ها یا ابیاتی هستند که در عموم آثار این کتاب، قابلیت حذف شدن را دارند. اتفاقی که در اغلب موارد اگر بیفتد، علاوه بر این که به کار لطمه نمی زند، باعث می شود تا اثر در حوزه های مختلفی مثل روایت از ضرباهنگ بهتر و سریع تری برخوردار باشد و چه بسا از اتهاماتی مثل اطناب هم رهایی پیدا کند.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ