محک
جهان در تهدید جنگ ‌اتمی!
ابوالقاسم قاسم زاده
دوسال و نیم از دوران چهارساله ریاست جمهوری ترامپ در کاخ سفید گذشت. اگر چه دوره ریاست جمهوری در آمریکا چهارساله است، اما فرصت زمانی مهم و اجرایی هر رئیس جمهوری در کاخ سفید در انجام برنامه‌هایش (داخلی و خارجی) دو یا سه سال از چهارسال ریاست است. به صورت معمول و سنتی سال آخر از چهارسال ریاست جمهوری در آمریکا معطوف به انتخابات جدید می‌شود. ابتدا رقابت‌های درون حزبی و تشکیل کنگره سراسری و رسمی حزبی حزب و معرفی رسمی نامزد ریاست جمهوری صورت می‌پذیرد که از یک مسیر مبارزه انتخاباتی حزبی در سراسر ایالت‌های آمریکا باید عبور کند و نامزد انتخاباتی ریاست جمهوری از این مسیر و با کسب پیروزی در اغلب ایالت‌ها در کنگره سراسری و رسمی حزبی برگزیده می‌شود. هر رئیس جمهوری از دو حزب حاکم، دمکرات یا جمهوری‌خواه، اگر بخواهد برای یک دوره چهارساله دیگر نامزد انتخاباتی ریاست جمهوری شود، باید این مسیر را که آن را به ماراتن رقابت حزبی برای ریاست جمهوری توصیف می‌کنند، با موفقیت عبور کند. لاجرم همه برنامه‌ها و سیاست‌ورزی در آمریکا در چرخه رقابت‌های درونی و کسب رأی اعتماد اکثریت نمایندگان حزبی در ایالت‌ها متمرکز می‌شود. ترامپ اکنون بعد از دو سال و نیم از دوران ریاست جمهوریش با مشکلات متعدد و بسیاری در داخل و خارج آمریکا مواجه است. سیاست‌های او در داخل اگر چه درپاره‌ای از موارد جواب داده است اما براساس آخرین آمارها، ۶۰درصد از مردم آمریکا با انتخاب مجدد او برای چهارسال آینده مخالف‌اند. اگرچه همین سنجش افکار عمومی را به صورت مطلق و یقین نمی‌توان ملاک تصمیم‌گیری مردم آمریکا و تثبیت آراء در انتخابات آینده ریاست جمهوری دانست. آنچه که این روزها در آمریکا مشهود است، از یکسو موفقیت حزب رقیب‌ ترامپ، دمکراتها، در کسب اکثریت مجلس نمایندگان کنگره است و از سوی دیگر شکاف تعیین کننده در حزب جمهوریخواه در مخالفت با ترامپ است که او نماینده این حزب است. در سیاست‌خارجی فضای شکست سیاست‌های ترامپ بیشتر مشهود است. به طوری که توازن قدرت در مقیاس بین‌المللی از سوی ترامپ چنان بهم ریخته شده است که اغلب تحلیلگران برجسته سیاسی حاصل مدیریت ترامپ در کاخ سفید را «جهان در مسیر تهدید جنگ جهانی» ارزیابی می‌کنند. شبکه خبری C.N.N در گزارشی ضمن انتشار یک بررسی از گذشت دو سال و نیم ریاست جمهوری ترامپ گفته است او در این مدت ۴هزار بار دروغ گفته است! از جمله این دروغها تکرار این جمله از اوست که دوران تغییر رژیم در کشوری دیگر توسط آمریکا گذشته است و این سیاست کهنه و احمقانه‌ای بود. اما اکنون به صورت علنی در پی تغییر دولت در ونزوئلا و ساقط کردن «مادورو» است. تا آنجا که کاخ سفید حتی دخالت مستقیم نظامی در ونزوئلا از سوی آمریکا را اعلام کرده است. روابط آشفته آمریکا با دو قدرت بزرگ بین‌المللی چین و روسیه تعریف بحرانی و خطرناک پیدا کرده است. در خاورمیانه همه سیاست ترامپ در انحصار تثبیت قدرت صهیونیسم و سلطه (هژمونی) اسرائیل بر سراسر منطقه استوار شده است. نسل ‌کشی فلسطینیان در دوره ترامپ روال عادی پیدا کرده است. وی در یک اقدام، بیت‌المقدس را به طور کامل مرکزیت اسرائیل خواند. در افغانستان بعد از ۱۷ سال اشغال نظامی این کشور توسط آمریکا، اعلام کرد که ارتش آمریکا از افغانستان خارج می‌شود و در سوریه شعار بازگشت فوری سربازان آمریکایی از این کشور را داد. اختلاف با اتحادیه اروپا با خارج شدن ترامپ از معاهده برجام و معاهده بین‌المللی آب و هوایی کلید خورد. وی در اجرای برنامه تعریف تعرفه‌های مالی علیه واردات از کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا و انگلیس همه قواعد تجارت بین‌المللی را به ‌هم ریخت. چین در سیاست بستن تعرفه‌های مالی در عمل در مقابله با ترامپ قرار گرفت، بخصوص که ترامپ به‌صورت گسترده آرایش نظامی در دریای چین و به رسمیت شناختن «تایوان» را عملی کرد. سیاست «تحریم» علیه جمهوری اسلامی ایران نیز در صدر لیست برنامه‌های تقابل ترامپ در راستای سیاست تهدیدهای او قرار دارد.

ترامپ از دوران انتخابات ریاست جمهوری تا امروز، شعار «آمریکا اول» را می‌دهد و بر همین اساس سیاست‌گذاری‌های دوران هشت ساله ریاست جمهوری «اوباما» را نقد و رد می‌کند. او سیاست چندجانبه‌گرایی را مردود و ضد منافع آمریکا و در تقابل با برنامه «آمریکا اول» می‌داند و به جای آن شعار تثبیت سیاست دوجانبه‌گرایی با محوریت و مرکزیت آمریکا را می‌دهد که اتحادیه اروپا آن را «یکجانبه‌گرایی» با پذیرش تک ابرقدرتی آمریکا توصیف می‌کند. اتحادیه اروپا، چین و روسیه این دیدگاه ترامپ را عبور دادن جهان به سمت و سوی شکستن همه قواعد روابط بین‌المللی و تهدید جنگ جدید می‌دانند.

اکنون رقابت تسلیحاتی واشنگتن ـ مسکو به مرز خطرناک تا حد «تهدید جنگ اتمی» رسیده است. خروج آمریکا از پیمان منع تولید و بکارگیری موشک‌های میان بُرد هسته‌ای که در زمان ریاست جمهوری ریگان در آمریکا و رهبری «گورباچف» در اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ میلادی بسته شد، اخبار جهان به سوی جنگ اتمی را تشدید و خبر روز خبرگزاری‌های بین‌المللی کرده است.

خبر این است: «سرویس خارجی: وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد: واشنگتن از پیمان منع موشک‌های میان‌برد هسته‌ای با روسیه خارج می‌شود. «مایک پمپئو»، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد کشورش به مدت ۱۸۰ روز از پیمان منع موشک‌های میان‌برد هسته‌ای با روسیه خارج می‌شود. ائتلاف ناتو هم به فاصله‌ای کوتاه بیانیه‌ای صادر کرده و از این اقدام آمریکا استقبال کرد. «پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد» ایالات متحده آمریکا و روسیه را از تملک، تولید یا پرتاب آزمایشی موشک‌های کروز با برد بین ۳۰۰ تا ۳۴۰۰ مایل منع می‌کند. این پیمان در دهه ۱۹۸۰ میلادی میان دو کشور منعقد شد.»

در تلاطم این سیاست و اخبار آن چین نیز به سرعت سرمایه‌گذاری تحول بزرگ در صنایع نظامی خود را انجام داد و اعلام کرد. اغلب تحلیلگران نظامی نوشته‌اند که چین به زودی در صدر تولید صنایع نظامی استراتژیکی در رقابت با واشنگتن و مسکو قرار خواهد گرفت. اغلب مفسران سیاسی از تولید مجدد موشک‌های میان‌بُرد با کلاهک‌های هسته‌ای و تهدید جنگ بین‌المللی ویرانگر در جهان یاد کرده‌اند. جهان از مسیر سیاست‌های ترامپ به سوی تهدید جنگ اتمی هدایت می‌شود. این آژیر خطر برای همه کشورها در سراسر جهان است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ