یادداشت
خرج به اندازه دخل
فتح الله آملی
معاون اول رئیس جمهور از تأکید رهبر انقلاب بر تدوین برنامه‌ای برای اصلاح ساختار بودجه کشور سخن گفت آن هم با هدف کاهش هزینه‌ها و حمایت از برنامه‌های اقتصاد مقاومتی.

البته این تأکید هماره وجود داشته و در طول سال‌های اخیر همواره در سخنان و ابراز نظرهای مختلف به کرات بیان شده، از جمله اینکه باید از اقتصاد نفتی خلاص شد و وابستگی به نفت را کم کرد تا میزان آسیب‌پذیری اقتصاد کشور کاهش یابد. اینکه باید به نظام بانکی سامان داد و جلوی رشد نقدینگی را گرفت و… اما این مهم به هر دلیل تا به حال عملیاتی نشده و روزمره‌گی دولت‌ها و عادت کردن به روال کم دردسر و کم‌هزینه سنت رایج بودجه‌نویسی هر ساله اجازه نداده تا اصلاح ساختاری در این روند معیوب‌ صورت پذیرد. بارها در همین ستون یادآور شدیم که اگر می‌خواهیم از سرطان مزمن کسری بودجه پنهان، تکیه بر درآمدهای خوش بینانه و خرج کردن از محل منابع مشکوک الوصول و نگاه کردن همیشگی و دل بستن به افزایش درآمدهای نفتی خلاص شویم چاره‌ای جز قبول هزینه‌های یک جراحی اقتصادی نداریم. اما هرگز این هدف و خواسته به حق جامعه‌ی نخبگانی و دلسوز کشور جامه تحقق نپوشیده است. اشکال کار کجاست؟ یا بهتر است بگوئیم اشکالات کار کجاست؟ یکی از مشکلات اساسی نگاه کاملا سیاسی به مقوله اقتصاد است. بی‌آنکه بدانیم و بیندیشیم که با نگاه آمرانه و تکلیفی نمی‌توان در این حوزه حکم راند.

اینکه ما تصمیم بگیریم ارز چه نرخی باشد بی‌آنکه توجهی به شرایط حاکم بر بازار و اقتصاد داشته باشیم. اینکه تصمیم بگیریم چه کسانی و به چه شکلی تجارت کنند. اینکه هر لجظه بخواهیم برای واردات، تجارت، صادرات، فضای کسب و کار و…. یک دستور تازه صادر کنیم. اینکه خود را در هر دخالتی در اقتصاد و در این فضا قادر مطلق و حاکم بدانیم و در کار همه دخالت کنیم جواب نمی‌دهد. نکته مهم دیگر بلاتکلیفی در مهندسی روابط خارجی و سرمایه‌گذاری در این حوزه است. اینکه به هر حال چه نسبتی برای سیاست خارجی و تعامل و نقش آفرینی موثر در این حوزه با فضای کسب وکار قائلیم؟ راهبردمان چیست؟ ایجاد روابط اقتصادی با کدام بخش دنیا و کدام حوزه بین‌المللی تجاری است؟ غرب است یا شرق؟ کشورهای منطقه است یا آمریکای لاتین؟ چه استراتژی بلند مدتی در این مورد داریم که با تغییر دولت یا مجلس دچار دگرگونی نشود؟ بحث دیگر که بسیار هم مهم است اینکه هرگز نیاموخته‌ایم و یا زیر بار این حرف ساده نرفته‌ایم که به اندازه جیبمان خرج کنیم. با قرض و وام امور خود را پیش نبریم. به هر حال می‌توان درآمدهای موهوم فرض کرد و برای آن خرج تراشید اما با چه حساب و کتابی؟

همین حال، دعوای کنگره و کاخ سفید در مقابل چشمان ماست. وقتی ترامپ می‌خواهد دیوار بسازد باید از کنگره مصوبه بگیرد. هیچ پولی را جایی نگذاشته‌اند تا رئیس جمهور هر وقت هوس کرد از آن بردارد. و وقتی مقابله می‌کند و جلوی بودجه دولت فدرال را می‌گیرد صدهاهزار کارمند همان هفته بی‌حقوق می‌مانند و حتی زباله‌های اطراف کاخ سفید هم روی هم تلنبار می‌شود و آنها هم که سرکار می‌روند بی‌حقوق کار می‌کنند. یعنی نه رئیس جمهور می‌تواند وقتی در جمع هوادارانش قرار می‌گیرد وعده‌های هزینه بر بدهد و نه اعضای مجلس می‌توانند برای شهر و دیار خود بی‌ آنکه پولش جور شود طرحها و امکانات بخواهند.

در نظام بودجه‌ریزی دولت ما متأسفانه ابتدا خرج‌ تراشیده می‌شود و سپس برایش درآمدی هم تصّور می‌کنند. به همین دلیل است که مرتب قرض بالا می‌آید و به قول یک نماینده مجلس می‌خواهند با اوراق اقتصاد کشور را اوراق کنند. البته تقصیر تنها دولت هم نیست مجلس هم گویی متأسفانه به همین روال خو کرده است. در همین بودجه امسال دو رقم وجود دارد ۴۰۷ و ۴۴۷ هزار میلیارد تومان که برای آن چهل هزار تومان پیش‌بینی شده هم خواب دیده شده است که اگر درآمد نفت زیاد شد و یا مالیات بیشتر شد و یا اوراق بیشتری فروختیم خرجش کنیم، بی‌آنکه واهمه کنیم این اوراق قرضه یا هر اسم دیگری که رویش می‌گذاریم سررسید دارد. بهره دارد و قرض است و باید بپردازیم. امّا هر گاه خواستیم که به این روند معیوب در بودجه‌نویسی دست بزنیم از ترس عواقب آن دست نگه داشتیم و بحران را به سال بعد واگذاشتیم. امّا این راه‌حل نیست. باید فرمان را بچرخانیم و به مسیر اصلی روی آوریم. بودجه و اقتصاد را از آسیب سیاسی کاری و دعواهای سیاسی دور نگه داریم. پای مجلس و دولت و فلان قوه و فلان نهاد و بهمان ارگان و سازمان را به تنهایی پیش نکشیم. همه جمع شویم و ظرفیّت‌هایمان و ظرفیت نخبگان کشور و سرمایه اجتماعی را پای کار آوریم و کشور و ملّت را از این بحران خارج کنیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ