موسیقی/یادی از یک هنرمند قدیمی تلویزیون
درد عشقی کشیده ام که مپرس …
محمدرضا ممتازواحد
 

اواسط یا اواخر دهه هفتاد، در یک برنامه تلویزیونی در شبکه تهران، شاهد هنرنمایی بهرام گودرزی بودم. با این که در آن زمان، بیش از پنجاه سال از عمر گودرزی طی شده بود؛ چنان آواز قدرتمند و با احساسی را اجرا کرد که هنوز هم در خاطرم باقی مانده است.
جالب این که گودرزی پس از اتمام برنامه به عنوان انتقاد، از مجریان برنامه خواست که لااقل نوازندگان را جلوی دوربین آورده و به معرفی آنان بپردازند. معلوم نیست که این رسم دیرینه مخفی کردن نوازنده در پستوی استودیوهای تلویزیونی، تا کی باید تداوم یابد؟!
به هر حال با این که بارها شاهد هنرنمایی های
بهرام گودرزی در شبکه های تلویزیونی و رادیویی بودم ولی تا قبل آن شب، اجرای آواز وی را نشنیده بودم. تسلط اجرای ایشان آن هم در یک برنامه زنده برایم بسیار جای تعجب داشت. نگارنده و هم نسلان من در عصری پرورش یافتیم که همه چیز تصنعی شد. حال رفت و قال جای آن را گرفت.
خواننده در تلویزیون برای اجرای ترانه یا حتی آوازش لب خوانی می کند و یا به اصطلاح پلی بک می نماید؛ در استودیوهای ضبط نیز در یک اتاق خالی بدون وجود نوازندگان، قطعات آوازی را تکه تکه می خواند و بعد در مراحل ویرایش و تدوین نهایی، قطعات با هم میکس می شوند. ولی در دوران ِ دور وضع به این منوال نبود. بهرام گودرزی از اولین خوانندگان رسمی تلویزیون ملی ایران است و تا سال ها که امکان تهیه برنامه های تولیدی میسر نبود، هنرمندان به صورت زنده به اجرای برنامه
می پرداختند.
گودرزی فراگیری جدی آواز را در هنرستان موسیقی نزد استاد محمود کریمی آغاز کرد. در زمان افتتاح تلویزیون ملی ایران، این سازمان تصمیم گرفت تا از هنرمندان مختص خود استفاده کند. به همین جهت یک کنکور هنری ترتیب داد که حدود سه هزار نفر در آن ثبت نام کردند. شرط قبولی بر مبنای اولویت بر صدای خوب و معلومات موسیقی بود. گودرزی در این رقابت هنری رتبه اول را کسب کرد و مجموعاً ۲۶ نفر پذیرفته شدند. در کلاسی به سرپرستی مرتضی حنانه شروع به تحصیل کرده و پس از دو سال، باز هم بهرام گودرزی بود که به عنوان چهره جدید هنری با ارکستر بزرگ آن زمان اجرای آواز داشت که مقارن با سال ۱۳۴۷ بود.
گودرزی در دوران آموزشی تلویزیون مدت کوتاهی نزد اسماعیل مهرتاش و سپس از محاضر حسین قوامی (فاخته ای) و ادیب خوانساری نیز بهره مند گردید. اینجا ذکر نکته ای بس مهم ضرورت دارد که طی ۹۴ سال گذشته، موسیقی ایران شاهد سبک ها و صداهای متعدد و متنوعی بوده است. ولی به زعم نگارنده سبک و شیوه استادان اسماعیل ادیب خوانساری و حسین قوامی متأثر از شیوه قدما و بسیار تأثیرگذار بر سبک و شیوه آیندگان بوده است. به عبارتی سبک و شیوه اجرایی این دو آوازخوان و البته تنالیته منحصر به فرد صدای این دو هنرمند، چکیده آواز و موسیقی آوازی قرن اخیر است که هم ریشه در شیوه گذشتگان آنها و هم – به طور خودآگاه یا ناخودآگاه– بر شیوه و صدای نسل های بعدی (به خصوص آوازخوانان رادیو و تلویزیون) تأثیر داشته و دارد.
در خصوص شاخصانی چون تاج و ادیب که به آموزش تعداد بسیاری از هنرجویان اهتمام نهادند، این بسط و اشاعه مشهودتر و آگاهانه تر
است. به طور نمونه در خصوص سبک تاج اصفهانی، علی اصغر شاهزیدی و در مورد ادیب خوانساری، بانو هنگامه اخوان ظرایف و دقایق شیوه آوازی استادان خویش را دریافته و اشاعه دهنده
آن بوده اند. ولی در خصوص حسین قوامی این خلاً بسیار محسوس بوده و ظرایف و دقایق سبک آوازی ایشان مکتوم مانده و تأثیر و تأثر یاد شده بیشتر ناخودآگاه بوده است. از معدود آوازخوانانی که تا حد بسیاری به ویژگی های سبک و اسلوب آوازخوانی حسین قوامی احاطه و اشراف دارد، بهرام گودرزی می باشد. با این که گودرزی در اجرای آواز متأثر از سبک و شیوه ادیب خوانساری و حسین قوامی است ولی با این حال صاحب سبک و شیوه ای کاملاً شخصی است. این تأثیرپذیری آواز او را غنا داده و آن را اعتلا بخشیده است.
صدای گودرزی دارای سطح مطلوبی از مؤلفه های کیفی صداست. جنس، رنگ، حس و گیرایی صدای او مطلوب و مطبوع و در عین حال دارای حالت رسایی است. استقلال صدایی وی به انضمام سال های سال تحصیل و کسب تجربه، به فرم آوازخوانی ایشان شخصیتی مختص به خویش بخشیده است. به عنوان نمونه در اثر شورانگیز «درد عشقی کشیده ام که مپرس»، بهرام گودرزی در خصوص اجرای آواز این اثر، بدون تحریر درآمد و دِلِی دِلِی ها و امان امان های مرسوم در ابتدای آواز، مستقیم به سراغ شعر رفته و از بیات راجه، آواز دشتی را آغاز می نماید.
در این بین تحریر اوج و عشاق او جلوه برانگیز می شود و آواز موجزش در عین کوتاهی، بسیار کامل جلوه می نماید. انتخاب غزل آواز (رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندر چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند) متناسب با مضمون شعر تصنیف، بسیار حائز اهمیت است که انگار آب بر روی آتش است که ایام وصال را نوید می دهد. خود تصنیف نیز که بسیار تأثیرگذار و شنیدنی است: «درد عشقی کشیده ام که مپرسر زهر هجری چشیده ام که نپرسر گشته ام در جهان و آخر کارر دلبری برگزیده ام که مپرس …» ادای کلمات و توجه به حس واژگان و در نهایت بیت نهایی تصنیف، شنونده آگاه را بی تاب و بی قرار می نماید. گویی که این اثر، شرح حال خودِ گودرزی است!
توجه به ادبیات و ادای صحیح شعر، به دلیل انس و الفت او با ادبیات و وادی شعر و شاعری است. از ایشان دو اثر از مجموعه سروده هایش به نام های «چکامه» و «چامه» نیز منتشر شده است. گودرزی همواره با مطبوعات در ارتباط بوده و معتقد است که مطبوعات دوست همیشگی همه مردم، به خصوص هنرمندان هستند. (۱)
اما در پایان کلام نکته ای شایان ذکر است. برنامه هفت شهر عشق یکی از برنامه های خوب تلویزیونی بود که توسط بهمن بوستان، تهیه و اجرا می شد. بهرام گودرزی از اولین آوازخوانان آن برنامه بود. به دلیل اجرای زنده و مغناطیسی بودن نوارهای آن زمان، متأسفانه امکان کپی برداری میسر نبوده و صاحبان اثر همیشه فاقد آثار خود بوده اند. بیشتر هنرمندان فعال در این برنامه وزین از داشتن آثار خود محروم اند و نگارنده از آرشیوداران و مجموعه داران آثار فرهنگی و هنری (به ویژه موسیقی) تقاضا دارد که اگر آثاری از این دست در کلکسیون شخصی آنها موجود است، آن آثار را به هنرمندان و پژوهشگران ارائه نمایند. این کار ارزنده و حسنه، دنیایی از خاطره را برای هنرمندان قدیمی تجدید کرده و محققین نیز بهره برداری های پژوهشی خود را از این آثار خواهند داشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
۱ـ برای آشنایی بیشتر با شرح حال بهرام گودرزی، به مصاحبه مندرج در سایت ایشان به آدرس www.bahram-goudarzi.com مراجعه نمایید.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ