یادداشت
دریا سوخت!
سید مسعود رضوی
در اخبار خواندم که سردار تنگسیری فرمانده دریایی سپاه از توقیف کشتی‌های ماهیگیری چینی سخن گفته و اعلام کرده بود جلو تعدی این کشتی‌ها گرفته خواهد شد. با توقیف و توقف صیدهای بلاحدود و غیر استاندارد و به یک معنا بی‌رحمانه، در حقیقت از نابودی آبهای سرزمینی جلوگیری شده است. سال‌هاست خلیج فارس و صیادان نازنین ما نیاز به این حمایت داشتند. مخصوصاً چینی‌ها که به هیچ چیز جز سود نمی‌اندیشند. این دوست و همپیمان ما، از اولین کشورهایی بود که تا زمزمه خروج آمریکای ترامپ از برجام را شنید، حتی حساب‌های بانکی دانشجویان ما را هم بست.

در معاهدات و پیمانکاری نفتی هم باید از زبان وزیر نفت و کارشناسان مربوطه بشنویم کارشان را. به هرحال در صادرات و واردات هم خود ما بوده‌ایم که طرفهای مراوده و معامله را انتخاب می‌کنیم. مالزی و کره جنوبی و سنگاپور و حتی برخی کشورهای حاشیه جنوب کشورمان هم با جهان و کشورهای دیگر تعامل دارند، اما نه به این شکل. یعنی منافع ملی و سود مردم خود را با هیچ چیز سودا نمی‌کنند. توسعه و شکوفایی اقتصادی بی‌دلیل رخ نمی‌دهد. هشیاری می‌خواهد و تخصص و بیداری.

وقتی اخبار و گفتگوهای مربوط به صیادی ناعادلانه و بی‌ضابطه کشتی‌های چینی را در سواحلمان مرور می‌کردم، از مظلومیت صیادان بومی میهنمان سخت اندوهگین شدم. یکی از آنان با غمی که در صدایش موج می‌زد چندبار گفت: دریایمان را سوزاندند. خلیج فارس سوخت. دریا سوخت. بی‌انصافها بچه ماهیها و هر موجود زنده‌ای را جارو کردند و مکیدند طوری که دریا دیگر زندگی ندارد… در لحن و لهجه‌اش غمی بود که انگار سوک خانواده‌اش را بیان می‌کرد.

درباره کشتیهای صیادی چینی و خطرات زیست محیطی و تبعات اقتصادی و صدمات بوم‌زیستی آن بارها و بارها شکایت شد. قراردادهای مشکوک و حمایتی غریب آنان را جسور کرده است و گاهی لباس و رنگ و پرچم و اسم هم عوض کردند. انگار نه انگار که میراث میلیونها ساله زیستی و تنوع جانوری درحال نابودی و محو شدن از خاطره گیتی است.

اخبار هولناک و فیلم‌های مستند انتشار یافت، اما باز هم عده‌ای سوداگر و غارتگر حاشا کردند. اصلاً منکر شدند.

شیلات کشور باید صیاد ایرانی را ساماندهی و صید مشروع و درست و در فصل مناسب را برنامه‌ریزی کند. وسایل نگهداری و کارخانه‌های کنسرو و فرآورده‌های دریایی را با تعلق سهامش به بومیان بسازد و امکانات مورد نیازشان را فراهم و خدمت بدانها را دنبال کند؛ اما در عوض سال‌های سال زیر پوشش این پرچم مقدس، بیگانه صیادی کرده و بدتر از شکار، محیط زیست را نابود و صیاد بوشهر و گناوه و ابوموسی و چابهار را زمینگیر و فقیر می‌کند.

دستور و کار سردار تنگسیری و سخنان دلگرم‌کننده‌اش باید آغازی باشد بر یک جریان گسترده در صنایع دریایی و صید و سود به نفع بومیان و ساحل‌نشینان خونگرم ایرانی در جنوب و شمال. روس و چینی نباید در پوشش عده‌ای از سودجویان یا صریح بگویم کاسبان تحریم، دریای ما را تباه کنند و بر صیاد ما غلبه داشته باشند. ماهی می‌خواهند، ماهی مرغوب خلیج‌فارس یا خاویار الماس بهای شمال؟ پولش را به قیمت عادلانه بدهند و از صیاد خودمان بخرند.

وقتی معاملات و معادلات به دفترهای پنهان سازمان‌های ظاهراً حامی اما کاسب منتقل شود و کارگران و سندیکاها و نمایندگان صیادان غایب باشند، همین می‌شود که این چندساله بر صیاد و صید ایرانی گذشت و در دریای عمان و خلیج فارس رخ داد.

اگر پیشگیری و هدفگذاری نکنیم، دریایمان را نمکزار بی حیات می‌کنند و می‌روند. پس نامها و قراردادهای سابق را هم بد نیست منتشر کنیم. «تاریخ شیلات در عهد تحریم و توسط کاسبان»، از فصول تاریک اقتصاد ایران است. امیدوارم با اهتمامی که در ابتدای مقاله اشاره شد، جلو این تعدی و غارتگری گرفته شود و لنج‌های صیادان ما سینه امواج آبی خلیج فارس و دریای عمان را بشکافند تا زندگی و رونق در جنوب بشکوفد.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ