در محضر مشفق
پرویز بیگی حبیب آبادی ـ بخش چهل و پنجم
 

استاد خلیلی پس از شنیدن آن قصیده گفت خدارو شکر می‌کنم که سرزمین ادب‌پرور ایران هیچگاه از شاعران بزرگ خالی نبوده و چهره‌های جوانی چون مهرداد اوستا را در کنار خود دارد.
در برخی از جلسات تلفن زنگ می‌زد و بعدا متوجه می‌شدیم که مرحوم استاد جلال همای در برخی از مسائل نظر استاد ناصح را جویا می‌شده است.
استاد ناصح درعربیت و ادبیب کم‌نظیر بود. مرحوم ناصح در اواخر عمر دچار لرزش دست و ضعف بینایی شده بود و در انجمن حضور می‌یافت اما کمتر به اظهارنظر می‌پرداخت.
مسئولیت جلسه در آن میان برعهده استاد فرهیخته دکتر خطیب رهبر بود. انجمن ناصح در سال‌های آغازین انقلاب هم فعال بود و با فوت استاد دیگر تشکیل نشد.
* شیوه شعرخوانی و روش اداره جلسات انجمن ناصح چگونه بود؟
ـ در جلساتی که عصر روزهای سه‌شنبه هر هفته تشکیل می‌شد، معمولا سه یا چهار نفر شعر می‌خواندند و استاد ناصح با دقت به شعرها گوش می‌کرد و پس از اظهار نظر بعضی از استادان حاضر درجلسه،‌نظرات اصلاحی خود را می‌گفت.
خاطرم هست یک روز علی اشتری متخلص به فرهاد که فرزند مرحوم میرزا احمدخان اشتری و از روسای فرهنگستان ایران در زمان رضا خان بود. به جلسه آمد. البته مرحوم اشتری گاه‌گاهی به جلسه می‌آمد. آن شب اشتری حال خوشی داشت. آن عزیز کمتر نقد شعر را می‌پذیرفت.
جلسه درحال تعطیل شدن بود که مرحوم اشتری وارد شد و به احترام حضور او، جلسه ادامه یافت. علی اشتری غزل معروفی دارد که مطلع آن چنین است:
عمری است تا به پای خم از پا نشسته‌ایم
در کوی می‌فروش چو مینا نشسته‌ایم
و آن شب همین غزل را خواند ، سپس بیتی دارد که می‌گوید:
تا «دست» حادثات چه بازی کند که ما
با زورق شکسته به دریا نشسته‌ایم
استاد ناصح بلافاصله گفت: آقای اشتری بفرمایید «تا موج حادثات» چه بازی کند که ما. نظر استاد ناصح، اشتری را به سر ذوق آورد و گفت:‌« حالا این بیت درست شد!» منظورم از ذکر این مطلب این بود که در انجمن ناصح برخلاف بعضی از انجمن‌ها وقت را بیهوده تلف نمی‌کردیم و همواره از راهنمایی‌های آن استاد ارجمند بهره‌ور می‌شدیم.
* به غیر از شعرخوانی و نقد و نظرهایی که داده می‌شد، آیا متون مهم نظم و نثرپارسی نیز در جلسات خوانده می‌شد؟
ـ اتفاقا به مطلب خوبی اشاره کردید. آن موقع در شروع جلسات، غزلی از حافظ خوانده می‌شد و استاد ناصح آن را نقد می‌کردند. درسال‌هایی که دیگر استاد ناصح به علت کهولت سن و بیماری فقط در جلسات حضور می‌یافتند و سخنی نمی‌گفتند، دکتر خطیب رهبر، مصیبت‌نامه عطار را می‌خواند و به سوالات شاعران در این زمینه پاسخ می‌داد.
به هر حال نقد آثار بزرگان و مطالعه آن، کار بسیار ارزشمندی بود که در انجمن صورت می‌گرفت. سخنی که در این روزگار کمتر با آن روبروییم و متاسفانه می‌بینیم که تحصیل‌کردگان امروز، گاه قادر به خواندن یک شعر یا بخشی از یک متن کهن به صورت صحیح نیستند. البته در زمان قبل از انقلاب ، گاه مقالاتی در روزنامه‌ها نوشته می‌شد که نسل جوان شاعر توصیه می‌کرد اگر آثاری چون سعدی و نظامی و حافظ را مطالعه کنید، نمی‌توانید در شعرتان نوآوری کنید و این به آن دلیل بود که ادبیات گذشته ما منبعث از معارف اسلامی است و با این گونه توصیه‌ها می‌خواستند فاصله‌ای بین جوانان و فرهنگ غنی فارسی ایجاد کنند .
یادم هست در زمان رضاخان نیز تلاش زیادی برای تغییر خط فارسی صورت گرفت که خوشبختانه با آگاهی ، مبارزه و تلاش بزرگان دین و دانش و نیز حوزه‌های علمیه این توطئه راه به جایی نبرد.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ