ستیزه جویی رژیم سعودی از کجا ریشه می گیرد؟
بخش اول
 

سیاست تهاجمی عربستان به عنوان عامل عمده ایجاد تنش در خاورمیانه، از نگاه برخی تحلیلگران ناشی از ماهیت سیاست و حکومت در ریاض است. با این حال گروهی شخصیت ولیعهد سعودی و طیفی حمایت‌های واشنگتن را دلیل اصلی ایجاد این شرایط می دانند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، تقریبا ردّ پای سیاست‌های مداخله جویانه و تهاجمی عربستان سعودی در هر نقطه از خاورمیانه دیده می شود. ریاض به واسطه جایگاهی که برای خود در جغرافیای جهان اسلام متصور است، در کنار سرمایه‌های عظیم نفتی گمان دارد همه کشورهای اسلامی از شورای همکاری خلیج فارس گرفته تا یمن، سوریه، عراق و مصر باید زیر چتر نفوذ سعودی قرار گیرند. در بسیاری از موارد سیاست‌های غیرمنطقی و گاه متناقض دربار سعودی چالش‌های بزرگی را برای این کشورها، منطقه خاورمیانه و در برخی مواقع جهان ایجاد کرده است. در چارچوب همین سیاست‌ها است که سعودی‌ها خود را قدرت مطلق منطقه تصور می کنند و حتی انتظار دارند ایران آن را بپذیرد.

ریاض سعی می کند به روش‌های گوناگون و با صرف هزینه‌های هنگفت به همراهی برخی دولت‌های منطقه ای و فرامنطقه ای، حداقل جایگاه تهران را تضعیف کنند. «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه اخیرا در مورد تحولات منطقه اظهار داشت: ما هیچ وقت به دنبال حذف هیچ کشوری نبوده ایم. برعکس، این سعودی‌ها بوده ‌اند که به دنبال صدمه زدن به ما هستند ولی چون موفق نمی‌ شوند، ما را به توسعه‌ طلبی متهم می‌کنند. جمهوری اسلامی ایران همواره مدافع همکاری با همه کشورهای منطقه خلیج فارس بوده است. برعکس، عربستان سعودی بوده است که به دنبال درگیری با ایران در خاورمیانه می باشد و این کار را با حمله به یمن و یا محاصره اقتصادی یمن انجام داده است.

ظریف در گفت وگو با هفته نامه فرانسوی «لوپوئن» افزود: مشکل منطقه ما عربستان سعودی است. این کشور تلاش دارد با حمایت آمریکا، فرانسه و انگلیس، ایران را از خاورمیانه محو کند یا حداقل منزوی کند. آنچه بر سر منطقه آمده نتیجه اقدامات ما نیست بلکه نتیجه آن چیزی است که ریاض انجام می‌دهد.

سیاست خارجی چالشی ریاض

بسیاری از تحلیلگران می گویند سیاست‌های «محمد بن سلمان» ولیعهد این سعودی عامل اصلی ایجاد تنش از سوی عربستان است. با این حال برخی کارشناسان ماهیت سیاست‌های سعودی را در کل تنش آفرین می دانند .تارنمای نشریه «اسلیت» (Slate) در گزارشی تحلیلی، ریاض را شریکی غیرقابل اعتماد خواند. نویسنده گزارش در مورد ریاض این دو گانه را مطرح کرد که چالش اصلی به دلیل شخصیت ولیعهد این کشور است که تشنه خونریزی است یا اینکه ذات و ماهیت این پادشاهی خود چالش ساز به شمار می رود. این نشریه با اشاره به قطعنامه‌هایی که در چند هفته گذشته اعضای دو حزب در کنگره علیه عربستان سعودی به تصویب رساندند آورده است که سیاست خارجی ریاض چالش اصلی غرب با این کشور است. اقداماتی همچون قتل «جمال خاشقچی» و حمله نظامی به یمن باعث شده است حتی قانون منع کمک نظامی واشنگتن به ریاض هم در دستور کار قرار بگیرد. پیش‌بینی می شود این اقدامات علیه سیاست‌های ریاض در مجلس سنا که جمهوریخواهان در آن اکثریت دارند، با مانع روبرو شود اما مهم آن است که مهمترین چهره‌های این حزب از سیاست خارجی سعودی به ویژه در یمن آشکارا انتقاد می کنند. گزارش اسلیت می افزاید: موضوع مهم برای افکار عمومی آمریکا در مورد عربستان، موضوع یمن و قتل روزنامه نگار منتقد بوده است. ممکن است آمریکا قتل خاشقچی را نادیده بگیرد اما جنگ در یمن راهبردی ارزیابی می شود. با این حال قتل یک نفر در استانبول توانست بر پیامدهای کشتار هزاران انسان در یمن فائق آید و سیاستمداران آمریکایی را به واکنش وا داشت.در گزارش تارنمای تحلیلی «لوبلاگ» می خوانیم: این تنها یمن نیست که ریاض در آن دست به مداخلات نظامی زده است بلکه ریاض در سوریه با حمایت از شورشیان نقش داشت و کمک‌های نظامی خود را به گروه‌هایی در لبنان با هدف افزایش نفوذ و مقابله با قدرت گروه‌های شیعه این کشور ارائه داد. این موارد از جمله اقدامات بی ثبات ساز سعودی‌ها در خاورمیانه است. این گزارش با بیان اینکه عربستان سعودی با مداخله در منازعات گوناگون خاورمیانه شرایط را پیچیده تر کرد، آورده است: شاید بخشی از این تلاش‌ها در چارچوب رقابت‌های منطقه ای تفسیر شود اما تشدید جنگ‌های نیابتی با ایران در چند کشور منطقه، کارشناسان را به سمت این تحلیل سوق داد که افزایش شدید سطح نظامی گری ریاض موجب تشدید علاقه مندی این کشور به دخالت‌های نظامی و تعمیق تنش‌ها شده است.

عربستان؛ انبار تسلیحات خاورمیانه

بسیاری از تحلیلگران خریدهای تسلیحاتی بزرگ کشورهای منطقه به ویژه عربستان را از دلایل عمده تنش در خاورمیانه می دانند. این خرید‌ها نشانه ای آشکار از سیاست‌های تهاجمی کشورهای خریدار سلاح ارزیابی می شود. موسسه پژوهش‌های صلح بین المللی در استکهلم(SIPRI) تاکید دارد کشورهای خاورمیانه به شدت درگیر رقابت در خرید تسلیحاتند به گونه ای که بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عراق، ترکیه و مصر در میان ۱۰ وارد کننده بزرگ سلاح در جهان قرار گرفتند.

به گزارش سیپری، ایران که دومین کشور پرجمعیت خاورمیانه است نه تنها در میان۲۰ کشور خریدار سلاح قرار ندارد و تنها یک درصد از واردات سلاح به منطقه را انجام می دهد. ۳۱ درصد خرید سلاح منطقه از سوی عربستان، ۱۴ درصد مصر، و ۱۳ درصد از سوی امارات انجام می شود. به نوشته لوبلاگ، میان سیاست‌های عربستان سعودی با فروش تسلیحات به این کشور و افزایش منازعه در منطقه رابطه ای مستقیم وجود دارد. در این تحلیل آمده است: سابقه مداخلات عربستان سعودی در درگیری‌های منطقه و تشکیل ائتلاف برای حمله نظامی به یمن از جمله این موارد است. حملات همه جانبه نظامی به یمن به جای آنکه به یک پیروزی آسان و سریع منجر شود تنها به فاجعه ای انسانی در یمن انجامید.

حمایت آمریکا؛ عامل جسارت سعودی

بیش از ۵۰ درصد تسلیحاتی که در خاورمیانه به فروش می رسد از سوی شرکت‌های آمریکایی برای کشورهای منطقه تامین می شود. ارزش این معاملات سالیانه به ده‌ها میلیارد دلار می رسد. به اعتقاد تحلیلگران، در این فرایند، نبود شفافیت در امور نظامی، تعیین ماهیت، اهداف و انگیزه‌های هزینه‌های هنگفت نظامی ریاض را سخت کرده است. بسیاری نقش شبکه‌های داخلی این کشور در کسب درآمدهای بیشتر از راه خریدهای تسلیحاتی را پررنگ می دانند. با این حال برخی کارشناسان اعتقاد دارند سیاست‌های تهاجمی که در ذهن حکام این کشور نهادینه شده تا ریاض را به قدرت برتر منطقه تبدیل کند عامل اصلی مداخلات سعودی در کشورهای خاورمیانه است. تارنمای شبکه خبری تحلیلی« Real News Network» می نویسد: مشکل اصلی در نوع روابط ریاض و واشنگتن نهفته است. مقصر بسیاری از سیاست‌های سعودی ولیعهد جوان این کشور نیست بلکه حمایت تمام عیار ایالات متحده از دیکتاتوری سعودی است که باعث چنین شرایطی شد. به نوشته کارشناس این شبکه رادیو و تلویزیونی، کاخ سفید در مقابل ریاض سکوت اختیار کرده است و حتی در مقابل تلاش‌های این کشور در گسترش وهابیت و افراط گرایی اقدامی را انجام نداد. در مقابل واشنگتن حتی با وجود حضور مستقیم ایران در جنگ با القاعده و داعش، تهران را بازیگر بد منطقه می داند و ریاض را که حامی اصلی تروریست‌ها است متحد خود انتخاب کرد. در ادامه آمده است: حمایت مشترک آمریکا و عربستان از داعش که از سوی «هیلاری کلینتون» هم تایید شد به علاوه سکوت کاخ سفید، باعث جسارت بیشتر سعودی در پیگیری سیاست‌ها و اهداف غیرواقعی خود شده است. لوبلاگ نیز در این باره می نویسید: احساس عقب ماندن در مقابل ایران در کنار خریدهای صدها میلیارد دلاری، دربار سعودی را برای استفاده نامحدود از نیروی قهریه جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی، عملی ساختن آرزوهای منطقه ای و افزایش تاب آوری مقابل تهدیدهای داخلی و خارجی جسورتر کرده است.

جابجایی‌های سعودی، نمایش یا نماد دگرگونی؟

جابجایی‌های سیاسی میان مقامات سعودی سبب خوش بینی‌هایی در زمینه کاهش شتاب سیاست‌های تهاجمی عربستان در منطقه شده است. در مقابل، برخی این تحولات را خیمه شب بازی پادشاه سعودی برای کاهش فشارها بر ولیعهد می‌دانند. «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان ششم دی ماه فرمان یک خانه تکانی در کابینه سعودی را صادر کرد.مهمترین تحول، انتخاب «ابراهیم العساف» به جای «عادل الجبیر» برای وزارت امور خارجه عربستان بود. العساف از چهره‌های کهنه کار سعودی است که بیشتر به واسطه سال‌ها نمایندگی عربستان در سازمان‌های اقتصادی بین المللی و وزارت بازرگانی این کشور شناخته می شود و پارسال در جریان تسویه حساب سیاسی- اقتصادی «محمد بن سلمان» ولیعهد با شاهزادگان و نخبگان سعودی تحت عنوان کارزار مبارزه با فساد، مدتی را در هتل «ریتز کارلتون» در بازداشت گذراند. تغییرات مهم دیگر انتصاب «عبدالله بن بندر بن عبدالعزیز» برای وزارت گارد ملی و «ترکی بن عبدالله الشبانه» به‌عنوان وزیر اطلاع ‌رسانی عربستان بود.بقیه عزل و نصب‌ها هم نوعی جابجا میان پست‌های دولتی بوده با این تفاوت که برخی از حاشیه به متن آمده اند و در مقابل از وزن و تاثیرگذاری برخی نخبگان کاسته شده؛ همچون الجبیر که به سمتی تشریفاتی چون وزیر مشاور در امور خارجی گماشته شده است.با نگاهی به تحلیل‌های موجود می توان شاهد دیدگاه‌هایی متفاوت و نیز متضاد در این زمینه بود. به باور برخی تحلیلگران، کنار زدن افرادی چون الجبیر که یکی از نخبگان سیاسی به جای مانده از دوره ملک عبدالله به شمار می رفت و پیش از این هم زمزمه‌هایی مبنی بر برکناری او به گوش می رسید، تنها به معنای قربانی ساختن وی برای موقعیتی نظیر اکنون است.از این منظر، الجبیر که نتوانسته پشتیبانی یا به عبارتی لاپوشانی لازم را برای اجرای فرمان بن سلمان در عملیات سلاخی «جمال خاشقچی» به عمل آورد و پس از افشای این ماجرا سکوت را بر دفاع از بن‌سلمان برگزید، جای خود را به دیگری می دهد تا نماد نوعی تغییر و پاسخی نامربوط به درخواست جهانی برای برخورد با عوامل قتل خاشقچی باشد.برخی حتی جابجایی‌های اخیر را اقدامی از سوی بن سلمان و مهره چینی تازه او عنوان کرده اند که تنها از سوی پادشاه سعودی اعلام شده تا نمایش تغییر، برخلاف حاشا و انکار مسئولیت ماجرای خاشقچی، طبیعی جلوه دهد.در مقابل، برخی تحولات اخیر را فراتر از یک خیمه شب بازی ساده می انگارند. در این میان یکی از مهمترین گزاره‌ها تلاش پادشاه برای کاهش اختیارات ولیعهدی است که اینک در کنار مخالفان پرشمار داخلی، بسیاری نیز خارج از عربستان افولش را انتظار می کشند.گروهی از تحلیلگران با اشاره به مخالفت صریح پادشاه سعودی با برنامه بن سلمان برای فروش بخشی از سهام شرکت ملی نفت عربستان «آرامکو» می گویند این اقدام ضربه‌ای مهم به بلندپروازی ولیعهد در زمینه اقتصادی بود که چشم انداز موسوم به ۲۰۳۰ را با اما و اگرهایی مواجه می سازد.در همین پیوند، جابجایی برخی از چهره‌های نزدیک به ولیعهد نیز می تواند اقدامی برای مهار و جلوگیری از ایجاد هزینه‌های بیشتر اقدامات خودسرانه و ناپخته بن سلمان باشد. در این میان گروهی از رسانه‌ها حتی از اصطلاحاتی چون «کودتای سفید پادشاه علیه ولیعهد» سخن به میان آورده اند.دسته ای از تحلیل‌ها تحولات اخیر را به فرایندهایی پیوند می زند که اینک در منطقه به پیش می رود. عربستان تحت فشارهای بین المللی کارشکنی کمتری را پیش روی مذاکرات صلح یمن نشان می دهد و بسیاری از متحدان ریاض نیز در عرصه سوریه مواضع خود را تغییر داده اند.پس از اعلان بازگشایی سفارت امارات متحده عربی در دمشق و آمادگی چند کشور دیگر برای گشایش روابط دیپلماتیک با سوریه، کنار گذاشتن الجبیر که بر اتخاذ مواضع شدید علیه «بشار اسد» و ضرورت کنار رفتن وی اصرار داشت می‌تواند نماد یک تحول نزد سعودی‌ها و همپیمانانش در پرونده سوریه باشد.هر چند العساف بلافاصله پس از در دست گرفتن سکان وزارت امور خارجه عربستان اظهار داشته این کشور در بحران نیست و الجبیر هم دلیل جابجایی‌های اخیر را عزم جدید برای ادامه نوآوری‌ها و پیشرفت و توسعه عنوان کرده اما آنچه مشخص است، سعودی‌ها علاوه بر مسائل سوریه و یمن به خاطر تقابل با قطر و تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران با تنگناهایی جدی مواجهند.از این رو تغییر رئیس دستگاه دیپلماسی می تواند ارسال پیامی به خارج از مرزهای عربستان باشد که تغییراتی در سیاست خارجی در راه است و سعودی قصد دارد دگرگونی‌هایی جدی را در رفتار منطقه‌ای و بین‌المللی خود صورت دهد . در مجموع و با توجه به ویژگی‌های رفتاری خاندان سعودی باید به انتظار نشست تا ثمره این تغییرات را در سیاست خارجی و سرنوشت بن سلمان به چشم دید. در این میان، تعدیل سیاست‌های منطقه ای گزینه ای محتملتر از تضعیف بن سلمان به نظر می رسد .

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ