آیینه/نوشتاری از دکتر ‌حسن بلورچی ـ۱
علم؛ کالا یا معرفت؟
 

چکیده : پیشنهاد شده است، نوعی رویکرد ساده‌انگارانه به علم در کشور ما وجود دارد. به گونه‌ای که تصور می‌شود، برای تسخیر قله‌های رفیع علم نوعی راه میانبر وجود دارد. به صورتی که می‌تواند بدون وارد شدن به پیچیدگی‌ها، ما را به قله هدایت کند. این در حالیست که در کشورهای پیشرفته جهت عکس این رویکرد دیده می‌شود. یعنی آنها سعی می‌کنند که هر روز بیشتر به اعماق علم غور کنند. هرچه بیشتر روابط پیچیده بین اجزای علم را بهتر درک کنند. علم را بهتر بشناسند و خود را به آخرین ابزارهای فکری برای بهره‌وری بهتر از علم مجهز کنند تا بهتر برای بهروزی جامعه خود از آن استفاده کنند. این‌گونه تضاد با واقعیت حیرت‌انگیز است. تنها می‌توان آن را با توجه به نظام آهنین فکری ـ روانشناختی و تاریخی ما توجیه کرد.
کاربرد واژه «تولید علم» اشتباه است. این یک اشتباه لغوی صرف نیست. این واژه و مشتقات آن نوعی علامات راهنما برای منحرف کردن راه علم است و پیامدهای خطرناکی برای گسترش واقعی علم دارند. اینگونه پذیرش کالاگونه علم، نشاندهنده بحران در نظام علم می‌باشد. نشاندهنده این است که علم در حال افول است. افول علم به پیشرفت هیچ ایدئولوژی کمک نمی‌کند و نتایجی غیر از فقر مردمان ما به دنبال ندارد.
اگر آموزش عالی درصدد پیشرفت است نمی‌تواند دغدغه علم نداشته باشد، نمی‌تواند نسبت به سرنوشت علم بی‌تفاوت باشد.
۱ـ مقدمه
غلط مصطلح به واژه‌ای اطلاق می‌شود که به لحاظ معنا یا از لحاظ ویژگی‌های زبان دچار نقصان یا اشتباه است. به دو نوع است:
۱ـ۱ بدون پیامدهای اجتماعی. ولی به دلیل تکرار کاربرد آن در گفتگوی روزانه و نوشتاری پذیرفته شده‌اند. این واژه‌ها نه بوسیله فرهنگستان و ادیبان و یا زبان‌شناسان، بلکه بوسیله مردم عادی وارد زبان شده‌اند. به طور مثال واژه «ماشین» از فرانسه وارد فارسی گردیده است. در زبان اصلی به، مجموعه قطعات و ابزارهایی که برای ایجاد نیرو یا تولید محصولی لازم است، اطلاق می‌شود. به هر وسیله، هر دستگاه مکانیکی یا الکتریکی مانند ماشین ظرفشویی، ماشین تحریر یا اتومبیل گفته می‌شود. خود فرانسوی‌ها در گفتگوهای روزانه و نوشتاری به اتومبیل ماشین نمی‌گویند. حال اگر این واژه به لحاظ واژه‌شناسی به زبان زیان می‌زند، این به عهده فرهنگستان زبان و زبان‌شناسان است که به آن رسیدگی کنند. اگر هم زیان برساند، به علت کثرت استفاده، حذف آن از زبان بسیار دشوار است. به هر صورت کاربرد این واژه پیامدهای اجتماعی ندارد. یعنی کاربرد آن، برای پلیس راهنمایی و رانندگی، مکانیک‌ها و غیره، مشکلی ایجاد نمی‌کند. این واژه را احتمالاً اولین کسانی که اتوموبیل را به ایران آورده‌اند، بدون فکر و عاقبت‌اندیشی بر روی آن نهاده‌اند.
۲ـ۱ همراه پیامدهای اجتماعی. به طور مثال برای واژه آنتی‌بیوتیک بعضی واژه معادل «ضدچرک» را پیشنهاد کرده‌اند. اما پزشکان با آن مخالفت کرده‌اند و از انتشار کاربرد آن جلوگیری کرده‌اند. پزشکان به پیامدهای استفاده از این واژه آگاه بوده‌اند.
واژه آنتی‌بیوتیک در انگلیسی و فرانسه به معنی ضدحیات است. وقتی بیماری به پزشک مراجعه می‌کند، پزشک می‌گوید می‌خواهم به شما ضدحیات بدهم، بیمار با عکس‌العمل دفاعی روبرو می‌شود. این همان چیزی است که پزشک می‌خواهد. پزشک به او توضیح می‌دهد که دارو برای باکتری‌ها ضدحیات است و برای خود شما زیان اندکی دارد. ولی من مجبور هستم به میزان محدود و زمان معلوم به شما بدهم. در این صورت بیمار می‌داند که باید دستور او را دقیق انجام دهد. و اگر ضدحیاتی در جایی یافت، برای هر بیماری پیش خود از آن استفاده نکند.
اما اگر پزشکی به یک فارسی‌زبان بگوید به شما ضدچرک می‌دهم، او جنبه مثبت دارو را می‌فهمد ولی جنبه منفی آن را دریافت نمی‌کند. این چیزی نیست که پزشکان ترجیح دهند. به این علت است که فرهنگستان زبان برای پذیرش واژه‌های علمی از متخصصین در مورد پیامدهای کاربرد آنها سؤال می‌کند واژه تولید علم جزو دسته دوم است. از نظر معنای لغوی برعهده فرهنگستان زبان است که تشخیص دهد از نظر ساختار و دستور زبان درست است یا خیر. اما به لحاظ پیامدهای کاربرد این واژه، به عهده فرهنگستان علوم و متخصصین حوزه‌های مختلف علوم است که آینده‌نگری کنند و تأثیر این واژه و مشتقات آن را بر سرنوشت علم در جامعه تعیین کنند. باید به یک پرسش سرنوشت‌ساز برای علم پاسخ داد: که علم از چه جنسی است؟ آیا چیزی مثل کالا است که بتوان آن را تولید کرد؟ و یا از جنس معرفت است که می‌توان آن را فرا گرفت و یا به توسعه آن پرداخت؟ در این یادداشت ابتدا به معنای این واژه اشاره‌ای می‌گردد، سپس به بررسی پیامدهای اجتماعی استفاده از این واژه پرداخته می‌شود.
۲ـ علم چیست؟
علم مجموعه دانستنی‌ها و مطالعاتی باارزش جهان‌شمول، قابل راستی‌آزمایی است که بوسیله یک هدف و یک روش براساس مشاهدات هدفمند، و استدلالات محکم مشخص می‌شود.
۳٫ تولید علمی (Scientific production) چیست؟
تولید علمی هم در انگلیسی و هم در فرانسه بکار می‌رود و به معنای تولید محصولات علمی است. یعنی محصولات بدست آمده درنتیجه کاربرد علم، مثل گزارشات پژوهشی و انتشارات (مقاله، کتاب، پایان‌نامه).
۴٫ تولید علم (Science production)
به گمان این پژوهنده، واژه تولید علم در زبانهای انگلیسی و فرانسه بکار نمی‌رود. وقتی در موتورهای جستجوگر این واژه به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و فارسی جستجو می‌شود؛ فقط در ایران به این واژه اشاره شده است. این واژه به اشتباه به جای تولید علمی و یا محصولات علمی بکار رفته است. کاربرد آن پذیرش وسیعی یافته است، و می‌رود تا به یک غلط مصطلح در زبان فارسی تبدیل شود.
۵٫ سنجش علم (Scientometrics)
سنجش علم مطالعه، معاینه و تجزیه و تحلیل علم است.
به گمان این پژوهنده در زبان‌های انگلیسی و فرانسه واژه «سنجش تولید علم» وجود ندارد. تنها در متون کشور ما از این اصطلاح استفاده شده است.
۶٫ تبدیل کمیت به کیفیت در آموزش
وقتی که یک ناظر بی‌طرف بدین فراز می‌نگرد از خود می‌پرسد که، دست‌کم کمیت و کیفیت، از دو جنس مختلف‌اند. چگونه می‌توان این دو را به هم تبدیل کرد؟ اگر به سادگی می‌گفتیم «بهبود کیفیت آموزش» این مفهوم را می‌رساند که عده‌ای متخصص می‌خواهند دور هم بنشینند و با استفاده از آخرین تکنیک‌های سنجش علم و آموزش، آموزش را بهبود بخشند. اما اینگونه کاربرد واژه‌ها، نوعی توهم سحر و جادو را به ذهن متبادر می‌کند. یعنی ناظر ممکن است پرسش کند کدام ساحر می‌خواهد به یک چوب جادو هم بنیان علم را دگرگون کند و هم از آن آموزش را؟
هر باغبانی می‌داند که تعداد زیادی درخت را نمی‌توان در مساحت محدود زمین کاشت. نمی‌توان میوه‌های درجه دوم را بعد از برداشت به میوه درجه یک تبدیل کرد. هر باغبان دانا می‌داند که زمین را باید از ۲۰ سال قبل از کشت آماده ساخت. آنگاه که نهال‌ها کاشته شد باید برنامه‌ریزی کرد. گیاهان قبل از هر چیز به نور و آفتاب نیاز دارند. کود و آب باید به موقع دریافت کنند. و اینکه کشت هر گیاه به دانش مخصوص آن نیاز دارد.
در باغستان علم، میوه‌های درجه۲ و درجه۳ در بازار صنعت جهان امروز، با وجود رقابت‌های استخوان‌شکن، هیچ خریداری نخواهند یافت. محصولات بنجل آن به فقر و سیاهی و اعتیاد تبدیل خواهند شد.
در مفهوم «تبدیل کمیت به کیفیت» رگه‌هایی از ایده کالاپنداری علم و ساده‌انگاری علم دیده می‌شود. به گمان این پژوهنده در ادبیات زبان‌های انگلیسی و فرانسه این مفهوم بدین‌گونه مطرح نشده است. باز از بدعت‌گذاری‌های ما در حوزه علم و یا بهتر بگوییم در مجاورت علم است.
ناظر می‌پرسد: آیا ساحران برای حل هر مشکل ما سراب طراحی می‌کنند؟ آیا باور هر سرابی مشکلی دیگر به همراه ندارد؟
۷٫ نقشه علمی
اگر علم را به صورت کالا تعریف کنیم، کار راحت می‌شود. ما قادر خواهیم شد برای علم به طراحی نقشه بپردازیم. می‌توانیم علم را تغییرشکل بدهیم و آن را در انبان‌های ذهن اشخاص ذخیره کنیم. کلید انبان را به کلیددار مطمئنی بسپاریم که حتی خود شخص هم بدون اجازه کلیددار نتواند از کالاهای انبان استفاده کند. چنین کاری ممکن است ولی در این صورت نمی‌توان انتظار خلاقیتی داشت.
اما اگر بخواهیم خلاقیتی داشته باشیم باید علم را به گونه معرفت تجسم کنیم. معرفتی که سرچشمه آن قادر مطلق است. و هموست که به بنده ضعیف خود اجازه بهره‌برداری از معرفت خود داده است. در این صورت ذهن‌های ما دیگر انبان نیست، رودی است کوچک، بزرگ و یا خروشان، آمده از سرچشمه ازلی الهی. در این صورت باید آگاه باشیم که این علم است که باید برای ما نقشه طراحی کند. بهتر است به جای نقشه علمی «سیاست علمی» بکار برده شود.
۸٫ پیامدهای استفاده از واژه نادرست تولید علم
علم از دیرباز تاریخ به عنوان دانستنی، شناخت و معرفت تعریف شده است. کاربرد یک واژه در اجتماع بار فرهنگی دارد. مفاهیمی چه درست چه غلط را در جامعه منتشر می‌کند. اولین مفهومی که از واژه تولید علم در ذهن شنونده متبادر می‌شود، این است که علم نوعی کالاست. اینکه پیچیدگی‌های علم نادیده گرفته شده است ارزش علم، با ساده‌انگاری، در حد کالایی پایین آورده شده است.
شنونده ممکن است تصور کند، علم مثلاً چیزی شبیه اتومبیل است که می‌تواند در کارخانه‌ای با تعداد زیادی خط تولید، تولید انبوه شود. در این صورت از پیچیدگی‌های یک پروژه دانشگاه صرف‌نظر می‌شود. دانشگاه به صورت یک کارخانه تصور می‌شود که خروجی آن محصولات حاصل در چاپخانه و ماشین فتوکپی است. یعنی پایان‌نامه‌ها مقالات و مدارک صادر شده است. هر چه این مدارک کاغذی بیشتر باشد تولید علم بیشتر می‌گردد.
طبق این تصور ما باید بتوانیم مثلاً شبیه دانشکده فنی دانشگاه تهران که در طول ۸۰ سال و دانشگاه ام‌آی‌تی که طی ۲۰۰ سال با تعداد محدود و حساب شده دانشجو به حد بلوغ رسیده‌اند ظرف مدت ۵ یا ده سال، به تولید انبوه هزاران مهندس دست یابیم. اما در این صورت، تولید انبوه ما فقط تولید انبوه کاغذ است. تولید جانبی احتمالاً بیکاری و سیاهی و فقر خواهد بود.
تولید مدارک کاغذی، تولید علم و پیشرفت سه مفهومی است که در ذهن دانشگاهیان ما کم‌کم به صورت مترادف دارد نهادینه می‌شود. من در یک دکه کوچک ماشین‌نویسی مشاهده کردم که ماشین‌نویس دارد از روی یک کتاب تایپ می‌کند. این مطلب را با معاون پژوهشی یک دانشگاه در میان گذاشتم. او بلافاصله گفت که ماشین‌نویس داشته یک فصل پایان‌نامه کارشناسی یا کارشناسی ارشد را می‌نوشته است. یعنی ماشین‌نویس در ذهن معاون دانشگاه مثل کارگر خانه‌ای است که به کار تولید علم مشغول است!
این کارگران تولید علم هم‌اکنون در مغازه‌های روبروی دانشگاه تهران مشغول کار رسمی می‌باشند و درست در جلوی درب دانشگاه که استادان و دانشجویان وارد دانشگاه می‌شوند، جارچی‌هایی دارند. فریاد می‌زنند پایان‌نامه می‌نویسیم، مقاله آی‌اس‌آی می‌نویسیم. بعضی استادان دانشگاه با آنها همکاری می‌کنند. در اینترنت یک رئیس دپارتمان دانشگاه فنی آگهی داده است که در مقابل دریافت اجرتی برای شما فصل‌های پایان‌نامه می‌نویسد. برای شما رایانامه‌هایی می‌فرستند که یک شرکت معتبر برای پایان‌نامه شما سه مقاله آی‌اس‌آی قابل چاپ در مجلات بین‌المللی می‌نویسد.
آیا نیاز به توضیح است که اینگونه اعمال چگونه بر شأن علم، بر شرافت دانشگاه لطمه می‌زند؟ وقتی یک نفر در جلو بزرگترین دانشگاه کشور جار می‌زند پایان‌نامه، مقاله می‌نویسیم. این چه فرق می‌کند با اینکه کسی در جلو مقر مرکزی پلیس جار بزند: گاو صندوق باز می‌کنیم، جیب‌بری
برق‌آسا یاد می‌دهیم. در کشورهای دیگر اینگونه کارها جرم محسوب می‌شود. در نشریات خواندم در بنگلادش یک دانش‌آموز به علت تقلب در امتحان به ۱۰ سال زندان محکوم شده است.
اینگونه رویکرد به علم، از دانشگاه‌های فنی تازه تأسیس گونه‌ای آموزشگاه ساخته است. یک کلاس یک استاد و دیگر هیچ …. دوره‌های دکترا به صورت همان روش آموزشگاهی است. دانشجویان با کنکور پذیرفته می‌شوند.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ