یاد/حکیم در مقابل دوربین
فیلسوف و عکاس
 

گفتگو و بحث‌های نظری دربارة عکاسی و عکس‌های قدیمی بازمانده از دوران قاجار، زمینه‌ای است برای شناخت بیشتر و تحلیل محتوایی پیدایی، کارکردها و روند رو به رشد عکاسی در آن روزگار. از میان این گفت‌و‌گوها، می‌توان به چارچوبی برای جداسازی عکاسی پیشرو و خلاق که پدید آمده از ابتکار برخی عکاسان آن دوران است، با عکس‌های معمولی و یا سفارشی که به گستردگی در دربار ناصری و دوران پس از آن، کاربرد داشته دست یافت. افزون بر این؛ شناخت و گفتگو پیرامون اینگونه عکس‌ها و شرح و بسط عناصر صوری و محتوایی آنها، چنانچه در نقد عکس در زمانة ما صورت می‌گیرد، برای دستیابی به سرچشمه‌های آغازین دیدن از نوع عکاسانه در عکاسی ایران و معرفی نمونه‌های پیشرو آن در گسترة تاریخ عکاسی جهان، بسیار بااهمیت است.

از میان میراث ارزشمند تاریخ عکاسی در ایران، عکسی بر جای مانده که دیدن آن، همواره چالشی فلسفی در ذهن برمی‌انگیزد. این عکس، از حکیم حاج ملاهادی سبزواری، فیلسوف و اندیشمند نامدار است که توسط آقارضا عکاسباشی در آغاز سال ۱۲۸۴قر۱۸۶۷م در نخستین سفر ناصرالدین شاه به خراسان، در شهر سبزوار عکسبرداری شده است.

عکس یادشده، اگرچه یک چهره‌‌نگاری ساده که تقریباً در یک قرن و نیم پیش انجام گرفته می‌آید، اما در گیرودار این عکسبرداری، بحثی نظری دربارة سازوکار پدیدة عکاسی میان درگرفته که سبب برانگیختن چالشی فکری در مبانی فلسفی کارکرد این پدیده، برای اندیشمند قرن نوزدهمی ایران شده است و می‌توان ادعا کرد که باب ارائة بحث‌های نظری در تاریخ عکاسی ایران، از نخستین رویارویی اندیشمندان ایرانی با این پدیده، گشوده شده است و پیشینه‌ای همپای عکاسی ایران دارد. این چالش، به عنوان نخستین رویارویی تفکر فلسفی با پدیدة عکاسی در دوران قاجار، می‌تواند با هدف گسترش این دیدگاه نسبت به عکس‌های متفاوت با عُرف رایج عکاسی در آن روزگار و همچنین گردآوری نظرهای دیگر اندیشمندان ایرانی در این زمینه، موردبررسی قرار گیرد.

در نگاه نخست، این عکس از دو سو قابل تأمل است. اول اینکه نخستین چهره از فیلسوف و اندیشمند نامدار ایرانی است که تصویر او به روش عکاسی ثبت شده و دوم اینکه عکس، توسط نخستین عکاس حرفه‌ای ایرانی گرفته شده است.

افزون بر این‌ها، عکسبرداری از حکیم سبزواری و نظر او دربارة عکاسی، که برای وی پدیده‌ای بسیار نو به شمار می‌رفته و سازوکار فرایند عکاسی نیز از نظرگاه فلسفی وی در تضاد با برهان‌ها و استدلال‌های فیلسوفان پیشین بوده، سرفصل‌ تازه‌ای در تاریخ عکاسی ایران، در باب ارائة نظریه‌های پدیدارشناسانه گشوده است. این سخن، اگرچه با برخی نگرش‌هایی که امروزه بر آن است تا سرچشمة بحث‌ها و نظریه‌های پدیدارشناختی در عکاسی و سایر پدیده‌های نوین دنیای جدید را در آثار فیلسوفان و اندیشمندان کشورهای خاستگاه این پدیده‌ها و به ویژه متفکران معاصر غربی جستجو کند؛ شاید به نظر، اغراق‌آمیز و تلاشی برای دست‌و‌پا کردن پیشینه‌ای کهن برای پیدایی زمینه‌های گوناگون به‌ویژه بحث‌های نظری و پدیدارشناختی در عکاسی ایران قلمداد شود، اما این نکتة مهم را نیز نباید از نظر دور داشت که خاستگاه جغرافیایی اختراع‌ها و ابداعات بشری، الزامی برای انحصار تفکر و ارائه و بسط اندیشه در ساحت آن پدیده‌ها به وجود نمی‌آورد.

روز دوشنبه ۲۹ محرم سال ۱۲۸۴قر۱۸۶۷م. که روز دوم توقف اردوی همایونی در سبزوار بوده، شاه از عکاسباشی می‌خواهد که عکسی از حکیم سبزواری بگیرد. حکیم‌الممالک که نویسندة روزنامة خاطرات این سفر بوده، ماجرای این عکسبرداری را چنین نوشته است:… آقای رضای عکاسباشی که حَسَب‌الامر به انداختن عکس جناب حاجی مأمور بود، انجام خدمت مرجوعه نموده به حضور مُشرّف شده و شیشة عکس جناب مُعزّی‌الیه را که بسیار ممتاز برداشته بود از نظر انور مبارک گذرانیده و موردتحسین و مرحمت شد و به خاک پای همایون معروض داشت که چون جناب حاجی تاکنون اسباب و آلات این فن را ندیده و انعکاس و انطباع هیکل اشیاء را در صفحة خارج مشاهده ننموده‌اند، از ملاحظة آن، کمال تحیّر را پیدا کرده و متفکر شدند و چون بر حقیقت آن فی‌الجمله بصیر گشتند، او را در استدلال علوم مناظر و مرایا اسبابی نیکو شمردند.

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه نیز چند سال بعد، به‌سبب تألیف کتاب مرآت‌البُلدان ناصری و به گمان زیاد از روی نوشتة حکیم‌الممالک، دربارة این سفر و رویداد مربوط به عکسبرداری از حکیم سبزواری، چنین نوشته است:

… روز بیست و هشتم و بیست و نهم [ناصرالدین شاه] در بلدة سبزوار اقامت و با علمای این دیار خاصه جناب حاج مُلاهادی سبزواری که از اَجلْة حکمای متألهین است، ملاقات و مفاوضات فرمودند و آقا رضای عکاسباشی، پیشخدمت خاصه، (آجودان مخصوص و خازن صرف جیب همایون)،‌ حسب‌‌الامر عکسی از جناب حاجی ملاهادی برداشت.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ