کوچه‌ باغی‌ها
دکتر مظاهر مصفا
 

اشاره: کتاب یا به قول مرحوم استاد ایرج افشار، «دیوانک کوچه‌باغی‌ها» بخشی از سروده‌های شاعر معاصر کرمانشاهی، استاد علی‌اشرف نوبتی (پرتو کرمانشاهی) است در چند قالب غزل، قصیده، رباعی، ترانه و… با مقدمه استاد محمدعلی سلطانی و دیدگاههای تحسین‌آمیز مرحوم دکتر عبدالحسین نوایی، استاد ایرج افشار و دکتر مظاهر مصفا. در بخشی از نوشته باصفای استاد مصفا می‌خوانیم:

[در سفر کرمانشاه] آشنایی با سخنوری دلیر و مایه‌ور نصیب شد که تا امروز بارها آوای گرم و دلارایش در گوش دل و جانم پیچیده است. شعری با آن استواری و گرم‌آهنگی و دورشکاری از یاد نمی‌رود. سهل است، هر بار که از معاصران شعری شنیده‌ام یا خوانده‌ام، کلام آن گوینده مردکردار متین‌گفتار در خاطرم جان گرفته است. آن منظومه‌های استوار و پولادین با آن عاطفه و احساس دردآلود، آن ردیفهای بریده از پیوند نسبت و اضافت با قافیه‌ها.

ردیفهای اسمی صعب با همه صعوبت طبیعت و حالت جداافتادة بارور از درد و عاطفت گویندة هنرمند از یاد نمی‌رود. ردیفهایی که خودبارورکنندة ذهن گوینده‌اند و هر یک مفهوم و معنی بدیعی را از دوردست ذهن و تاریکخانه دنیای درون دعوت می‌کنند. خفتگان دیر و دورافتاده را نهیب می‌زنند و در دسترس هنر گوینده می‌نشانند. چگونگی این ردیف‌سازی ردیف جدا از کلمه قافیه بی‌نسبت و اضافت و گاه در حالت منادا بی‌ادات ندا نه آنکه در شعر فارسی بی‌سابقه است، اما کیفیت گفتار پرتو خاصه با آن ردیفهای حکایتگر طبیعت، اسب، شب، غروب، درخت، شکوفه، خواب، رود، باد، ابر (این چهار با کلمه قافیه پیوستگی نسبت و اضافت دارد)، جنگل، باران، زمین، کوه و ردیفهای دیگر که همه حکایتگر قدرت سراینده‌اند، چون قلم و شمشیر در غزل گونه‌ها و چکامه‌وارها. من خود از جهت ساختار قافیت و ردیف چند چکامه ساخته‌ام با همین چگونگی‌ها به تقریبی با ردیفهای چشم، دست (دو چکامه)، پای و شب و جز آنها و از صعوبت در بند کردن معنی بی‌خبر نیستم و شاید شیفتگی من به گفتار پرتو، بخشی از همین آگاهی آب می‌خورد و شاید در ترسیم سبک سخن پرتو این نمونه ردیف‌سازی شاخصیتی نشان می‌دهد و این حالت در شیوه کلامش غلبه‌ای می‌نماید هرآینه همراه با قدرتی که در عهده همه کس نیست.

پرتو در شاعری به سوارکار چابک و دلاوری می‌ماند که مرکب او گرچه قوی یال و گردران، پیوسته رام قدرت و هنرمندی اوست. سخن پرتو چراغ این امید را در دل سخن‌شناسان و غیرتمندان زبان زنده می‌دارد که زبان فارسی و کلام دری در مقابل سیل بنیان‌کن ولنگاری‌های زمانه همچنان پایدار و استوار بر جای ماندنی است.

شعر پرتو را غیر از آنچه از او شنیده‌ام، در مجموعه «کوچه باغی‌ها» خوانده‌ام؛ مجموعه‌ای که با دیباچه محمدعلی سلطانی و به خط نسخ تعلیق فریبا مقصودی در طلیعه بهار ۱۳۷۳ به زیور طبع آراسته شده و در آغاز پاییز همان سال به مرحمت شاعر به دست من رسیده است. مجموعه را فهرستی نیست. یک بار گشت‌وگذاری در آن داشتم و دریافت و برداشتی از آن فراهم آوردم. بعد از تذکار سلطانی عزیز هرچه گشتم، همچون بسیاری از یادداشتهای دیگر نیافتم و دوباره مجموعه را تورقی کردم تا شرمنده دوست غیرتمند و بلندهمتی که پیوسته عزیزش داشته‌ام، نباشم و به اجمالی ناگزیر این سطری چند فراهم آمد.

غزلهای پرتو در این مجموعه از رنگ قصیده و آهنگ سبک قصیده‌سرایی سنتی برکنار نیست. قصیده‌ها همه به استواری و پایداری قصیده‌های سخن‌سرایان صاحب‌سبک است، نمودار پختگی کلام با زیبایی و انسجام و درستی و درشتی در تأثر از متقدمان، از تقلید و سرمشق‌گیری‌های ابتدایی به دور و برکنار است و در همین چند نمونه که ارائه کرده است، همه جا استواری در قالبهای متین راه سپرده است.تأثر از معاصران نیز در این مجموعه دیده می‌شود، از جمله تأثر از دو قصیده استوار و نامدار ملک، دماوند و سپیدرود. قصیدة پرتو در باب «کوه پر او» با این مطلع:

ای بر شده کوه راز پیوند ای آینة جمال دلبند

و چکامة دیگر او به نام «دیار آشنا» با این مطلع:

ای مهد خاطرات من، ای خاک مشک‌سود

ای در تو هرچه باید، ای با تو آنچه بود

یادآور دو قصیده بی‌جواب بهار است:

ای دیو سپید پای در بند ای قله گیتی، ای دماوند

و نیز:

هنگام فرودین که رساند ز من درود

بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود

ترانه‌های پرتو (۴۳ترانه) گرم و شیرین و گاهی حسب حالی و خاطره‌آمیز و گاهی عاشقانه و عارفانه است. نخستین ترانه‌اش یاد دردآلود بیدار دل در خاک خفته‌ای را در من زنده کرد، با همان شیوة ردیف‌سازی معهود:

گذشتی از سر این خاک کیوان چو گل رفتی گریبان چاک کیوان

چو شب آمد ز پشت پردة اشک تو را دیدیم بر افلاک کیوان

قریب پنجاه رباعی در مجموعة آمده است با تنوع و رنگارنگی موضوع و مضمون:

خورشید سر به خاک خفتن دارد ماه از افق آهنگ شکفتن دارد

شب را که ز راه می‌رسد، دریابید شاید سخنی برای گفتن دارد

رباعی در منتهای دلپذیری و پختگی و استادی پایان یافته است و بیت اول آن یادآور سخن استاد منوچهری دامغانی است:

نماز شام نزدیک است و امشب مه و خورشید را بینم مقابل

ولیکن ماه دارد قصد بالا فرو شد آفتاب از کوه بابل

دوپاره شعر سه مصراعی در این مجموعه بدیع می‌نماید:

گفتم بیار جامی، گفتا هنوز خامی

گفتم که پخته‌ام کن، گفتا به فکر نامی

گفتم گذشتم از نام، گفتا برو تمامی

سیر و سلوک سریعانه‌ای را ترسیم کرده است که به تندی گذر برق و باد از خامی به تمامی رسیده است و این دیگری:

گفتم نجستم او را، گفتا بجویی ای کاش

گفتم نشان چه دارد؟ گفتا به کس نشد فاش

گفتم تو هم رهی کن، گفتا برو خودت باش

منظومه‌های دوبیتی پرتو بیشتر کوتاهتر از معمول منظومه‌سرایان است و نامداران این شکل، بهار خراسانی و حمیدی شیرازی و امیری فیروزکوهی و دیگران غالب آن است که در این منظومه‌ها مقصودهای طولانی را بیان کرده‌اند. من خود در این شکل سی منظومه پرداخته‌ام بیشتر آنها شامل قریب ۵۲بیت است و نسخه اقدم ۷۰۰بیتی و پیرسنگی ۳۰۰بیتی است و از اتفاق منظومه بلندبوی پاییز نیز یادگار سفر کرمانشاه است. طولانی‌ترین منظومة پرتو به نام «شهرمن» ۸۲بیتی است و کوتاهترین ۶ بیتی. در این میان «گالیله» از جمله تازه‌کاریهای پرتوست و در میان هفده هجده منظومه او کار بدیع و پرجاذبه کم نیست.

دلبستگی‌های وطنی و مرز و بومی همه با سوز و حال و درد و غیرت با استواری و زیبایی همراه است: شهر من، کوه پراو، بیستون، خانة خاطرات، سوک‌نامه قصرشیرین، دیار آشنا از این عالم است. دو سه ترکیب‌بند مربع در میان قالبهای شعری پرتو آمده است؛ از جمله ترکیب مربع هجده‌بندی بیستون در بحر کم‌اقبال متدارک.

ای به جا ماندة روزگاران زادة قرنـها و زمانـها

وی کهن دفتـر آفرینش از تو در هر سری داستانها

گنج اسراری و قصر جادو در سکوتت جهانی هیاهو

شعرهای اخوانی هم در دیوان پرتو دیده می‌شود. شعر قصیده کردار دیار مهربانی با ردیف سلطانی از نمونه‌های اخوانی پرتوست

عزیزی از دیار مهربانی است سلطانی

نگفتم ای دل غافل به یاد ماست سلطانی

سوک یاران و دوستان در این مجموعه با صمیمانه‌تر بیانی‌ آمده است که رنگ تکلف و تصنع از آن زدوده است. از دردهای اجتماعی شعرهای مردمی هم بستگی‌های مشفقانه و سرشار از حال و سوز و عصیان چند نمونه در مجموعه «کوچه باغی‌ها» آمده است، همه نمودار ضمیر پاک و پر ادراک شاعر است. در غالب قالبهای شعری پرتو احساس همدردی با دردمندان و زحمتکشان و ستمدیدگان نمودار است، حتی در قالب غزل و گاهی قالب غزل پرتو مجموعه‌ای از بیان همین داغها و دردها و فریاد برخاسته از نهاد پرتب و تاب کالبد مشتعل و پراضطراب جامعة دردمند و مردم در زنجیر است و شعر زنجیر فریادی از این دردمندی‌هاست:

کدامین دست داد از کوة بیداد آبت را

در اول با کدامین پای گشتی آشنا زنجیر

هلا ترسم سکوت قلعه دیوان برآشوبد

حدیث دردسر کن با من، اما بی‌صدا زنجیر

*

کوچه باغی‌ها

سروده‌های پرتو کرمانشاهی

با مقدمه و اهتمام: محمدعلی

سلطانی

خط فریبا مقصودی مؤسسه فرهنگی نشر سها

چاپ دوم: ۱۳۷۷

۲۷۰ ص ـ ۱۷۰۰ تومان

Email this page

نسخه مناسب چاپ