مدیریت سیلاب ها ؛ ضرورت اجتناب ناپذیر
 

بازنگری در الگوهای رفتاری انسان با طبیعت، اصلاح زیرساخت‌ها به ویژه در حوزه ساخت و ساز و مدیریت اصولی بحران نه تنها خطرهای ناشی از وقوع سیلاب را به شدت کاهش می دهد،بلکه می تواند ایرانِ خشک را از خوان نعمت آسمان بهره مند کند، هرچند این نعمت به شکل بارش های سیل آسا باشد.

برکنار از مسایلی چون ناپایداری های آب و هوایی، تغییرات اقلیمی و … که برای توجیه پدیده هایی چون باد و باران های شدید و مقطعی مطرح می شود، بارش های تندِ منتهی به سیلاب، پدیده ای طبیعی در چرخه طبیعی گردش آب است؛ پدیده ای که از نظر اکولوژیک (بوم شناختی) روی زمین تاثیر حیاتبخشی دارد و به خاک جان تازه ای می بخشد. چرا که سیلاب‌ها همیشه با آبرفت و آوردهای خود لایه های خاک و رطوبت بالایی را برای جلگه ها و دشت ها به ارمغان می آورند و افزون بر اینکه به کشاورزی جان می بخشند، خود مانع از وقوع پدیده های دیگر ناشی از خشکی زمین چون گسترش ریزگردها می شوند.

این رفتارِ سیلابی طبیعت اما گاهی چنان خسارت هایی به بار می آورد و آسیب هایی به انسان‌ها وارد می کند که دیگر نمی توان به چشم یک رویداد طبیعی به آن نگاه کرد. اگرچه وقوع سیلاب‌های چندی پیش در استان های غرب و جنوبی کشور کم سابقه و در شهری چون دزفول طی ۷۰ سال گذشته بی سابقه بوده است، اما بخش زیادی از خسارت های به بار آمده، بیشتر از آنکه ناشی از وقوع سیلاب باشد، به خاطر رفتار غیراصولی و تجاوزگرانه انسان ها با طبیعت است؛ رفتارهایی که انسان ها باید مسئولیتش را بپذیرند و طبیعت را برای وقوع آن مقصر ندانند. تخریب گسترده جنگل ها، ساخت و سازهای غیرمجاز، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، برداشت بیش از اندازه از سفره های آب زیرزمینی، آلودگی هوا و …علاوه بر اینکه چهره زمین را زشت می کنند، آسیب پذیری زمین را در برابر حوادث طبیعی افزایش می دهند.

در مورد سیل گذشته هم باید گفت که در نتیجه سدسازی‌های گسترده روی رودخانه ها و خشکسالی سال های گذشته، حریم رودخانه ها به صورت غیرطبیعی کوچک شده است. ساخت و سازهای بی رویه و غیر اصولی در حریم، بستر و مسیل این رودخانه ها پیامدهای منفی وقوع سیلاب را افزایش داده است. افرادی که خانه های خود را در این محدوده ها ساخته اند، گویی خانه خود را روی آب بنا کرده اند و باید منتظر خطرهای ناشی از حوادث طبیعی اینچنینی باشند.

از سوی دیگر تخریب گسترده پوشش گیاهی قسمت‌های بالادستی رودخانه ها به خاطر عوامل انسانی، مسیر سیلاب ها را هموارتر کرده است و منجر به افزایش درصد رواناب ناشی از بارش باران شده است. همچنین در شهرهای بزرگی چون تهران و اصفهان احداث غیر اصولی سازه‌های تقاطعی مانند پل و جاده در مسیر رودخانه ها می تواند آسیب های ناشی از بارش های سیل آسا را افزایش دهد.

آنچه مشخص است اینکه نهادهای متولی امر ساخت و ساز، عمران و راهسازی (مانند وزارت راه و شهرسازی، وزارت جهاد کشاورزی و …) در همسنجی با مردم، در برابر پیامدهای ناشی از وقوع سیل مسئولیت های به مراتب بیشتری دارند. این نهادها باید با نظارت و ممنوعیت ساخت و ساز در حریم و مسیل رودخانه‌ها، جلوگیری از تعدی به جنگل ها و تغییر کاربری زمین های کشاورزی، تنظیم میزان استفاده دام ها از ظرفیت مراتع، اعمال سیاست های حمایتی برای تقویت بخش های کشاورزی، مدیریت منابع آبی، سدسازی و راهسازی های اصولی و … آسیب‌های ناشی از وقوع سیل‌های احتمالی را کاهش دهند.

ساخت سد و آب بند اگرچه برای ذخیره آب در سرزمین خشکی چون ایران اهمیت بسیاری دارد اما نباید از ضرورت‌های زیست محیطی جاری بودن آب رودخانه‌ها غافل شد، چنانکه ساخت و ساز گسترده سدها و آب بندها در مسیر رودخانه های اصلی خوزستان طی حدود ۱۰ سال گذشته هرچند موجب شده میزان وقوع سیلاب های کوچک در این دشت پهناور کاهش یابد،اما از سوی دیگر سبب خشک شدن تالاب ها و کم آب شدن رودخانه‌ها شده و جلگه خوزستان به زمینی خشک و نابارور تبدیل شده است؛ زمینی که ریزگردهای خود را حتی به دست ضعیف ترین باد می سپارد تا سلامت مردم را به خطر اندازد.

با این وجود در این زمینه علی اعتصامی کارشناس ارشد صنعت آب می گوید: شاید بارندگی‌های فروردین ۱۳۹۵ با بارندگی‌های بهمن سال ۱۳۵۸ قابل مقایسه باشد. در بهمن ماه ۵۸ به دلیل این که هنوز سدهای کارون ۴، کارون ۳ و گتوند روی رودخانه کارون و سدهای کرخه و سیمره روی رودخانه های کرخه و سیمره ساخته نشده بود، چنان آثار مخربی در خوزستان به‌جا گذاشت که تا مدتها منابع کشور را برای رفع خسارتها صرف خود می‌کرد و مدتها بخش های قابل توجهی از صنعت نفت و صنایع دیگر در منطقه با مشکلات روبرو بوده و خسارات عظیمی را بوجود آورد.

وی می افزاید: در بارندگی‌های فروردین ۹۵ وجود سدهای یاد شده باعث شد تا از این دو رودخانه اصلی (کارون و کرخه) آورد چندانی به کارون وارد نشود و تنها به‌خاطر بخشی از آورد رودخانه دز که آن هم به دلیل وجود سد دز میزان سیلاب به شدت کاهش یافت، موجب نگرانی‌هایی شد. (ورودی سیلاب به سد دز به ۸۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه و خروجی آن در مدت محدودی به ۴۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه رسید). اگر سدهای یاد شده ساخته نشده بود، علاوه بر خسارات جانی و اجتماعی، خسارات وارده مالی ناشی از این سیل به تنهایی چندین برابر کل هزینه ساخت این سدها می‌بود.

علاوه بر این، ‌حجم آبهایی که در مخازن سدها ذخیره شد، که در صورت نبود این سدها از دست می‌رفت، به میلیاردها متر مکعب می‌رسد.

چنانکه در رود سیمره هم سدی که به همین نام احداث شده توانست در مهار سیلابها موثر واقع شود اما به منظور جلوگیری از سرریز شدن آن، دریچه های خروجی آن به صورت مدیریت شده باز شد تا حجم سیلابهای رهاسازی شده به مخزن خالی سد کرخه وارد شود.

سد کرخه هم خروجی سیمره را مهار کرد، هم سیلابهای کشکان را در خود جمع کرد و هم سیلابهای میان حوضه ای رودخانه کرخه را در خود جای داد و همین سدی که در طی سالهای اخیر به عنوان مثال بارز هزینه کردن بیهوده برای ساخت سدی خالی از آن نام برده می‌شد، در ماه گذشته نجات بخش خوزستان بود.

به طور واضح می توان گفت که اگر سدهای مخزنی حوضه کارون، سد دز و سد کرخه نبودند، در سیل اخیر اهواز و بسیاری از روستاهای اطراف آن زیر آب می‌رفت و شهرها و روستاهای پایین دست نیز در امان نبودند. همانطور که بخشی از سیلاب حوضه دز، شهرها و روستاهای پایین دست را در شرایط بحرانی فرو برد.

کمال غضنفری‌کارشناس ارشد صنعت آب هم می گوید: در حال حاضر با وجود سدهای موجود و مهار سیلاب ها در مخزن این سدها، دست کم ۱۷ استان کشور با مشکل بی آبی و کمبود آب روبروست و اگر برای تامین آب مورد نیاز آنها تصمیم به شیرین سازی آب های خلیج فارس و دریای عمان گرفته شود، بهای تمام شده برای هر مترمکعب بین ۱۱۰ تا ۱۵۰ هزار ریال خواهد بود.

وی می افزاید: بر این اساس مشخص نیست چه منطقی وجود دارد که از یک سو آب شیرین جاری در رودخانه ها را مهار نکنند و از سوی دیگر اجازه دهند که این آب وارد خلیج فارس شده و به آب شور تبدیل شود و سپس با هزینه بسیار گزاف آب شور به آب شیرین تبدیل و با انتقال به ترازهای یک هزار تا دو هزار متری پمپاژ شود؟

امروزه به دلیل محدودیت‌های موجود منابع آبی داخلی، کشور مجبور است برای تامین آب مورد نیاز مناطق خشک ایران مانند استان های کرمان، یزد، اصفهان، سمنان، ‌سیستان و بلوچستان، خراسان‌ها از خلیج فارس، دریای عمان و دریای مازندران هزینه های سرسام‌آوری بکند. (هزینه تامین آب به برخی مناطق شده از خلیج فارس و دریای عمان از متر مکعبی ۵۰۰۰۰ ریال بیشتر است.) ارزش اقتصادی آبهای ذخیره شده بارندگی‌های فروردین ۹۵ در مخازن سدهای یاد شده، در مقیاس ملی به چندین هزار میلیارد تومان می‌رسد.

علاوه بر ارزش آب یادشده، ارزش برق قابل تولید از آب‌های ذخیره شده هم قابل ملاحظه است. علاوه بر ارزش اقتصادی، برق تولیدی به‌وسیله نیروگاه‌های آبی موجب کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای که در صورت استفاده از نیروگاه های سوخت فسیلی تولید می‌شود، خواهد بود.

موضوع تغییر اقلیم هم مطرح است. براساس نظر کارشناسان در اثر تغییر اقلیم، در سال‌های آتی با سیلاب‌های شدیدتری مواجه خواهیم بود.

باید اشاره داشت: افزون بر عواملی که در پیشگیری از تبدیل بارش های تند به سیل‌های ویرانگر موثر است، مدیریت اصولی بحران هم می تواند در کاهش خسارت‌های مالی و جانی ناشی از سیل بسیار موثر باشد.

نخستین گام مدیریت بحران اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم پیش از وقوع حوادث طبیعی است. امروزه فناوری های مرتبط با پیش بینی وضع هوا به اندازه ای پیشرفت کرده اند که بتوان وقوع تغییرات آب و هوایی مقطعی را به درستی پیش بینی کرد.

سازمان هواشناسی باید با استفاده از این فناوری ها به دقت به پیش بینی وضع آب و هوا بپردازد و در موقعیت های اضطراری خطرهایی چون سیل و طوفان را پیش بینی کند و به مردم در خصوص وقوع آنها هشدار دهد.

گام های بعدی، مدیریت کلان تر، جامع تر، هماهنگ تر و سریع تر بحران های کشور است که نیازمند بسیج و همکاری همه نیروها و بهره گیری از توان عملیاتی همه نهادها و سازمان‌های عضو در ستاد بحران مانند وزارتخانه ها، شهرداری ها، رسانه های گروهی، تشکل های مدنی و مردمی و بخش های خصوصی و تعاونی مرتبط با مدیریت بحران است.به یاد داشته باشیم که مدیریت بحران هرچقدر هم قوی باشد، اغلب پس از وقوع حادثه دست به کار می شود و به جبران خسارت‌ها می پردازد. در این میان نباید فراموش کنیم که پیشگیری بهتر از درمان است. اصلاح الگوهای رفتاری ما انسان‌ها با طبیعت و اقدام های اصولی و زیرساختی برای درامان ماندن از بلایای طبیعی مهمترین اقدامی است که می توانیم برای دور ماندن از خطرهای طبیعی نظیر سیل در پیش بگیریم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ