یادداشت سردبیر
نظام آموزشی اسیر قدرت رقیب
علیرضا خانی
هفته گذشته در باره کالایی‌شدن آموزش نوشتیم. یکی از مصادیق کالایی شدن آموزش، چیزی است که سالهاست در نظام آموزش به عنوان«مافیای کنکور و کتاب‌های کمک درسی» شناخته شده است.

کتاب‌های کمک درسی، بخش بزرگی از نظام آموزش و پرورش ما را از دست وزارت آموزش و پرورش در آورده و به اختیار و مالکیت خود گرفته است. موضوع به حدی جدی و پیچیده شد که وزیر آموزش و پرورش هفته قبل اعلام کرد در نامه‌ای به مقام رهبری از ایشان کمک خواسته‌ام و عجالتاً با دستور ایشان ۵۰ درصد تبلیغات مؤسسات آموزشی و کتب کمک درسی از تلویزیون کم شد. این اتفاق به دنبال آن افتاد که مدتهاست بخش بزرگی از کتاب‌هایی که در کشور منتشر می‌شود و آمار کتب منتشره را بالا می‌برد، کتاب‌های کمک درسی است و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در میزگردی گفته بود که فقط یک مؤسسه آموزشی در طول دوره برگزاری جام جهانی ۳۲ میلیارد تومان به صداوسیما بابت تبلیغ کتب کمک درسی پرداخته بود.

آمارهای انتشار کتب کمک درسی و درآمد مؤسسات کنکور متفاوت، اما طبق یکی از این آمارها سالانه تا۵۰ میلیون جلد کتب کمک آموزشی در کشور منتشر می‌شود که گردش مالی تا۲۰ هزار میلیارد تومان را به همراه دارد. برخی مؤسسات کمک آموزشی

۵ دی‌وی‌دی درسی را با قیمت۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌کنند و پشت آن می‌نویسند کپی دی‌وی‌دی شرعاً‌ حرام است و اگر کار حرام انجام دهی قبول نمی‌شوی.

وارد کردن شرع به کسب وکار کتب کمک درسی به اینجا ختم نمی‌شود. اخیراً با اعلام حذف مشق شب توسط وزارت آموزش و پرورش، ناگهان خبری منتشر شد که برخی مراجع تقلید از این کار انتقاد کرده‌اند. متعاقب آن روزنامه جوان گزارش مفصلی منتشر کرد و در آن نوشت که مدیران مؤسسات کنکوری و کمک آموزشی دیدار با علما و مراجع تقلید را به عنوان یکی از ابزارهای مبارزاتی خود با آموزش و پرورش انتخاب کرده‌اند. اما سوء تعبیرهای صورت گرفته‌ از دیدار کنکورچی‌ها با مراجع، به اقدامات مخرب مافیا مشروعیت نمی‌بخشد. قطعاً مراجع عظام با ایجاد یک نظام آموزش موازی از جانب مؤسسات کنکوری مخالفند و امر تعلیم و تربیت را موضوعی حاکمیتی می‌دانند. این شیطنت رسانه‌ای اصحاب مافیای کنکور بوده که از دیدار با مراجع به سود خودشان تیتر وخبر مخابره کردند.

این مافیا گزارش و عناوینی از دیدار با مراجع منتشر کردند که در راستای مشروعیت بخشی به کتاب‌های کمک آموزشی خودشان است. کتاب‌هایی که با حذف مشق شب، بسیاری از آنها بی‌فایده می‌شود و درآمد میلیاردی آنها را از بین می‌برد.

به نوشته جوان، تحقیقات دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد که مشق شب مانعی جدی بر سر راه یادگیری و تعامل کامل دانش آموزان است به طوری که ۵۶ درصد آزمون‌شوندگان گفته‌اند که مشق شب برای آنها فقط منبع استرس است و ۳۳ درصد گفته‌اند که آن را فقط برای نمره انجام می‌دهند نه یادگیری و فقط یک درصد گفته‌اند که مشق شب مفید است!

کارشناسان آموزشی، دلایل رونق کتاب‌های کمک درسی را که به عنوان یک شبکه وسیع موازی با آموزش و پرورش اسمی عمل می‌کند عمدتاً در موارد ذیل می‌دانند:

۱ـ ضعف نگارش کتاب‌های درسی

۲ـ تألیف کتاب‌های درسی بر اساس متوسط هوش دانش آموزان

۳ـ تغییرات گسترده کتاب‌های درسی در کوتاه مدت

۴ـ تفوق کنکور بر تمام شئون آموزشی

۵ـ نگرانی والدین و کنکورزدگی والدین

۶ـ وجود بازار پرسود و مشتریان پرشمار

۷ـ تبلیغات گسترده و اغواگرانه در رسانه‌ها بویژه رسانه ملی

اما آثار و عوارض کتاب‌های کمک آموزشی بر دانش آموزان و خانواده‌ها به ترتیب ذیل است:

۱ـ به دانش آموزان مفاهیم اضافی تحمیل می‌کند.

۲ـ مانع از رشد خلاقیت فردی می‌شود و مفاهیم بسته‌بندی شده را به دانش آموزان می‌دهد.

۳ـ کنکورمحوری را هدف گرفته است و هدف آموزش را از یادگیری به تست‌زنی تقلیل می‌دهد.

۴ـ دانش آموزان را صرفاً به محفوظات متکی می‌کند.

۵ـ منجر به تنبلی ذهنی می‌شود.

۶ ـ هزینه سنگینی به خانواده‌ها تحمیل می‌کند.

با همه این احوال، ایجاد فضای کنکور محوری در بین خانواده و آرزوی والدین برای دستیابی فرزندانشان به رشته‌های برتر و دانشگاه‌های سطح اول، تقریباً همه خانواده‌ها را به این سمت کشانده است.

وجود چنین تقاضای بزرگی در همه سطوح ابتدایی تا دبیرستان در جامعه‌ای که حدود ۱۲ میلیون دانش‌آموز دارد، مؤسسات آموزشی را به این سمت و سو سوق داده است که درست انگشت تبلیغات را روی خواست‌ها و رویاهای والدین بگذارند و برای تبلیغ خود از همه ابزارهای لازم بهره‌ ببرند تا جایی که برخی دانشگاه‌های معتبر مجبورند گاه و بیگاه اطلاعیه بدهند که فلان مؤسسه وابسته به ما نیست و استفاده از نام دانشگاه یا اعلام حضور اساتید ما در آن مؤسسه، صرفاً یک ترفند است.

وقتی به آمار و ارقام سود، فروش و گردش مالی مؤسسات آموزشی نگاهی داشته باشیم، آنگاه همه تبلیغات و ترفندها معنا می‌یابد.

بر خلاف تصور عامه، اتفاقاً مشتریان مؤسسات آموزشی طبقات ضعیف جامعه هستند چرا که آنها به‌شدت علاقه و آرزو دارند آینده فرزندانشان تضمین شود و آنها بتوانند به طبقه بالاتری در جامعه ارتقاء یابند بنابراین برخی خانواده‌ها حتی با فروش اثاثیه خانه تا

۱۰ میلیون تومان بابت خرید یک پکیچ کامل آموزشی پول می‌پردازند و به گفته یک کارشناس آموزشی، برخی از این موسسات از طریق فروش دی‌وی‌دی ماهانه تا۶۰۰ میلیارد تومان درآمد کسب می‌کنند. در آن سو، صدا و سیما نیز برای برنامه‌های۴۰ دقیقه‌ای آموزش درسی که توسط همین موسسات ارائه می‌شود، در یک دوره ۹ ماهه

۳۵۰ میلیارد تومان دریافت می‌کند.

پرسش این است که اگر محتوای کتاب‌های کمک آموزشی تا این حد مفید است که سالانه در حدود۲۰ هزار میلیارد تومان گردش مالی ایجاد می‌کند و چنین تقاضای عظیمی برای آن است، چرا آموزش و پرورش همان محتوا را وارد کتب درسی نمی‌کند تا به یکباره بر کار مافیای کمک درسی نقطه پایان گذارد؟ و اگر مفید نیست و به کار نمی‌آید چرا دولت و نظام با این همه نهادهای نظارتی قدرتمند جلوی انتشار آن را نمی‌گیرد؟

شورای سنجش و پذیرش دانشجو چهارشنبه گذشته تصویب کرد که از سال آینده برای ۸۵ درصد ظرفیت‌ دانشگاه‌ها بدون کنکور و با استفاده از معدل دوران دبیرستان دانشجو جذب شود و برای

۱۵ درصد رشته‌های برتر، کنکور برگزار شود. این مصوبه به این خاطر وضع شد که در سال ۸۶ مجلس شورای اسلامی قانونی را تصویب ‌کرد که بر اساس آن وزارت علوم و بهداشت موظف شدند که تا سال ۹۰ کنکور را حذف کنند و با شیوه‌های جایگزین دانشجو جذب کنند اما وقتی این کار میسر نشد، مجلس در سال ۹۲ با اصلاح قانون قبلی، قانون جدیدی تصویب کرد که ظرف ۵ سال برای ۸۵ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها بدون کنکور دانشجو جذب شود و ۱۵ درصد مابقی رشته‌ها منوط به ابزار کنکور شود. این کار برای اجرای مصوبه سال ۹۲ مجلس انجام می‌شود و هدف آن در وهله نخست کاستن از رنج و اضطراب کنکور و در مرحله دوم، حذف مافیای کنکور است اما چه‌طور می‌توان این نکته روشن را نادیده گرفت که اساساً همه کسانی که در کنکور شرکت می‌کنند هدفشان پذیرفته شدن در همان ۱۵ درصد رشته‌هاست وگرنه دانشگاه‌ها و رشته‌های درجه چندم که مدتهاست بدون آزمون دانشجو جذب می‌کنند. بنابراین قصه کنکور و مافیا سرجایش خواهد ماند و چنانچه نظام آموزشی بخواهد با آن مقابله کند، باید راه دیگری برگزیند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ