یادداشت
نقطه‌های شروع و حلقه‌های واسطه
سید مسعود رضوی
در ایام و هفته‌های اخیر، مسایل زیست محیطی و التهابات کارگری، موجب تجمعات و ابراز نارضایتی در برخی مناطق حساس کشور شده است. ازجمله در اصفهان و خوزستان که مطالبات کارگران فولاد و هفت تپه ادامه یافته و به برخوردها و بازداشت چندتن از نمایندگان یا فعالان کارگری انجامیده است اما روشن است که این نوع برخوردها مقطعی است و درمان کارآمدی برای مشکلات عمیق نیست.

شاید یک علت تداوم این نوع بحران‌ها و برخوردها، عدم وجود نهادهای مشخص و معتبر برای دولت و جوامع کارگری باشد. حلقه واسطی که دوسوی اختلاف را در یک نقطه گرد آورد و برسر یک میز برای مذاکره و یافتن راه حل متقاعد کند. سندیکاها، انجمن‌های کارگری و نهاد شورا که در قانون اساسی بر آن تأکید شده است، محصول چند قرن تجربه‌ی بشر در حوزه‌های کشمکش و بحران و مذاکره و اعتصاب و قانون و برخورد و مشارکت است.

همیشه راه حلی وجود دارد تا کار نرسد به برخوردهایی نظیر آنچه برای نماینده کارگران معترض در اهواز رخ داده و امیدواریم با درایت نمایندگان متعهد و هوشیار مجلس و نهادهای ناظر و مسئول که انسان و انسانیت را قدر می‌نهند، و کار و کارگر را مفخر عالم و برتر از هر قدرتی می‌دانند، به این موضوع رسیدگی شود و هیچ زخمی بر روح و جسم زحمتکشان و کارگران این مرز و بوم نماند. به هرحال از یاد نبریم که التیام جراحت‌هایی که طی سالیان متمادی پدید آمده نیازمند شکیبایی و تدبیرهایی است که بارها توصیه شده و تجربه‌های داخلی و خارجی نیز نشان دهنده نتایج آن است. به فرموده شیخ بزرگوار ادب پارسی، سعدی شیرازی:

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمی‌توان کرد الّا به روزگاران

در جلسه پریروز هیأت دولت، رئیس‌جمهور به صورت مفصل و مستوفا به موضوع آب و شرایط بحرانزای منابع موجود آبی و مصارف کشور اشاره کرد. بخشی از اتفاقات و التهابات در مناطق مرکزی ایران، به‌ویژه در اصفهان نیز مستقیماً مربوط به همین موضوع است. حقآبه کشاورزان تحویل نشده و باغات و زمین‌های کشاورزی در معرض آسیب‌ جدی و خدای ناکرده نابودی است. عده‌ای با تجمع و تعرض به لوله‌های بزرگ انتقال آب به یزد و شهرهای مسیر، این انتقال را هدف گرفته و برخی دیگر ناکارآمدی و سوء مدیریت را دلیل کم‌آبی و عدم استیفای حقآبه قلمداد می‌کنند.

اما لازم است همه توجه کنند که یک یا دو عامل در این موضوع و مشکل وجود ندارد؛ بلکه چرخه‌ای بزرگ و متعدد از معضلات و بی‌توجهی‌ها و کمبودها در دولت و جامعه و طبیعت دست به دست هم داده و موجب قحط آب و خشکسالی ممتد شده است. سخنان رئیس‌جمهوری نیز بیان دیرهنگام همین امور بود و به نظرم بیش از آن که به یک معضل حکومتی یا برنامه دولتی توجه داشته باشد، به یک بحران ملی اشاره می‌کند و دیر یا زود تک تک شهروندان و مردم ایران با این بحران دست به گریبان شده و تبعات آن را باید تحمل کنند یا راه حل معقول و کارآمدی برای رفع و حل آن بیابند.

گمان نمی‌کنیم بلکه کاملاً اطمینان دارم که در سالهای نزدیک یعنی یکی دوسال بعد، تمام همّ و غم مسئولان و مدیران کشور به این موضوع و بحرانهای محیط زیست معطوف خواهد شد و بررسی اساسی مسأله‌ی آب یا خطر خشکسالی و سوختگی زمین بر کاکل مسأله‌ها و بحران‌ها خواهد نشست. پس اگر هرچه زودتر، فراگیرتر و هشیارتر به این موضوع و حل مسئله یا بحران آب بپردازیم، خدمتی به ملت و میهن کرده‌ایم و پیشگامان از رحمت خداوند و دعای خیر خلق خدا بیش بهره خواهند داشت.

این امر تنها در سوء مدیریت و اشکالات مربوط به پروژه‌های «دولت ـ محور» خلاصه نمی‌شود، بلکه هدر دادن منابع آب در نظام آبیاری کشاورزی، مصرف بی‌رویه و نامحدود در شهرهای کوچک و بزرگ و حتی شهرک‌ها و روستاها، آلودگی آب‌های جاری و سفره‌های زیرزمینی، جدی نگرفتن آب‌های مرزی و حقآبه رودهای جاری برون مرزی و…، تنها بخش‌هایی از این معضل بزرگ است. ‌اما عدم تفکر آینده‌نگرانه و فقدان سرمایه گذاری در پنج موضوع زیر که از دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی (برابر با شصت و هفتاد میلادی) توجهات نخبگان و دولت‌ها را در سراسر جهان جلب کرد، سرانجام ما را نیز در ورطه‌ای افکنده که هر روز بیش از پیش باید خود را آسیب‌پذیر یافته و با تبعات فاجعه بار آن مواجه شویم:

اول: بی توجهی به سواحل و آب‌های دریای مازندران، خلیج فارس و دریای عمان؛ در این زمینه ما موهبت خطوط بزرگ و ممتد ساحلی را داریم، اما به جای حفظ سلامت اکولوژیکی و بهبود کیفیت آب و ساحل، هیچ سرمایه بزرگ و آینده داری برای شیرین سازی آب و نمک زدایی و بهره وری از مشتقاتش نداشته‌ایم. سواحل نیز بیشتر به زباله دان و ملک خصوصی و بارانداز ناموجه و فاقد تجهیزات شبیه است. نه گردشگری و نه برنامه‌ای برای حفظ زیست بوم و نه اکوتوریسم یا حتی اهتمام به مطالعات و الزامات و قوانین نظارت بر صید و گردش و حفاظت علمی و…

دوم: آبخیزداری و آبخوانداری در جهت کنترل سیل و سیلابهای ویرانگر و سپس تزریق آب باران به اعماق زمین و یا حفظ آن در دریاچه‌های طبیعی و مصنوعی برای روز مبادا…

سوم: بازیافت و تصفیه آب مصرفی و فاضلاب‌ها و نگاهداری و بازیابی آن در کشاورزی و مصارف مرتبط با منابع طبیعی و ایجاد جنگل‌ها و مراتع عظیم در حومه شهرها…

چهارم: تجدید نظر فوری و ابلاغ قوانین ضربتی برای حفظ حریم رودها و دریاچه‌ها و تالاب‌ها و کیفر برای آلاینده‌های صنعتی و بومی و محسوس یا نامحسوس برای احیای سواحل و رودهای جاری به مثابه دارایی مشاع و ثروت ملی…

پنجم: بازبینی و بازرسی سدهای موجود و اتخاذ تصمیمات بزرگ و فوری برای سدهای زیانبار مثل سدهای نمکزا یا سدهای خاکی تبخیری که ضمن نابودی زیست بوم جانداران آبزی و ساحلی، مناطق و مردم زیادی را در معرض آسیب قرار داده است.

البته مشکلات و سرفصل‌ها به این پنج مورد ختم نمی‌شود اما باید اولویت‌ها را در نظر گرفت و بدون حاشیه یا اتلاف وقت اقدام کرد. همه می‌دانیم که یک روز تأخیر هم ممکن است غیر قابل جبران باشد و چقدر زود دیر شده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ