یادداشت
نقطه جوش
سید مسعود رضوی
عنوان یادداشت دیروز «نقطه انجماد» بود و به صورت نمادین در باب انجماد سرمایه‌ها و ازکف رفتن فرصت‌ها، و در یک کلام خنثی کردن شرایط توسعه و پیشرفت به دست خودمان سخن گفته شد. جان کلام این که ما در محیط مقابله و مقاومت، مدعیات جهانی داریم و به عنوان کشوری انقلابی تسلیم منویات آمریکا نمی‌شویم و زیر بار زورگویی‌های غیر منطقی و غیرعقلانی نمی‌رویم.

در این چارچوب انقلابی، ما از منش غیر اخلاقی دولت ترامپ در خروج از معاهده برجام و یک‌جانبه‌گرایی نظام سیاسی و مونوپولی ایالات متحده و شریکان و مستعمراتش هراس نداریم و اقتصاد مقاومتی و ایستادگی بر شعارهای قدیم و عهد چهل ساله انقلاب اسلامی را فضیلت و محور برنامه‌ها و سیاست‌هایمان تلقی می‌کنیم.

سوداگری کشورهای مختلف البته ماهیتی پراگماتیستی دارد اما آمریکای دونالد ترامپ سودای غارت و تحمیل زور، و احاله قدرت بلامنازع آمریکا بر سراسر قرن بیست و یکم را در سر می‌پروراند. درحقیقت به زبان حال، به جنگ و جدال و قیل و قال، این موقعیت و مجال را دنبال می‌کند.

اما تجربه‌های تاریخ ما را به تأمل وامی‌دارد تا درنگ کنیم و بدانیم وقتی کسی صلاحیت نداشت و علم نداشت و کار هم نکرده و رنج نابرده بود ولی زور و پول و رسانه و تفنگ و منافع بادآورده و میوه‌های آبدار یا گنج‌های زیرخاکی به چنگ آوَرَد، برای حفظ آن قیصریه را هم به آتش می‌کشد. دیده‌ایم چنین کسانی را که از زوالِ این مال و منال، دست برنخواهند داشت. خاصه سرمایه‌داران و نظامیان و شرکت‌های نفتی و تراستهای عظیم فراملیتی که خاک دنیا را می‌خواهند به توبره بکشند و منابع کشورها و معادن موجود ملتها را غارت و تباه کنند.

باری در چنین اوضاع و احوالی ما ادعا داریم که در ورای سیاست‌ها و رفتار رایج دیپلماسی قرار گرفته و انقلابی و وفادار به عهد نهضت اسلامی و آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) هستیم. حتی قواعد و قوانین را به اختیار و بر اساس انگیزه و هدف انقلابی تنظیم می‌کنیم.

با چنین عقبه و اقتدار بین‌المللی که اندوخته انقلاب و نظام سیاسی و دینی در جمهوری اسلامی است، نباید مواجهه با مسایل خُرد و کوچکتر دشوار باشد. چهل سال تجربه و تحول در انقلاب اسلامی، باید ما را در مقابل فاسدان و مفسدان تجهیز کرده و در مبارزه با فساد و غارت تشحیذ نماید!

یکی از اختصاصات انقلاب، مردمی بودن و ندای مردم را شنیدن و صدای مستضعفان بودن است. این صدا کجاست و در چه زمینه‌هایی قابل شنیدن است؟ آیا مستضعفان و کارگران، و تمام اقشار آسیب‌پذیر در شرایط کنونی و این نقطه انجماد که همه درحال خنثی کردن یکدیگرند، می‌توانند مطالبات خود را بیان کنند و آرزوهایشان را معطوف به تحقق بیابند؟ آیا دولت مجاز است و می‌تواند به جای پخش کردن اندک دارایی در گردش و موجود، به سرمایه‌گذاری‌های اساسی بپردازد؟

چرا در مورد برنامه‌ها و لوایح مهمی چون قانون پولشویی و مذاکرات با اروپاییان برای تسهیل امور بانکی و اعاده مطالبات ارزی دولت، چنین تشتت و سنگ‌اندازی و تعویقی به وجود آمده است؟ چرا قراردادهای بزرگ برای جلب سرمایه در صنایع نفت و پتروشیمی با کارشکنی مواجه بوده و هست و چرا نظام بانکی و شفافیت واگذاری ارز، به طبقات مادون و دور از چشم رسانه‌ها و مردم منتقل شده و در بی‌خبری مشمول مرور زمان شده است؟ چرا تمام برنامه‌های بزرگ و کوچک در فرسایشی خنثی‌کننده و رقابتی خسارتبار دچار انجماد می‌شود؟

در برابر نقطه انجماد، نقطه جوش قرار دارد و این استعاره اگر در عالم طبیعت و از حیث دمای مواد در علم شیمی و فیزیک ناشدنی است، در اقتصاد و سیاست و اجتماع می‌تواند قرین و همپو باشد. حتی علت و معلولِ بلافصل و فاصله، یعنی یکی در ذات خود دیگری را هم بیافریند و فعال کند! اگر می‌گویید خیر؛ کافیست به «رکود تورمی» که تناقضی آشکار است بیندیشید. زلزله و توفان هم در طبیعت از سکوت غریب تمام موجودات آغاز می‌شود و بعد صدای مهیبی از راه می‌رسد و این واقعه بارها در جهان رخ داده است.

اکبر ترکان از مشاوران رئیس‌جمهور، در سخنان تأمل انگیزی به همین موضوعات اشاره کرد، از جمله اینکه: «… دغدغه اصلی کشور در شرایط کنونی این است که با مدیریت صحیح، سنجیدگی و هشیاری توطئه تحریم‌ها را خنثی کنیم… با وقوع تحریم‌ها صادرات نفت‌ کشور با مشکل مواجه شده و درآمدهای ارزی کاهش خواهد یافت. بنابراین جابجایی ارز محدود شده و خرید و تأمین نیازهای کشور نیز با مشکلاتی روبرو خواهد شد که باید راهکاری برای عبور از این شرایط اندیشید… باید سیاست‌گذاری‌ها به گونه‌ای باشد که تحریم‌ها کمترین صدمه را به کشور وارد کند…

ترکان افزود: متأسفانه شاهدیم که از ابتدای کار دولت، مصرف بنزین از ۶۲ میلیون به صدمیلیون لیتر در روز رسیده که به معنای هدررفت منابع ارزی است… آیا نمی‌شد این میزان را صرفه‌جویی و مازاد آن را برای بهبود زندگی و اقتصاد مردم صرف کنیم؟»

پاسخ اکبر ترکان را داده و می‌دهند، کسانی که هرگونه گفتگو و مصالحه و آرامش و سرمایه‌گذاری و شفافیت و آزادی رسانه‌ها و هر نقد و سخن واقع‌بینانه درباب فضای مجازی و حریم خصوصی و آموزه فرهنگی را با خروش و شعار و پیشگویی فتنه‌ها و گیر و بند و حصر و انحصار و استصواب ناصواب و تحریف حقایق و ظاهرگرایی و تعصب و جنگ‌طلبی و حذف رقابت و کنترل آرا و… پاسخ می‌دهند و صدایشان چنان بلند و انکر است که این پرسش ساده به گوش نمی‌رسد: چرا میراث و عادات بدی که سرمایه و محیط زیست و آینده ما را تباه می‌کند باید همچنان دوام داشته باشد و تا به کِی؟… انگار برای ما نقطه جوش همان نقطه انجماد است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ