بازخوانی یک مصاحبه قدیمی با «بهروز وجدانی»
نوروز و نغمه‌های گمشده در موسیقی ایران
محمدرضا ممتازواحد
 

«بهروز وجدانی» (۱۹ اسفند ۱۳۲۸)، عضو هیأت علمی- پژوهشی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و مدرس موسیقی سنتی و نواحی ایران در مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی است. وی همچنین عضویت در کمیته ملی یونسکو و عضویت در هیأت مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی و ریاست این کانون را نیز در کارنامه کاری خویش دارد. عضویت در کمیته ملی فولکلور، دانش سنتی و منابع ژنتیکی و شرکت در چندین سخنرانی در چند اجلاس یونسکو در ژاپن، هند و فرانسه به‌عنوان نماینده ایران و همچنین شرکت در ده جلسه از اجلاس سازمان جهانی مالکیت فکری در ژنو سوییس، از دیگر فعالیت‌های او به‌شمار می‌رود. همچنین انتشار چندین مقاله در حوزه‌ها و موضوعات مرتبط با موسیقی، مردم‌شناسی و فرهنگ عامه از جمله فعالیت‌های وجدانی است. او در تهیه و تدوین پرونده‌های «موسیقی بخشی‌های خراسان» و «موسیقی اقوام ایرانی» برای ثبت در فهرست نمونه میراث فرهنگی ناملموس یونسکو مسئولیت اصلی را برعهده داشته و نیز در ثبت ردیف موسیقی سنتی ایران در یونسکو هم همکاری و مشارکت داشت.
بهروز وجدانی نویسنده، پژوهشگر، مترجم و مؤلف در حوزه‌های موسیقی، مردم‌شناسی و فرهنگ عامه است که نه تنها نسبت به‌نگارش، ‌پژوهش، ترجمه و تألیف آثار موسیقی‌محور همت گمارده، بلکه درخصوص دیگر مسائل مهم مربوط به هنر و موسیقی ایران نیز اقدامات قابل توجهی را به‌بذل عمل نهاده است. یکی از همین مسائل پراهمیت که ابتدای سال جاری (خرداد ماه ۹۶) تحت عنوان هفتمین«همایش ملی حقوق مالکیت ادبی، هنری و حقوق مرتبط» در مرکز همایش‌های کتابخانه ملی برگزار گردید، درخصوص اهمیت حقوق مالکیت ادبی و معنوی درزمینه مسائل فکری، اندیشه هنری و فرهنگ سنتی بود که وجدانی در مصاحبه‌ای با تأکید به‌این موضوع – به‌خصوص در حوزه موسیقی – مطالب مهمی را عنوان داشت.۱
همچنین در طی نشستی با عنوان «میراث فرهنگی ناملموس در اسناد جهانی مالکیت فکری و کنوانسیون برن با تأکید بر موسیقی» که به‌همت و اهتمام بهروز وجدانی و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مهر ماه سال جاری برگزار شد، وجدانی در این طرح پژوهشی پراهمیت و ضروری، به‌تبیین جایگاه میراث فرهنگی ناملموس و اقدامات انجام شده توسط وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای ایرانی فعال در حوزه‌های میراث فرهنگی ناملموس پرداخته و حقوق مالکیت فکری را شناسایی و اسناد مرتبط را گرد هم آورد.۲
از جمله آثار نوشتاری وجدانی می‌توان به این کتاب‌ها اشاره داشت:
-فرهنگ تفسیری موسیقی (ترجمه و گردآوری)، ۱۳۷۱، چاپ دوم ۱۳۷۷
-موسیقی و ساز در سرزمین‌های اسلامی (ترجمه)، ۱۳۷۳
-فرهنگ موسیقی ایرانی (تألیف)، ۱۳۷۶
-خودآموز موسیقی (ترجمه)، ۱۳۸۵
-حضرت علی در نغمه‌های عامیانه ایران (تألیف)، ۱۳۸۸
-فرهنگ جامع موسیقی ایرانی (تألیف)، ۱۳۸۶ [برنده کتاب فصل بهار ۱۳۸۶]
- سازشناسی موسیقی ایران (تألیف)، کار مشترک با دکتر محمد سریر، ۱۳۸۷
-موسیقی ایرانی و هویت (تألیف)، ۱۳۹۴
وجدانی در زمینه مستندسازی درخصوص موسیقی مقامی خراسان و تحویل آن به پژوهشگاه میراث فرهنگی که غیر از انتشار، قرار است در قالب یک مطلب جامع در سامانه این مجموعه قرار گیرد نیز، فعالیت داشته است. وجدانی همچنین در پروژه ثبت جهانی سازها نیز اقدامات چشمگیری داشته است. در‌آستانه رستاخیز طبیعت و جشن ملی نوروز که حقیقتاً میراث گرانبهایی از نیاکان ما است، بجاست که به‌یکی از پژوهش‌های قدیمی جناب وجدانی درخصوص نوروز و آیین‌های نوروزی گریزی زده و ضمن پاسداشت و نکوداشت نوروز و آیین‌های آن، گوشه‌ای از زحمات و خدمات نگارشی و پژوهشی این پژوهشگر پیشکسوت را یادآوری و بازخوانی نماییم.
«نوروز» و پژوهشی از بهروز وجدانی
بهروز وجدانی در پژوهش‌های خود درخصوص نوروز و آیین‌های نوروزی، مطالب تأمل‌برانگیزی را بیان داشته است. وجدانی عنوان می‌دارد که: «مقام نوروزکبیر،یکی از مقام‌های هفت‌گانه موسیقی ایران بوده که بنابر دلایلی که هنوز روشن نشده در تغییر و تحول‌های مقامی فراموش شده است.
«عبدالمؤمن صفی‌الدین[ارموی]» در کتاب خود به نام «رساله موسیقی بهجت‌الروح» که به دوره صفویه بازمی‌گردد، نوشته است: «در ابتدا فقط هفت مقام با این نام بوده است: حسینی، عراق، کوچک، نوروز کبیر، رهاوی، راست و عشاق»؛ و بعد «سعدالدین یحیی‌آبادی» تعداد آن‌ها را به دوازده مقام به این نام‌ها افزایش داد: «بوسلیک، بزرگ، حجاز، حسینی، عراق، اصفهان، کوچک، نوا، رهاوی، راست، عشاق و زنگوله»….
مراسم و آیین‌های نوروز، تجلی ذوق و قریحه تمام نسل‌هایی است که به این آب و خاک عشق ورزیده‌اند. آیین‌های نوروزی به‌سبب پشتوانه‌های محکم ملی و مذهبی‌ای که از گذشته تا امروز دارند هر سال در تمام حوزه‌های فرهنگی ایران با عزت و شکوه زیاد و همراه با ساز و آواز برگزار
می‌شوند. لذا نوروز در تمام اشکال موسیقی ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد که نشان‌دهنده احترام و ارزشی است که مردم این مرز و بوم برای این جشن باستانی قائل هستند. در متن‌های قدیمی ادبی، تاریخی و موسیقی ایرانی، از نغمه‌هایی با نام «نوروز» یاد شده که اکنون به جز نامی از آن‌ها باقی نمانده است.
«ابوریحان بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه»، درباره برگزاری مراسم عید نوروز در دربار پادشاهان ساسانی می‌نویسد: «آیین پادشاهان ساسانی در پنج روز اول فروردین (نوروز عامه) چنین بود که شاه به روز اول نوروز ابتدا می‌کرد و عامه را از جلوس خویش برای ایشان و احسان بدانان می‌آگاهید. در روز دوم برای کسانی که از عامه رفیع‌تر بودند، یعنی دهگانان[دهقانان] و صاحب منصبان [و اهلِ]آتشکده‌ها جلوس می‌کرد. در روز سوم برای اسواران[سواران] و مؤبدان بزرگ و روز چهارم از برای افراد خاندان و نزدیکان و خاصان خود، در روز پنجم برای پسر و نزدیکان خویش و به هر یک از اینان در خور رتبت اکرام و انعام می‌نمود و چون روز ششم فرا می‌رسید، از ادای حقوق مردم فارغ می‌شد و از این پس نوروز از آن خود او بود و دیگر کس جز ندیمان و اهل انس و شایستگان خلوت نزد او نمی‌توانست برود.
همچنین در ایام نوروز، نواهایی خاص در خلوت پادشاه نواخته می‌شد که مختص همان ایام بود». همچنین استاد «[ابراهیم]پورداوود» در گزارشی آورده است: «نیاکان ما هر یک از سی روز ماه را به نامی‌ می‌خواندند روز ششم را خرداد می‌نامیدند. خرداد در فروردین ماه آخرین روز جشن نوروز ایشان بود و نوروزخردادی یا نوروزبزرگ یا نوروزخاصه را بهترین و گرامی‌ترین روزها می‌دانستند و بر آن بودند که بسیاری از کارهای بزرگ در آن روز انجام گرفته و یا خواهد گرفت». پادشاهان ساسانی در ایام نوروز به عنوان یک رسم و آیین به عیش و نوش و شادی می‌نشستند و رامشگران درباری برای هر یک از روزها آهنگ ویژه‌ای می‌ساختند و اجرا می‌کردند. به عنوان مثال «نغمه‌های باد بهار» یا «باد نوروز (ساز نوروز)»، «نوبهاری» و «آیین جمشید» را به «باربد»، نوازنده معروف دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی نسبت داده‌اند. «منوچهری دامغانی» اشعاری در موضوع نوروز دارد که متأسفانه از حالت و چگونگی اجرای این نغمه‌ها آگاهی نداریم. البته این امر جزو خصلت‌های روایت‌های شفاهی و غیرمکتوب است که به دلیل عدم ثبت و ضبط آنها و انتقال شفاهی و سینه به سینه‌ی آنها از استاد به شاگرد به تدریج دچار تغییر، تحول و گاهی فراموشی می‌شوند:
مطربان ساعت به ساعت بر نوای زیر و بم
گاه سروستان زنند امروز و گاهی اشکنه
گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر
گاه نوروز بزرگ و گه نوای بشکنه
[گه نوای هفت‌گنج و گه نوای گنج‌گاو
گه نوای دیف‌رخش و گه نوای ارجنه
نوبتی پالیزبان و نوبتی سروسهی
نوبتی روشن‌چراغ و نوبتی کاویزنه
ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک‌دری
ساعتی سروستاه و ساعتی با روزنه
بامدادان برچکک، چون چاشتگاهان برشخج
نیمروزان بر لبینا، شامگاهان بر دنه
ماه فروردین به گل چم، ماه دی بر باد رنگ
مهرگان بر نرگس و فصل دگر بر سوسنه]
البته در رساله‌ها و کتاب‌های ادبی، تاریخی و موسیقی فارسی از نغمه‌های پیشنهادی با موضوع نوروز یاد شده است. در این راستا می‌توان به این نغمه‌های فراموش شده اشاره کرد: «ناز نوروز (ساز نوروز)»، «یاد نوروز»، «نوروز خردک (نوروز کوچک یا نوروز صغیر که به آن نوروز خارا نیز گفته‌اند)»، «نوروز کیقبادی یا نوروز بزرگ (نوروز سلطانی یا نوروز خاصه)»، «نوروز عرب»، «نوروز عجم»، «نوروز صبا»، «نوروز اصل»، «نوروز بیاتی»، «نوروز رهاوی»، «نوبهار (نوبهاری)» و «نوروزی». البته از میان این نغمه‌ها فقط سه نغمه «نوروز عرب»، «نوروز صبا» و «نوروز خارا» در دستگاه‌های همایون و راست پنجگاه از ردیف کنونی موسیقی سنتی ایران اجرا می‌شوند که باز هم معلوم نیست چقدر با آنچه که در گذشته اجرا می‌شد شباهت داشته
باشد.
در موسیقی مقامی ایران پس از اسلام، نوروز یکی از آوازهای شش‌گانه محسوب شده است که این شش آواز[آوازه] عبارتند از: گَوِشت، گَردانیه، سَلمَک، نوروز، مایه و شهناز٫ «صفی‌الدین ارموی» و «عبدالقادر مراغی» که در زمره بزرگترین نظریه‌پردازان و سازندگان و نوازندگان موسیقی ایرانی هستند در آثار خود از نغمه‌های نوروزی یاد کرده‌اند. ازجمله «آهنگ نوروز (طریقه نوروز)» در وزن رمل از قدیمی‌ترین نغمه‌های نوروزی است که توسط صفی‌الدین ارموی به خط موسیقی نوشته شده است. این نوع موسیقی [موسیقی مقامی] بر شش آواز، دوازده مقام، بیست و چهار شعبه و چهل و هشت گوشه پایه‌ریزی شده بود که البته در زمان‌های مختلف گاهی تعداد، ترتیب، توالی و نام این نغمه‌ها تفاوت‌هایی داشته است. علاوه بر آوازها و مقام‌های یاد شده، نوروز در بین شعبه‌های بیست و چهارگانه که از مقام‌های دوازده گانه منشعب شده‌اند نیز دیده می‌شود.
از سوی دیگر، صاحب بهجت‌الروح[صفی‌الدین ارموی] از «نوروز عجم» و «نوروز صبا» به عنوان شعبه های بیست و چهارگانه موسیقی مقامی ایران یاد کرده است و از آنجا که این کتاب مربوط به دوره صفوی است…. در این دوره شعبه‌های «نوروز عجم»، «نوروز عرب»، «نوروز خارا» و «نوروز صبا» در موسیقی مقامی ایران اجرا می‌شده است…. در دوره قاجاریه [که] موسیقی سنتی ایران از شکل مقامی خود خارج و در قالب هفت دستگاه و پنج آواز تدوین شد…. [همانطور که شرحش رفت] نغمه‌های نوروز عرب، نوروز صبا، نوروز خارا حفظ شده است و در دستگاه‌های همایون و راست‌پنجگاه به دنبال یکدیگر اجرا می‌شوند. در صورتی که نوروز عجم در ردیف «منتظم‌الحکما»[دکترمهدی صلحی] برابر نام «بیات عجم» در دستگاه راست‌پنجگاه آمده است و می‌توان نتیجه گرفت که نغمه‌های مربوط به نوروز به تدریج در حال کمرنگ شدن و فراموشی هستند».۳ (وجدانی، ۱۳۸۲)
بهروز وجدانی از جمله نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان و مؤلفان اخلاق‌مدار در حوزه‌های موسیقی، مردم‌شناسی و فرهنگ عامه است. همانطور که در نوشته‌های پیشین نگارنده هم عنوان شد، نوآموزانی چون راقم این سطور، بیش از آن که از افاضات و تقریرات پژوهشی پیشکسوتان این عرصه همچون:«مهدی ستایشگر»، «بهروز وجدانی»، «بهروز مبصری»، «علی‌رضا پورامید»، «حمیدرضا عاطفی»، «میرعلی‌رضا میرعلی‌نقی» و چهره‌های دانشگاهی این حوزه چون «هومان اسعدی» و «بابک خضرایی» بخواهیم بهره‌ای برده باشیم، بیشتر از همه از اخلاق و اخلاقِ پژوهشی آنان آموخته‌ایم. وجود همگی‌شان برقرار و چون همیشه برفراز باد. سال نو مبارک
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت:
۱ـ وجدانی، بهروز٫ ۱۳۹۶٫ حفظ فرهنگ سنتی در حقوق مالکیت معنوی جدی گرفته شود. گفت‌وگو: رقیه نوری، ایرنا، خرداد.
۲ـ وجدانی، بهروز٫ ۱۳۹۶٫ نشست «میراث فرهنگی ناملموس در اسناد جهانی مالکیت فکری و کنوانسیون برن با تأکید بر موسیقی» برگزار شد. تارنما و وبگاه اینترنتی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، مهر.
۳ـ وجدانی، بهروز٫ ۱۳۸۲٫ گفت‌وگو با بهروز وجدانی. واحد مرکزی خبر، ایسنا، اسفند. (به‌نقل از وبگاه اینترنتی سایت موسیقی هنری ایران).

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ