محک
ورزش قهرمانی، ملی یا دولتی!؟
ابوالقاسم قاسم زاده
نگارنده ستون محک نه ورزشکار حرفه‌ای است و نه تخصص و دانش لازم در امور ورزش آن هم در ساحت رقابت‌های بین‌المللی دارد. اما این را می‌داند که امروز روزگار، ورزش هم سطوح گوناگون و متنوعی پیدا کرده است و هم در حد پرچم ملی کشورها بخصوص در ورزش قهرمانی و در میادین بین‌المللی آن قرار گرفته است. ملی و مردمی نامیدن ورزش قهرمانی ارتباط وثیق با قدرت و سابقه تاریخی، فرهنگی کشورها و توان مدیریت علمی و مردمی کلان در نظام برنامه‌ریزی‌های ملی دارد.

امروز در دایره مدیریت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، وجود احزاب با گرایش‌های مختلف و ارائه برنامه‌های مشخص برای حل مشکلات و کاستی‌ها در مقاطع معین در بسیاری از کشورها تعریف ویژه پیدا کرده است؛ تا آنجا که رقابت‌های انتخاباتی برای انتخاب دولت بر محک زدن برنامه‌های ارائه شده از احزاب استوار شده‌اند. در تعریف ورزش قهرمانی برای بسیاری از کشورها در ساحت ملی نیز برنامه‌ریزی و سیستم مدیریتی اصلی اجتناب ناپذیر شده است. در این کشورها همچون احزاب سیاسی متنوع و گوناگون، باشگاه‌های ورزشی بن مایه و ستون فقرات ورزش قهرمانی با تعریف ملی است و فدراسیون‌ها به طور مستمر چشم‌های نظارتی ملی‌اند. از سوی دیگر بارها شنیده و خوانده‌ایم که ورزش و رقابت‌های ورزشی تجاری شد‌ه‌اند. بهره‌گیری از تجارت ورزشی نیز در بسیاری از کشورهای توسعه یافته ضوابط مستحکم مالی تجاری ـ سرمایه‌ای دارد که بخش عمده‌ از سودآوری آن را در ساحت مدیریت ملی، دولت‌ها استفاده و بهره‌گیری می‌کنند؛ تا آنجا که تولیدات ورزشی خود بخش مهم و قابل ملاحظه درچرخه تولید ملی و درآمدهای آن شده‌اند.

با این مقدمه در فرصت اندک ستون محک به پرسشی می‌پردازم که به نظر نگارنده پاسخ به آن هم شرایط کنونی و در نوسان ورزش قهرمانی را تاحدودی نشان می‌دهد ضرب‌المثلی است که می‌گوید «اول بگو از کجا نان می‌خوری تا بگویم چگونه می‌اندیشی!» نان ورزش قهرمانی در کشور ما در دست دولت با همه نوسان‌ها و پایین و بالا بودن بودجه آن است. در تمامی بخش‌های ورزش قهرمانی، بخصوص در بخش‌هایی از آن که به صورت عمده در المپیک یا مسابقه‌های جام جهانی و جام ملت‌ها ظهور و بروز پیدا می‌کند، در آمد مالی ورزشکاران (قهرمان‌ها) در نازل‌ترین سطح از مجموعه بودجه اختصاصی قرار دارد. در روزنامه‌ها بارها این اخبار را خوانده‌اید که یک قهرمان ورزشی در رشته‌های خاص بعد از مدال آوری در سطح ملی، در اداره معیشت زندگی و خانواده خود دچار مشکل شده است و مستاصل است. لاجرم به هر شغلی برای کسب درآمدی در حد متوسط و پایین تمکین کرده است. داشتیم خبری که قهرمان ورزشی از پرداخت اجاره مسکن یا پرداخت هزینه ثبت‌نام فرزندش در مدرسه و … وامانده است. این چرخه معیوب مالی و برنامه‌ریزی بودجه‌ای بخش ورزش کشور و بخصوص در ورزش قهرمانی و علی‌الخصوص در فوتبال هنوز و همچنان ادامه دارد. کافی است پای صحبت چند باشگاه ورزشی فوتبال بنشینید و شرح مفصل ماجرا را از زبان آنها بشنوید و مهم‌تر از آن سرکی به فدراسیون‌های ورزشی از جمله کشتی، وزنه‌برداری، پرتاب دیسک، کاراته و… بکشید. مثنوی بی‌برنامگی و هرج و مرج مالی هفتاد من هم افزون‌تر است. در ورزش قهرمانی ملی، سیطره مالی و مدیریتی دولت، موجب شده است تا قهرمانان ورزشی ما گل همیشه بهار نباشند که در نهایت «گل یک بهاره»‌اند. با این‌همه همین سال گذشته بود که فساد مالی در بخش فوتبال کشور نقل همه محافل شد تا به مجلس رسید و کمیته‌ای موظف شد تا فساد مالی در ورزش، بخصوص در فوتبال را بررسی و رسیدگی کند. چه شد؟ همه به این نتیجه رسیدند که فساد مالی وجود دارد و ارقام آن هم بسیار تعجب‌آور است! اما نه آن گزارش مجلس و نه پی‌گیری‌های دیگر چندان نتیجه‌ای نداد!

پریروز تیم ملی فوتبال ایران در برابر تیم ملی فوتبال ژاپن شکست خورد و به لحاظ عاطفی و غرور ملی، مردم را غمگین کرد. جدا از ارزیابی فنی این دیدار که نیازمند کار کارشناسی است، ریشه‌یابی دیگری نیاز است که چرا و هنوز ورزش قهرمانی ملی، همچنان در چنبره دولت قرار دارد و ما در نهایت ورزش قهرمانی دولتی داریم و نه ملی!

معاون سابق سازمان تربیت‌بدنی که از دوستان گرامی است و یک کارشناس باسابقه و دارای تجربه در امور ورزشی در نقد کارشناسانه از بازی ایران و ژاپن در مقاله با عنوان «شکست برابر ژاپن پایان دنیا نیست» چرایی این شکست را نقد و بررسی کرده است و به در پایان نوشته به اختصار شرحی داده که آن را پایان‌بخش این نوشته می‌کنم. می‌نویسد:

«متأسفانه فوتبال ایران در سطح مدیریت با مشکلاتی روبه‌رو است به گونه‌ای که مسئولان فدراسیون فقط به دنبال این بودند با هر روشی کی‌روش را حفظ کنند و خودشان در رأس بمانند. حقیقتاً کی‌روش از مسئولان فدراسیون فوتبال ما بزرگ‌تر بود و این بزرگ‌تری باعث شد تا حواشی زیادی برای تیم ملی ایجاد شود. تیم ملی با حضور کی‌روش روزهای پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت و می‌تواند در سال‌های آینده روزهای خوبی را سپری کند. حقیقتاً کی‌روش در ۸سال حضورش فوتبال‌مان را متحول کرد. فوتبال ما در بحث مدیریت مشکلات بسیاری دارد و پس از باخت تیم ملی مقابل ژاپن نیازی به رفتن کی‌روش نیست و باید مسئولان فدراسیون فوتبال استعفا بدهند تا نیروهای جوان‌تری به فوتبال کشورمان بیایند و فوتبال ما جان تازه‌ای بگیرد. تیم ملی فوتبال در آستانه برگزاری مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ و جام ملت‌های آسیا توسط شخص رئیس جمهوری حمایت شد و این حمایت فقط از سوی رئیس جمهوری نبود و سایر مسئولان دولت هم به‌خوبی از فوتبال ملی حمایت کردند و همیشه به بهترین نحو هوادار تیم ملی بودند. حمایت‌ها از فدراسیون فوتبال فوق‌العاده بود و امیدوارم که این اتفاق در دولت‌های بعدی هم ادامه یابد. متأسفانه هیچ‌گاه مسئولان فدراسیون ما برای بهتر شدن شرایط فوتبال جلساتی برگزار نکردند. فدراسیون باید با پیشکسوتان این رشته سمینارهایی برگزار می‌کرد تا نقاط ضعف تیم ملی را برطرف کند. ما هم در رده باشگاهی و هم در رده ملی از ژاپنی‌ها شکست خوردیم و هیچ‌گاه به دنبال راهکاری برای برطرف کردن مشکلات نبودیم. تیم پرسپولیس در فینال جام باشگاه‌های آسیا از نماینده ژاپن شکست خورد و بهتر بود آن زمان برای جلوگیری از شکست‌های بعدی، به‌صورت علمی دلایل این باخت‌ها را مشخص می‌کردیم و در مورد این شکست‌ها صحبت می‌کردیم. در صورت صحبت در مورد نقاط‌ضعف و تفاوت‌های فوتبال ایران با ژاپن، تیم ملی در این مرحله مغلوب ژاپن نمی‌شد و می‌توانست به فینال راه یابد.»

Email this page

نسخه مناسب چاپ