پزشک در ردای نخست وزیر
یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۶۹
 

چند اتومبیل دیگر هم هست که در جریان حضورم در دولت، به من پیشکش شده بود که اکنون در نمایشگاه “بیردانا” در “لنکاوی” در معرض دید عموم قرار داده شده‌اند و من هرگز آنها را به مالکیت خود در نیاوردم و همان زمان که نخست وزیر بودم و دریافتشان کردم نیز آنها را اموال دولتی تلقی می‌کردم.اندکی پیش از پایان نخست وزیری‌ام از “تون عبدالله” خواستم مرا به عنوان مشاور “پتروناس″ و “پروتون” و “خطوط هوایی مالزی” و “هیات عمران لنکاوی” (لادا) و “هیات عمران تیومان” البته بدون دریافت چیزی، منصوب کند. من معتقدم که با توجه به حضور و مشارکت شخصی‌ام در همه این هیات‌ها، درخواستم منطقی است. یادآور می‌شوم که من هم وقتی نخست وزیر بودم، “تون حسین عون” را به عنوان رئیس “انستیتو مطالعات استراتژیک و بین‌المللی” و مشاور “پتروناس″ منصوب کرده بودم.

در آوریل ۲۰۰۴م. به عنوان مشاور شرکت “پروتون” منصوب شدم. هنگامی که نامه را از “تان سری نورمحمد یعقوب” ـ که دومین وزیر مالیه شد ـ دریافت کردم، بسیار خوشحال شدم. اندک مدتی بعد به دفتر رئیس شرکت “پروتون” رفتم تا درباره اوضاع این شرکت آگاهی بیشتری بیابم. در آن جلسه نمونه‌های متنوعی [از خودروها] را دیدم که قرار بود به زودی در خط تولید قرار گیرند. روحیه کارمندان بسیار بالا بود و به نظر می‌رسید برای رویارویی با چالش‌ها، آمادگی کامل دارند. در جای دیگری گفته بودم اندکی پیش از این، به اطلاعم رساندند که وزارت تجارت بین‌الملل و صنعت دهها هزار مجوز ترخیص برای شمار اندکی از مردم صادر می کرد. این افراد مجوزها را می‌فروختند و از آنچه به رایگان از دولت به دست آورده بودند، میلیون ها رینگت به دست می‌آوردند. “تونکو تان سری مهالیل تونکوعارف” بالاترین مسئول اجرایی “پروتون” به من گفته بود که اگر دولت، صدور این مجوزهای رایگان را متوقف نکند و عدم کاهش قیمت خودروهای وارداتی به منظور پرداخت عوارض و مالیات‌های کمتر را تضمین نکند، فروش “پروتون” تحت تأثیر قرار خواهد گرفت [و کمتر خواهد شد]. این خبر مرا نگران کرد لذا نامه‌ای به “تان سری رفیده عزیز″ وزیر تجارت بین الملل و صنعت نوشتم و در آن به این اقدام های نادرست اشاره کردم ولی هیچ اطمینانی نسبت به ارائه راه حل برای این مشکلات پیدا نکردم. سپس برای پیگیری موضوع و نیز پرداختن به مشکلات دیگری که صنعت خودروسازی را تحت تأثیر [منفی] قرار داده بود، به مطبوعات متوسل شدم. مطبوعات در ابتدا اشتیاق فراوانی برای نشر دیدگاههایم نشان دادند ولی اندک زمانی بعد، دیدگاهها و اظهارنظرهایم با سکوت و بایکوت آنها روبرو شد.

من به عنوان مشاور “پروتون” انتظار داشتم نقشی فعال داشته باشم و می‌خواستم کمک کنم شرکت تبدیل به برند معتبری برای کشورمان شود. “تونکو مهالیل” دوره مهندسی اتومبیل ندیده بود ولی اصول این صنعت را خوب می دانست و “پروتون” در زمان او شرکت سودآوری شده بود و احساس می‌کردم می‌توانم با او همکاری تنگاتنگی داشته باشم. هنگامی که نخست وزیر بودم به شرکت “پروتون” اصرار کردم که با “فرایزر ناش” ـ شرکت پژوهشی بریتانیایی متعلق به یک بریتانیایی هندی تبار ـ همکاری کند. “پروتون” برای اینکه قادر به ادامه حضور در بازار رقابت باشد نیاز داشت برای بهره‌گیری از درآمیختن سیستم علائم با هدف رهایی از مجموعه سیم‌های کلفت، ابتکار تازه‌ای به خرج دهد. “فرایزر ناش” می‌توانست در این مورد و نیز در توسعه اتومبیل دوگانه سوز با استفاده از فناوری‌های جدید، به ما کمک کند. اتومبیل های دوگانه سوز راه حل مناسبی برای مقابله با قیمت‌های بالای نفت است. “فرایزر ناش” بنا به درخواست خودم، در این مورد کارهایی انجام داده و به مرحله‌ای رسیده بود که در آن اتومبیل ۱۶۰ کیلومتر را با یک باک پیموده بود. علاوه بر این، از خروجی‌های آلاینده نیز به طور کامل اطمینان حاصل شده بود.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ