پزشک در ردای نخست وزیر
یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۷۲
 

به هر حال من آماده بودم در حد توان خود، مشارکت داشته باشم. همواره خاطرنشان ساخته بودم که شماری از صاحب منصبان وزارتی در ایالت‌ها و تنی از وزرا و مجلسی‌ها همین که پست‌ها و مقام‌های خود را از دست می‌دهند، پنهان می شوند و تلاشی برای کمک به حزب و موفقیت آن، به عمل نمی آورند. معتقدم اعضایی که پیش از این از حمایت قدرتمند حزب برخوردار شده‌اند باید با کمک به حزب در جریان انتخابات، دین خود را ادا کنند و در همه جشنواره‌ها خاطرنشان ساختم که “تون عبدالله” مرد درستکاری است و حمایت از وی برای حفظ پیوستگی سیاسی، بسیار مهم است.

این اولین انتخابات عمومی پس از ۴۰ سال بود که من در آن کاندیدا نشده بودم. درخواست “تون محمد خلیل یعقوب” دبیرکل “امنو” این بود که فرزندم “مخرز″ در حوزه انتخابیه قدیمی‌ام “کو بانگ باسو” کاندیدا شود ولی من آن را رد کردم زیرا موضوع بیشتر به پارتی‌بازی می‌ماند و من هم خواهان تشکیل خانواده سیاسی نبودم. “مخرز″ باید کارزار خود را به تنهایی به پیش می‌برد و این همان کاری بود که با پیروزی در انتخابات “جیرلون” در ایالت “قدح” در سال ۲۰۰۸ یعنی پنج سال پس از استعفایم، انجام داد.

در انتخابات سال ۲۰۰۴م. برای جبهه‌ ملی، انتظار نتایج خوبی را داشتم زیرا رأی‌دهندگان سرشار از انرژی و نشاط بودند. در عین حال اخراج “داتوک انور ابراهیم” نیز چندان حائز اهمیت شمرده نمی شد و جامعه چینی هم از ثمرات تثبیت نرخ ارز ـ که پیش از آن بسیاری از مردم را از خطر ورشکستگی نجات داده بود ـ برخوردار شده بودند. دولت تازه ای هم بر سر کار بود و مردم انتظار تداوم و شکوفایی اقتصادی و نرخ رشد بالاتری را داشتند. من برای بیش از دو دهه نخست وزیر آنها بودم و گمان دارم کسانی هم هستند که از شیوه دولتمداری من خسته شده باشند. تغییر همواره موجب خوشبینی‌هایی است، به همین دلیل حمایت رأی‌دهندگان فوق‌العاده قوی بود. کسانی که در سال ۱۹۹۹م. به خاطر موضوع “انور” علیه دولت رأی داده بودند اینک آرام شده و در سال ۲۰۰۴م. پیروزی قاطعی را به جبهه ملی تقدیم کردند.

حرف و حدیث‌های زیادی وجود داشت که پیروزی را به “عامل باک لاه” [کنایه از نخست وزیر تون عبدالله] نسبت دهند. او آوازه خوبی داشت و نامش را “آقای پاک” گذاشته بودند و برخلاف من، پرخاشگر نبود. تبلیغات انتخاباتی با هوشمندی تمام برنامه‌ریزی شده بود و خودداری “تون عبدالله” از پاسخگویی شخصی به حملات اپوزیسیون، گام هوشمندانه‌ای بود که در پیش گرفته شد و تناقض مستقیمی با شیوه پاسخگویی‌های من داشت. مالزیایی‌ها انتظار داشتند دولت جدید از پویایی بیشتری برخوردار باشد و پیش‌بینی جهشی در توسعه ملی داشتند. من از عملکرد شگفت‌انگیز جبهه ملی، احساس شادمانی زیادی کردم زیرا نشانگر درستی انتخاب “تون عبدالله” به عنوان معاون خودم بود.

ولی دیری نپایید که متوجه شدم او هرگز شایستگی احراز پست نخست وزیری را ندارد. این امر احساس ناکامی و ناامیدی تلخی در من ایجاد کرد زیرا در ابتدا به نظر می‌رسید او اساس منطقی برخی پروژه‌هایی را که باید برای پویایی و فعال بودن اقتصاد به اجرا درآیند، می‌فهمد. مهمترین پروژه‌های حساس، خط دو طرفه راه آهن و راه اندازی قطارهای برقی در فاصله “جوهور” تا “بادانگ بیسار” بود که می‌رفت تا در هفته پایانی نخست‌وزیری‌ام با اجرای آن موافقت شود. در آخرین دیدارم با “تون عبدالله” ضرورت اجرای این پروژه را برایش توضیح دادم و او موافقت کرد زمانی که نخست وزیری را برعهده گیرد، آن را دنبال کند. ما خط آهن دو راهه‌ای داشتیم که تعداد فزاینده کانتینرهایی را که از تایلند به کشور می‌رسید، انتقال می‌داد.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ