پزشک در ردای نخست وزیر
یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۱۰۲
 

می‌دانیم که هر تریلی در هر سفر نمی‌تواند بیش از یک کانتینر حمل کند و از آنجا که سر و کار ما با ۱۰ میلیون کانتینر در سال است، می‌توان پیش‌بینی کرد که خیلی زود جاده‌ها با این حجم تریلرهای بلند، قرق شود. از سوی دیگر هر قطار می‌تواند نزدیک به ۵۰ کانتینر را در یک سفر جابجا کند و با نبود تقاطع‌های همسطح، هیچ ترافیک سنگینی هم ایجاد نمی‌شود و مطمئن هم بودم که در زمان استعفای من، بودجه کافی برای ساخت راه آهن دوخطه وجود داشت.

در جریان اقامت دو هفته‌ای‌ام در ژاپن بعد از استعفا، خبرهایی به گوشم رسید حاکی از اینکه نخست وزیر، اجرای این پروژه را به تعویق انداخته است. تردیدهای زیادی برایم پیش آمد و اگر پیش از آن با خود عهد نکرده بودم که دخالتی نداشته باشم، چیزی می‌گفتم. در این باره با کسی صحبت نکردم ولی خیلی ناراحت شدم و از اینکه [نخست وزیر] خلف وعده کرده بود، شوکه شدم. این کار بلافاصله پس از استعفایم صورت گرفت، به همین دلیل محال بود قولی را که به من داده بود فراموش کرده باشد.

بلافاصله عقبگردهای دیگری هم صورت گرفت. سرمایه گذاری‌های عربی در پروژه انرژی آبی ـ برقی “باکون” که پنج سال برای تأمین آن فعالیت کرده بودم لغو شد و سپرده‌ای که بیش از ۹۰ میلیون رینگت در ازای سهم ۳۰ درصد پروژه بود به سرمایه‌گذار بازگردانده شد و سپس اتهام‌هایی مبنی بر اینکه من همه اموال دولتی را برای پروژه‌های غول‌آسا هزینه کردم ـ که روشن بود کشور هیچ نیازی به آنها ندارد ـ به من وارد شد! من آماده بودم تا از این اتهام‌ها چشم‌پوشی کنم ولی وقتی پروژه احداث پلی که تا “سنگاپور” کشیده می‌شد، لغو شد و به سنگاپوری‌ها اجازه داده شد شروط خود را به ما تحمیل کنند، یکه خوردم. دولت وقت، عملاً حاکمیّت کشور ما را تضعیف کرد و دیگر گزینه‌ای در برابر خود نداشتم؛ یا باید همچنان سکوت اختیار و چهره خود را به عنوان دولتمرد بزرگ و قابل احترام حفظ می کردم یا بار دیگر صدایم را به گوش دیگران می رساندم. من گزینه دوم را انتخاب کردم زیرا هرگز نمی‌توانستم تحمل کنم که کشورم در برابر “سنگاپور” کرنش کند. هنگامی که “تون عبدالله” در آوریل ۲۰۰۶م. به طور ناگهانی برنامه احداث پل را لغو کرد به آن معنا بود که دولت “مالزی” باید مبلغ ۱۰۰ میلیون رینگت به عنوان جریمه به پیمانکار بدهد. کمیته حسابرسی عمومی به این نتیجه رسید که هزینه کلی لغو این پروژه بالغ بر ۷۴۰ میلیون رینگت یعنی بیش از نصف هزینه احداث پل، شد ولی “تون عبدالله” این کار را اینگونه توجیه کرد که این، احترام گذاشتن به احساسات مردم عادی است. سوال این است که اگر واقعا چنین بود پس چرا پیش از لغو آن، دو سال صبر کرد؟

در اینجا زمانی رسید که تصمیم گرفتم به صورت علنی صحبت کنم زیرا احساس کردم که دولت باید یک جانبه پروژه پل را دنبال می‌کرد. از این اظهارنظرم چنین برداشت شد که «ما کشور بی‌توجهی هستیم و فاقد شجاعت» و در تمامی دنیا نیز پخش شد. برخی روزنامه‌نگاران خارجی ادعا کردند که من از سندروم پس از نخست وزیری رنج می‌برم! ولی پرسش این است که چرا ما از سنگاپوری‌ها می‌ترسیم؟ اگر به اجرای پروژه‌های خود ادامه می‌دادیم، تنها نیازمند کار بر روی زمین‌های “مالزی” و در آب‌های منطقه‌ای خود بودیم. سپس فهمیدم که “مالزی” فروش شن و ماسه به سنگاپور را پیشنهاد داده و به این کشور اجازه داد تا بدون هیچ قید و شرطی از آسمان “مالزی” استفاده کند؛ البته دولت منکر هر دوی این ادعاها شد. روشن است که اظهارات من برخی‌ها را ناراحت کرد. اعضای دولت و سیاستمداران نیز یکی یکی به دفاع از نخست وزیر پرداختند. به مرور زمان احساس کردم به ویژه در مورد ملاحظات مربوط به مشارکت افراد خانواده “تون عبدالله” در دولت، با سانسور فزاینده‌ای از سوی روزنامه‌ها روبرو شده‌ام.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ