پزشک در ردای نخست وزیر
یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۷۶
 

زیرا وقتی این سیاست به اجرا گذاشته شد فروش خودرو کاهش پیدا کرد و “پروتون” زیان های هنگفتی دید و اکنون در اندیشه ساخت اتومبیل‌های برقی و ورود به پروژه‌های دیگری است تا سوددهی شرکت را تضمین کند. ما به دلیل همین سیاست بود که مجبور به وارد کردن تعداد بیشتری از قطعات و اتومبیل شدیم حال آنکه بهتر بود خودمان می‌ساختیم و صادر می‌کردیم.

ولی هیچ چیز مانند نتایج وحشتناک دوازدهمین انتخابات عمومی در مارس ۲۰۰۸م. مرا وادار نساخت که به صورت علنی به انتقاد بپردازم. من شب اعلام نتایج انتخابات در “کوالالامپور” بودم. قرار بود روز بعد راهی “ریاض” پایتخت عربستان سعودی شوم. پیش از عزیمت به آن سفر، نیاز به استراحتی کوتاه داشتم. پس از آنکه “حاسمه” با من تماس گرفت تا خبر پیروزی “مخرز″ در انتخابات پارلمانی در ایالت “قدح” از حوزه “جیرلون” را بدهد، توانستم در آرامش بخوابم. ولی صبح روز بعد هنگامی که نتایج کامل آن انتخابات را خواندم، شگفت‌زده شدم۲۴۷ زیرا احتمال شکست جبهه ملی و از دست دادن برخی کرسی‌های آن را می‌دادم ولی میزان شکست خفت بار ائتلاف، خیلی بیش از انتظاراتم بود.

وقتی خبر تعویق سفرم به ریاض را به اطلاعم رساندند، بلافاصله به یک کنفرانس مطبوعاتی فراخواندم تا به صورت علنی اعلام کنم “تون عبدالله” باید مسئولیت این نتایج را بپذیرد و استعفا دهد. این کار پس از چنین شکست بزرگی، اقدام درستی بود. من انتظار افتادن “بینانگ” و “قدح” و “کلانتان” به دست اپوزیسیون را داشتم ولی فکر نمی‌کردم “سلانگور” و “بیراک” را نیز از دست بدهیم. شکست در “قدح” غیر منتظره نبود. ما از سال ۱۹۹۹م. در پی جریان “انور” و چشم کبود او، انتظار چنین شکستی را داشتیم ولی در آن انتخابات، جبهه ملی از حمایت گسترده چینی‌ها برخوردار شد، گو اینکه چینی‌ها و هندی‌ها و نیز مالایایی‌ها این بار ـ آنگونه که نظرسنجی نشان می‌داد ـ همگی به حزب حاکم پشت کرده بودند.

من هیچ نقشی در انتخابات سال ۲۰۰۸م. نداشتم زیرا هیچ کس از من درخواست کمک نکرد. لذا در ایام کمپین انتخاباتی همه وقتم را در حوزه انتخابی “مخرز″ [پسرم] سپری کردم. در آنجا با مردی روبرو شدم که با ناراحتی اظهار داشت دیگر در “امنو” دموکراسی وجود ندارد؛ من اندکی در سخنانش تأمل کردم و نتیجه گرفتم که گفته او کاملاً درست است.

دموکراسی باید مانع از نشستن یک رهبر ناشایست بر اریکه قدرت باشد ولی اوضاع در “امنو” چنین نبود و حتی وقتی روشن شد که “عبدالله” از حمایت [مردمی] برخوردار نیست، ["امنو"] اصرار داشت که او از چنین حمایتی برخوردار است و عملاً منکر چنین نظری بود.

برای مردم تبدیل به کسی شد که برای جاودان ساختن دولت خود، بر آنها فشار می‌آورد. همچنانکه مالایایی‌ها در گذشته بدون‌هیچ اعتراضی به سیاست های حکام خود تن می دادند، رهبران “امنو” نیز امروز با درآمیختن سرسپردگی و وفاداری، در اشتباه هستند.

آنچه گفته شد و نیز پول سیاسی و این اعتقاد گمراه‌کننده مالایایی‌ها به “برتری”، سهم بسزایی در تضعیف حزب ایفا کرد. همانگونه که قانون طبیعت می‌گوید، وقتی ضعیف باشید در معرض فشار هم قرار می‌گیرید.

ادامه دارد

پی‌نوشت:

۲۴۷- “جبهه ملی” اکثریت دوسوم را که معمولاً از آن برخوردار بود، از دست داد زیرا تنها ۱۴۰ کرسی از کل ۲۲۲ کرسی یعنی ۶۳.۱ درصد کرسی‌ها را به دست آورد و اپوزیسیون نیز در پنج ایالت یعنی “بینانگ”، “سلانگور”، “قدح”، “بیراک” و “کلانتان” و نیز منطقه فدرال “کوالالامپور” پیروز شد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ