یاد/مردان مُلقب به سردار اسعد بختیاری در تاریخ ایران
کدامین سردار اسعد؟
رضا حیدری شکیب
 

دیباچه:‏‏ حسین‌قلی خان پسر ارشد جعفرقلی خان بختیاری و مادرش بی بی شاه‌پسند، به سال ۱۲۴۰ ق در چهار محال و بختیاری دیده به جهان گشود. نسب حسین قلی خان به حیدر کور می‌رسد. حیدر که به علت نابینا بودن چشمانش به حیدر کور معروف شده بود از طایفه پاپی لرستان می‌باشد. حسین قلی خان شش پسر به نامهای اسفندیار خان (سردار اسعد اول)، نجفقلی خان (صمصام‌السلطنه)، حاج علیقلی خان (سردار اسعد دوم)، حاج خسرو خان (سردار ظفر)، یوسف خان امیر مجاهد و امیرقلی داشت و صاحب دوازده زن بوده است. از رجال بختیاری سه تن ملقب به «سردار اسعد» بوده اند. اولین سردار اسعد اسفندیارخان پسر ارشد حسینقلیخان بختیاری است. بعد از مرگ اسفندیار خان در سال ۱۳۲۱ لقب به برادرش حاجی علیقلیخان رسید و بعد از وفات او پسر بزرگش جعفرقلیخان امیر بهادر این لقب را به ارث برد۱٫ این پژوهش به شرح این سه تن در این مجال می‌پردازد.
سردار اسعد اول: اسفندیارخان بختیاری (صمصام‏السلطنه) ‏در سال ۱۲۶۵ق در سرزمین بختیاری متولد شد. حسینقلی‏خان در میان فرزندانش از همه بیشتر به اسفندیارخان و حاج علیقلی‏خان علاقه داشت و مناصب مهم را به آن دو داده بود. اسفندیارخان سرتیپ فوج سوار بختیاری در قشون ظل‏السلطان بود و وظیفة نگهداری و حفظ مخارج فوج بختیاری را برعهده داشت. در حقیقت حسینقلی‏خان از پر و بال دادن به اسفندیارخان قصد جانشینی او را داشت که این محبت بی‏اندازة خان به پسرش موجبات حسادت عموزادگان اسفندیارخان، به‏ویژه محمدحسین‏خان سپهدار شد. در سال ۱۲۹۹ق، اسفندیارخان که به همراه پدرش از سفر قشلاقی خوزستان به اصفهان آمده بود، پس از قتل پدرش به همراه حاج علیقلی‏خان به زنجیر کشیده شده و به زندان افتادند. یک سال بعد ظل‏السلطان حاج علیقلی‏خان را آزاد کرد. اما اسفندیارخان در زندان ماند. ولی پس از هفت سال در ۱۳۰۷ق به دستور ناصرالدین شاه بخشیده شد. در اصل او از زندان فرار کرد. ولی با شفاعت عمویش ــ رضاقلی‏خان میرزا ــ بخشیده شد و شاه از او دلجویی کرد. بعد از عزل ظل‏السلطان، امین‏السلطان ــ صدراعظم ــ اسفندیارخان را به تهران فراخواند و او را به سمت ایلخانی بختیاری منصوب و ملقب به سردار اسعد (اول) کرد. اما اسفندیارخان بنا به ملاحظاتی، عموی خود رضاقلی میرزا را به عنوان ایلخان و خود را به عنوان ایل‏بیگی معرفی کرد. ولی چون امامقلی‏خان حاجی‏ایلخانی از حکم عزل خود سرباز زد، حسینقلی‏خان نظام‏السلطنه به اتفاق ایلخانی و ایل‏بیگی جدید مأمور توقیف او شدند. حاجی‏ایلخانی به دژ ملکان در دزفول فرار کرد. قوای دولتی و بختیاری‏ها او را تعقیب کردند، اما با وساطت بعضی خوانین از او درگذشتند و او به خوزستان فرستاده شد. اسفندیارخان که در آرامش و نظم خوزستان به امین‏السلطان ــ صدراعظم ــ کمک کرده بود، لقب صمصام‏السلطنه دریافت کرد. در ۱۸۹۰مر۱۳۰۸ق امامقلی‏خان به ایلخانی رسید و اسفندیارخان کماکان ایل‏بیگ بود. در ۱۸۹۲مر۱۳۱۰ق رابطة امین‏السلطان و اسفندیارخان به سردی گرایید و امامقلی‏خان و رضاقلی‏خان دستگیر و زندانی شدند و خود او نیز مستعفی شد. با درگذشت حاج امام‏قلی‏خان در ۱۳۱۷ق اسفندیارخان به ایلخانی منصوب شد. اسفندیارخان مردی جاه‏‌طلب و قدرتمند بود که هواخواه و پیرو زیادی هم داشت. در اصفهان تریاکی شد و بسیاری از خوانین بختیاری را هم تریاکی کرد. او در ۱۹۰۳مر۱۳۲۱ق در سن ۵۶ سالگی فوت کرد.‏
سردار اسعد دوم:علی قلی خان ایلخانی
علیقلی خان ایلخانی بختیاری در چهار محال در منطقه‌ای قشلاقی دیده به جهان گشود. علیقلی خان از خردسالی نسبت به برادران خود برتری داشت. وی به مناسبت هوش و ذکاوت فطری بیش از سایر فرزندان مورد توجه ایلخانی قرار گرفت. در سال ۱۲۹۴ ق با «بی بی مهرجان» دختر یکی از بزرگان بختیاری ازدواج کرد. او در سال ۱۳۱۸ ق راهی اروپا شد و در سال ۱۳۲۱ ق زمانی که اسفندیار خان، سردار اسعد اول فوت کرد. علیقلی خان مدتی به بختیاری رفت و میان برادران خود با فرزندان امام قلی خان صلح و آشتی برقرار کرد و در سال ۱۳۲۳ ق به دستور مظفرالدین شاه لقب سردار اسعد (دوم) و نشان حمایل به وی اعطا گردید و وی را مأمور استقرار امنیت در لرستان نمودند. و پس از درگذشت مظفرالدین شاه برای بار دوم برای معالجه چشم رهسپار فرنگ شد. در ایام اقامتش در پاریس مدعی آزادی در ایران بود و برای آن تلاش می‌کرد تا اینکه خبر سقوط اصفهان و قتل آقا بالا خان سبب گردید تا علیقلی خان عزم خود را جزم نماید و به ایران بیاید و از راه خوزستان راهی بختیاری شود. علیقلی خان سردار اسعد در ۲۷ خرداد وارد قم شد. متولی باشی قم که نهایت قدرت را در قم در دست داشت از اردوی سردار اسعد پذیرایی نمود. بختیاریها برای هزینه اردوی خود موجودی تولیت آستانه حضرت معصومه را تصرف کردند در این میان، خبر نزدیک شدن قشون، دولت را به وحشت انداخت به طوری که رمانفسکی و استوکس وابسته نظامی سفارت روس و انگلیس در قم به دیدار سردار اسعد شتافتند و ظاهراً می‌خواستند وی را از حرکت به سوی طهران باز دارند. در این اوضاع و احوال نیروهای شمال از قزوین حرکت نمودند و عازم طهران شدند و در ۲۳ تیر ماه ۱۲۸۸ دو نیرو در حالی که پرچم سفید در دست داشتند وارد طهران شدند. با فرار محمدعلی شاه به سفارت روس، مأموریت لیاخف پایان یافت. پس از فتح تهران و پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت دولت روسیه تزاری در روز ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ ساعت چهار بعدازظهر در بهارستان مجلس مهمی به نام مجلس فوق العاده عالی با حضور رؤسای دوره اول مجلس شورای ملی و سرداران قشون ملی و عده‌ای از تجار و وزراء و شاهزادگان تشکیل گردید. در همین مجلس به اتفاق آراء سردار اسعد به سمت وزیر داخله منصوب گردید. در مجلس فوق العاده عالی به اتفاق آراء، محمدعلی شاه از سلطنت خلع و سلطنت به پسرش احمد میرزا واگذار گردید و چون احمد میرزا کوچک بود و بیش از دوازده سال نداشت علی رضا خان ملقب به عضدالملک به سمت نیابت سلطنت تعیین گشت و همچنین در کابینه‌ای که به تاریخ ۱۸ ربیع الثانی ۱۳۲۸ ق تشکیل گردید علیقلی خان سردار اسعد به مقام وزارت جنگ منصوب گردید. با استعفای سپهدار تنکابنی، مستوفی الممالک رئیس الوزراء گردید و بالاخره دوره اول زمامداری سپهدار که از فتح تهران در ۲۷ جمادی الثانی ۱۳۲۷ ق آغاز گردیده بود، پس از یک سال به پایان رسید. با سقوط کابینه مستوفی‌الممالک سپهدار تنکابنی برای بار دوم، تشکیل کابینه داد. سردار اسعد از زمامداری مجدد سپهدار دلتنگ شد و از مجلس سه ماه مرخصی خواست و راه اروپا را در پیش گرفت. در این ایام محمدعلی شاه مخلوع که قریب به دو سال در ادسا بود تصمیم به مراجعت نمود. حاجعلیقلی‌خان سردار اسعد که در آن ایام در پاریس زندگی می‌کرد، اولین کسی بود که دولت ایران را از سوء نیت محمدعلی شاه آگاه ساخت و با تلگراف رمز به صمصام‌السلطنه که ریاست بختیاریها را برعهده داشت توصیه کرد برای حفظ مشروطیت و آزادی ملت ایران از هیچ گونه فداکاری خودداری نکنند. ‏
در ایامی که علیقلی خان در پاریس حضور داشت، تلگرافهای متعددی از طرف مجلس شورای ملی و ناصرالملک نایب السلطنه به وی رسید. سردار اسعد قریب یک سال در اروپا بود، مجلس مکرراً او را برای بازگشت به ایران دعوت کرده بود ولی او تا ماه رجب ۱۳۳۰ در اروپا ماند، در این هنگام ناصرالملک تصمیم مسافرت خود را به اروپا به اطلاع سردار اسعد رسانیده او را برای نظارت در امر حکومت به طهران دعوت کرد. وی به طهران آمد و ناصرالملک راه اروپا را در پیش گرفت. سردار اسعد بر حسب خواهش ناصرالملک نیابت سلطنت را چندی زیر نظر داشت و خانه‌اش محل مراجعات مردم بود و تلاش نمود افراد مسلح بختیاری را به نظم وادار کند و همچنین صَمصام‌السلطنه را در کارهای کشورداری راهنمایی نماید. کم کم بینایی سردار اسعد نقصان یافت و وی را از مطالعه محروم کرد و در اواخر سال ۱۳۳۲ ق به کلی باصره خود را از دست داد، در سال ۱۳۳۴ نیز دچار سکته و فلج گردید و پس از چهار سال روز پنج شنبه ۷ محرم ۱۳۳۶ ق درگذشت و جنازه‌اش از طرف دولت با تشریفات رسمی و احترام نظامی در حالی که جسد وی روی توپ حمل می‌شد تشییع گردید و به اصفهان منتقل گردید و در مقبره خانوادگی در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.‏
سردار اسعد سوم:جعفرقلی‏ خان بختیاری
جعفرقلی‏ خان پسر بزرگ حاجی علیقلی‏ خان و همسر مورد علاقه‏اش بی‏بی صنم است. جعفرقلی‏خان در سال ۱۹۲۷ه. ق در چهارمحال متولد شد. وی در اوان کودکی به خاطر محبوس بودن پدرش، علیقلی ‏خان در زندان ظل‏السلطان صدمات زیادی دید و به همین دلیل به تهران آمد و چند سالی را تحت حمایت میرزا علی‏اصغر خان امین‏السلطان ایام خود را گذرانید. پس از طی دوران کودکی، تحصیلات ابتدایی و دروس معمول زمان تعلیمات نظامی از قبیل سوارکاری و تیراندازی را فراگرفت. در سال ۱۳۲۱ه. ق که امین‏السلطان از صدارت عزل و به سفر اروپا عزیمت کرد، جعفرقلی ‏خان نیز به ایل خود برگشت و پس از مدتی کوتاه به اروپا رفت و در آنجا مقیم شد. وی در سال ۱۳۲۳ه. ق ملقب به سردار بهادر شد و هنگام فتح تهران توسط قوای بختیاری، جزو سواران بختیاری بود. پس از خروج محمدعلی‏ شاه از ایران، در زنجان و اهر و سراب و قراچه‏داغ با کمک یپرم‏خان قیام طرفداران شاه مخلوع را سرکوب کرد و در سال ۱۳۲۸ه. ق بنا بر امر مستوفی‏الملک مأمور خلع سلاح مجاهدین پارک اتابک شد. در سال ۱۳۳۶ه. ق علیقلی‏ خان سرداراسعد درگذشت و طبق فرمان احمدشاه عنوان و لقب سرداراسعد به جعفرقلی ‏خان تعلق گرفت و عنوان سرداراسعد بختیاری یافت و در سال ۱۳۳۶ه. ق برای اولین بار در دورة چهارم رئیس‏الوزرایی مستوفی‏الملک به وزارت پست و تلگراف منصوب شد و مدت کوتاهی در این مقام باقی بود که کابینه سقوط کرد. پس از سقوط مستوفی و روی کار آمدن وثوق‏الدوله، جعفرقلی ‏خان به حکومت کرمان منصوب شد. و حدود دو سال و نیم حاکم کرمان بود و بعد از آن جای خود را به عبدالحسین‏ خان تیمورتاش داد. او در طول حیات سیاسی خود ده بار به مقام وزارت منصوب شد که مجموعاً پنج بار پست تلگراف و پنج بار وزارت جنگ را به عهده داشت. سرانجام در حالی که در کابینه فروغی سمت وزیر جنگ را عهده‏دار بود متهم به توطئه علیه کشور شد و هنگامی که با رضاشاه در بابل بود در آن شهر توقیف و او را به تهران آوردند. سرداراسعد در روزهای اول ورود به زندان از ترس آنکه او را مسموم نکنند لب به غذا نزد، ولی در پایان پس از چهارماه و اندی که در زندان بود در فروردین سال ۱۳۱۳ه. ش به وسیله پزشک احمدی با تزریق آمپول هوا مقتول گردید. در علت دستگیری و قتل وی گمانهای بسیار وجود دارد، از جمله قصد بازگرداندن محمدحسن میرزا قاجار به حکومت، سهام نفت، ارتباط با انگلیس و خرید اسلحه، قصد ترور شاه در چالوس، دوستی با تیمورتاش، سخن‏چینیهای آیرم رئیس نظمیه، خودخواهی و بی‏سیاستی و اعتماد بی‏جا به رضاشاه. با قتل او بسیاری از خوانین بختیاری دستگیر، زندان و یا اعدام شدند و دوران درخشش خوانین و بختیاریها پایان یافت.
منابع و ماخذ:
* ده نفر پیشتاز، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، بی تا.* علیقلی خان سردار اسعد بختیاری،‎ ‎تاریخ بختیاری، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶٫‏* عبدالحسین نوایی،‎ ‎تاریخ ایران و جهان از مشروطیت تا پایان قاجاریه، تهران، انتشارات هما، ۱۳۷۵)، ج۳٫‏* یحیی دولت آبادی،‎ ‎حیات یحیی‎ ‎، تهران، انتشارات عطا، ۱۳۶۹)، ج۳٫‏* اسماعیل رائین، یپرم خان سردار، تهران، انتشارات زرین،‏ ۱۳۵۰٫‏‏* عبدالحسین نوایی، فتح تهران، گوشه‌هایی از تاریخ مشروطیت (تهران، انتشارات بابک، بی تا).‏‏* ۳۱٫ عبدالحسین نوایی، تاریخ ایران و جهان از مشروطیت تا پایان قاجاریه، ج۳٫‏ * ابراهیم صفایی،‎ ‎رهبران مشروطه، جزوه هشتم.‏* http:ررiichs.orgرindex.asp?doc_cat=7&start=3‏ موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.‏۱ ‎ر.ک: دالوند، حمیدرضا؛ ماجرای قتل سردار اسعد بختیاری، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۷۹، ص ۶۷‏

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ