یادداشت
‏افکار عمومی و حقایق اجتماعی ـ ۱
سید مسعود رضوی
بیان حقایق و جستجوی راه حل برای رفع مشکلات را نباید با سیاه‌نمایی یکسان دانست. رسانه‌ها و جراید راه بیان آزاد برای اکثر مردمانی است که تریبون و امکانی برای اظهار نظر ندارند. انتقاد و پیشنهاد و اظهار نظر از سوی اغلب مردم وابسته به حریم مطبوعات و جراید و دیگر رسانه‌های عمومی است. اگر این وسایل ارتباطی و وسایط خبری وجود نداشته باشد، جامعه دچار چندین بیماری و آسیب مهلک خواهد شد.‏

اول اینکه، اغلب مردم از مشارکت آگاهانه در حل مسایل و حرکت در مسیر زندگی اجتماعی سرخورده خواهند شد و این موضوع در جهان جدید و مناسبات پیچیده مدرن، بدترین آفت محسوب می‌شود. از آن رو که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را سلب کرده و توافق و مشارکت را به گسست و خشونت و سرخوردگی بدل می‌کند.‏

دومین موضوعی که رخ میدهد، سست شدن پیوند میان مدیران و مسئولان و دولتمردان یک جامعه با توده و مردمان عادی است. درحقیقت، پاسخگویی و احساس مسئولیت از بین خواهد رفت و دیگر نظارتی بر عملکرد و رفتار و هزینه‌های ملت و دولت و مملکت اِعمال نخواهد شد.

سوم این که در جهان معاصر، مردم صاحب حق و حقوق و مالکیت و اقتداراتی هستند که دولت و حکومت به عنوان وکیل اکثریت و امینِ مردم جاری می‌شود. مُرِّ قانون و عرف یا عقل سلیم بر تفسیر و اجرای قوانین حاکم است و این هم تنها از طریق نظارت و مشارکت و بیان آزادانه اخبار و گزارشات و نقد و نظرهای مختلف ممکن است.

در حقیقت حاکمان، منصوبان مردم و مجریان امورند که در نظام‌های جمهوری (با واسطه پارلمان یا بدون واسطه) به خدمت گمارده شده و قدرتی مشخص بدانان تفویض شده است.

خلاصه این که رسانه‌ها و افکار عمومی، واقعاً معجزه کرده‌اند و واسطه و بیانگر صدا و وجدان میلیونها و میلیاردها انسان خموش و بی‌اسم و رسم هستند و سپر و محافظ جامعه از بلای خودکامگی و خودسری و فساد و آز و مالاندوزی و شهوات دیگر که به سختی بتوان آنها را از طبع و نهاد بشر دور کرد.‏

‏لذا به نفع هر دو طرف (حکومت و ملت) و به صلاح مملکت است که حقایق بیان شود و با نظارت افکار عمومی بر رفتار و گفتار مسئولان و مدیران، پیشاپیش از اختلاس و فساد و خودسری و معضلات دیگر پیشگیری به عمل آید.

همه ما میدانیم که هرجا نظارت و شفافیت نیست، تخم فساد لاجرم کشت می‌شود و جوانه سوءاستفاده و طمع و آسیب‌های دیگر رشد می‌کند. غارتگران و کسانی که قصد دست‌درازی به مال و مردم و بیت‌المال عمومی را دارند، سه کار را خوب بلدند: اول پنهان شدن در پس ظواهر و دوم گریز از شفافیت، نظارت، بازپرسی و درج اخبار، و سوم اتهام زدن و مقابله معکوس با خبرهای صریح و صحیح…‏

باری، این مقدمه برای بیان مطالبی به نگارش درآمده که متاسفانه هنوز موجب مشکلات و آسیب‌های بزرگی در جامعه ماست. طیف‌بندی رسانه‌ها البته بسیار گسترده شده و خبرها به سرعت و با کیفیتی عجیب منعکس می‌شود. برای نمونه، دو کودک نازنین و مظلومی که در کرمان توسط فردی نادان و بیمار آزاردیده و وادار به بلع و خوردن گلها و ساقه‌هایش می‌شوند. سپس انعکاس و موج‌های واپسین را می‌بینیم، از کسانی که مخفی می‌شوند تا آنان که می‌خواهند بهره‌گیری کنند.‏

‏ اما ریشه‌های این رفتارها را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ چگونه می‌توان به جنگ این دردها و معضلات رفت و جامعه را از چنگ این آسیب‌ها نجات داد؟

این‌ها، پرسش‌هایی است که همه دلسوزان جامعه باید برای یافتن پاسخ‌هایی برای آن، به میدان آیند و یکی از عرصه‌های فراگیر و مؤثر برای آن، رسانه‌هاست…

Email this page

نسخه مناسب چاپ