۲آرزوی مشترک ناشنوایان
در کوچه پسکوچه های شهر که قدم بزنید آدم‌هایی از هر نوع به چشم می‌آیند، از زیبا و زشت بگیر تا دارا و ندار، از متشخص و قانونگریز بگیر تا سالم و دردمند که همه را می‌توان در نگاهی گذرا شناخت، به جز معلولی را که با گوش‌هایی ناتوان، به اجبار بی‌صدایی را پذیرفته است. شما تا زمانی که با یک ناشنوا به صحبت ننشینید، سخت می‌توانید دریابید که دغدغه‌ اصلی او چیست؟
در دنیای مجازی که به کشوری بی‌مرز و محدوده‌ای تبدیل شده است،روزی در آن صورتکی را که با سیاه قلم آفریده شده است، نگاهم را جذب خود کرد. هنگام تحسین آن نقاش در گروه تلگرامی، او نوشت که ناشنوا است و مانند من، معلولیت جسمی را نیز تجربه می‌کند. صحبت بیشتر با این نقاش ناشنوا روشنم کرد که کلمات در جملاتش گاه حذف و یا جابه‌جا می‌شود که عامل اصلی‌اش ناتوانی گوش ‌ها است و این در واقع زنگ خطری برای مسئولینی است که هیچ‌گاه به آن توجهی نکرده‌اند. چرا که می‌تواند سبب گوشه گیری و
منزوی شدن یک ناشنوا شود.
ارتباط با نقاش گرامی خانم آسیه خلیلی، دریچه گفتگو با هنرمند دیگری از این قشر، یعنی خانم مینوش احمدی‌پور را بر رویم گشود که او نیز با وجود ضعف شنوایی، از فرصت‌هایش استفاده کرده و شعرهای نیمایی زیبایی سروده است.
آشنایی با این نقاش و شاعر کمک کرد تا به پای درددلشان بنشینم و دریابم که توقع دارند تصاویر متحرک تلویزیون با یک زیرنویس از آن آنها نیز شود و با آموختن زبان اشاره به مردم، مانند یک زبان رسمی، ارتباطات قوی‌تر با ناشنوایان برقرار شود. درج زیرنویس در برنامه‌های رسانه ملی و آشنایی عامه مردم با زبان اشاره، آرزوی مشترک ناشنوایان را برآورده می‌کند.
محد حشمتی‌فر
ایمیل گفته ها و نوشته ها(ویژه خوانندگان) neveshteh@ettelaat.com

Email this page

نسخه مناسب چاپ