ناتوی عربی؛از آرزوی واشنگتن تا واقعیت‌های منطقه

جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸
75
 

تشکیل ناتوی عربی اکنون به یکی از اصلی ترین برنامه‌های واشنگتن جهت ائتلاف سازی علیه تهران تبدیل شده و این در حالی است که نگاه و رویکرد یکسانی میان دولت‌های عربی در این زمینه وجود ندارد.به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، مدت‌ها است که ایالات متحده تلاش می کند کشورهای عرب خاورمیانه و شمال آفریقا را با پیوندهایی سوای زبان و قومیت و در راستای اهداف خود به یکدیگر وصل کند. رهبران کاخ سفید به طور اخص می خواهند دولت‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس را با انواع ترفندها با یکدیگر متعهد سازند. مقابله با تهدیدهای امنیتی مشترک، اصلی ترین مستمسکی است که آمریکایی‌ها برای طرح ایده‌هایی چون ایجاد ناتو عربی دنبال می کنند.دشمنی دیرینه کاخ سفید با ایران و برخی عوامل دیگر باعث شده است مقابله با جمهوری اسلامی ایران مهمترین گزینه ایالات متحده برای ارائه به حکام عرب منطقه باشد. یکی از دلایل سفر منطقه ای «مایک پومپئو» وزیر امور خارجه آمریکا به کشورهای منطقه نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

کپی برداری از ناتو برای خاورمیانه عربی

تلاش برای اتحاد نظامی دولت‌های عربی در دوره ریاست جمهوری «دونالد ترامپ» شدت بیشتری پیدا کرده و به صورت آشکارا بیان می شود. اواخر سال گذشته میلادی وزارت امور خارجه ایالات متحده به صورت رسمی از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس درخواست کرد تا برای مقابله با قدرت و نفوذ ایران در منطقه، ائتلاف راهبردی را تشکیل دهند. واشنگتن در چارچوب همین توصیه، پیشنهاد افزوده شدن مصر و اردن به اعضای شورای همکاری خلیج فارس و تشکیل یک ناتوی عربی را مطرح کرد. این پیشنهاد با چراغ سبز عربستان سعودی روبرو شد و حتی مقام‌های این کشور در نشست اخیر شورا در ریاض به صورت تلویحی موافقت خود را با آن ابراز کردند. در این نشست «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان از کشورهای عضو این شورا خواست تا در برابر ایران متحد شود. همچنین «عادل الجبیر» وزیر امور خارجه وقت سعودی هم بر ضرورت ایجاد آرایش جدید امنیتی در منطقه جهت مقابله با تهدیدهای خارجی و تحکیم روابط با آمریکا تاکید کرد.

برخی رسانه‌های خارجی برگزاری مانور نظامی چند ماه قبلِ کشورهای عربی در مصر را جرقه آغاز تشکیل اتحادی استراتژیک عنوان کردند. نوامبر سال ۲۰۱۸ نیروهای نظامی و مقامات هشت کشور عربی خاورمیانه در مصر رزمایش مشترکی را با نام «سپر عرب- ۱» برگزار کردند و از آن زمان ناتوی عربی به واژه ای متداول تبدیل شد. کشورهای امارات متحده عربی، عربستان سعودی، کویت، بحرین و اردن در کنار مصر در این رزمایش شرکت داشتند و در مراحل بعدی گروه‌هایی از لبنان و مراکش هم به آن پیوستند. برخی تحلیل‌ها ایجاد ناتوی عربی را در واقع سرپوشی برای پیشبرد سیاست‌های ضدایرانی کاخ سفید و رژیم صهیونیستی ارزیابی می کنند. در عمل قرار است خط مشی‌های مورد نظر کاخ سفید به وسیله واشنگتن اما با نام کشورهای عربی دنبال شود. ایالات متحده با این اقدام به دنبال مشروعیت بخشی به سیاست‌های خود در منطقه است.

سفر منطقه ای پومپئو با چاشنی ایران هراسی

رسانه‌های جهان اگر چه اهداف گوناگونی را برای سفر بلندمدت پومپئو به خاورمیانه بیان کردند اما متحدسازی کشورهای عربی در برابر ایران یکی از مهمترین موضوع‌هایی است که از سوی رسانه‌های جریان ساز و تحلیلگران بیان شده است.

گزارش روزنامه «واشنگتن تایمز» تصریح می دارد که پومپئو در سفر به خاورمیانه تلاش کرد تا میان خط مشی‌های ترامپ در سوریه، نگرانی کشورهای عربی و سیاست منزوی سازی ایران پلی را ایجاد کند. پومپئو از یک سو به عرضه و تشریح خط مشی‌های ایالات متحده نسبت به تحولات خاورمیانه می پردازد. وی از دیگر سو طرح تشکیل اتحاد ناتوگونه کشورهای عربی را که مورد علاقه ترامپ است به پایتخت‌های عربی می برد تا با آن به مقابله با ایران بپردازد. وی در هر مرحله از این سفر طولانی مدت خود مجبور بود تا متحدان واشنگتن را در زمینه قابل اعتماد بودن کاخ سفید و برخورد با آن چیزی که وی «دشمن مشترک» می نامد متقاعد سازد. این گزارش به صورت تلویحی سیاست‌های ناگهانی ترامپ را دلیلی بر بی اعتمادی کشورهای منطقه به آمریکا توصیف کرد .

خبرگزاری «آسوشیتدپرس» نیز در گزارش خود آورده است: سفر پومپئو به خاورمیانه با هدف اطمینان بخشی به متحدان ایالات متحده در زمینه نقش این کشور در منطقه و تشویق اعراب به تشکیل ناتوی عربی صورت گرفت. وزیر امور خارجه آمریکا پیام ضدایرانی دولت ترامپ را با خود به منطقه آورد. هدف وی افزایش فشار منطقه ای بر ایران و وادار کردن کشورهای خاورمیانه به اتخاذ سیاستی منسجم و احتمالا پایان دادن به تنش با قطر است. تحلیلگر آسوشیتدپرس تاکید دارد یکی از اهرم‌های قابل ارائه پومپئو، ناتوی عربی و ایجاد اتحاد نظامی برای مقابله با ایران است. نشریه «نیویورکر» هم یکی از مهمترین بخش‌های سفر پومپئو را سخنرانی وی در قاهره علیه ایران دانست و عنوان داشت که وی به شدت به سیاست تعاملی «باراک اوباما» تاخت و از سیاست تحریم و فشار ترامپ تمجید کرد. پومپئو در این سفر نهایت حمایت را از حکام مستبد عرب به کار بست و حتی بسیاری از فجایع حقوق بشری و اقدامات جنگی علیه مردم یمن را نادیده گرفت. وی در مقابل، انتقادهای تندی را علیه ایران بیان و بر لزوم اتحاد کشورهای عرب در مقابل تهران تاکید کرد تا با این حرکت رضایت ریاض را جلب کند.

تارنمای روزنامه «گلف نیوز» مهمترین هدف پومپئو را متحدسازی اعراب در مقابل ایران دانست و نوشت وی تلاش می کند تا یک هدف منطقه ای مشترک را برای کشورهای مقصد سفر خود طراحی کند. بر این اساس، مقابله با داعش، مبارزه با گروه‌های تندرو، ثبات در بازار جهانی نفت ازجمله مسائل قابل طرح هستند. اگرچه پومپئو این موضوع‌ها را به آن‌ها گوشزد می کند اما موضوع اتحاد در برابر ایران مهمترین اهرم وی در این سفر است. جالب اینجا است که وزارت امور خارجه آمریکا هم در بیانیه ای، آرزو و خواست خود را اینگونه نشان داده است که یک شورای همکاری متحد و منسجم ستون صلح، رفاه، امنیت و ثبات در منطقه و ضرورتی برای مقابله با ایران به شمار می رود.

موانع تشکیل ناتوی عربی

اگرچه بسیاری از تحلیلگران، کارشناسان و رسانه‌ها تشکیل رسمی چنین ساختار نظامی و امنیتی منسجمی را در آینده محتمل می دانند اما کارآمدی آن همچون ناتوی غربی‌ها، بسیار سخت و تاحدودی دست نیافتنی ارزیابی می‌شود. روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی با عنوان «مشکلات سفر ضدایرانی وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه بدقلق خاورمیانه» به بررسی همین موضوع پرداخت. به نوشته این روزنامه، نکته آشکار آن است که اختلافات شدیدی میان کشورهای مورد نظر آمریکا وجود دارد که دستیابی به اهداف را سخت می سازد. آسوشیتدپرس هم یکی از مهمترین موانع برای اتحاد بیشتر کشورهای عرب منطقه را شکاف میان آن‌ها به ویژه عربستان و قطر توصیف کرد و آورد: بحران حدود دوساله در میان اعضای شورای همکاری، تلاش‌های ایالات متحده برای اتحاد اعراب در مقابل ایران را سخت کرده است. این تلاش‌ها حتی در زمان وزیر امور خارجه پیشین آمریکا هم انجام شد اما آن‌ها نیز نتوانستند میانجی موفقی در این زمینه باشند. مهمترین دلیل این شکست‌ها نیز اختلافات شدید میان کشورهای عربی عنوان می شود. همه این کشورها در نوع نگاه تخاصمی نسبت به ایران یکسان نیستند. برخی ایران را در کل دشمن نمی دانند. موضوع دوم اختلافات مرزی پرشمار میان این کشورها است. به طور کل در شبه جزیره عربستان تقریبا میان همه کشورهای عضو شورای همکاری اختلافات مرزی وجود دارد. همچنین در سطح مدیریتی و رهبری هم اگرچه ریاض خود را بزرگ اعراب می پندارد اما دیگر کشورها همچون مصر، قطر و حتی امارات نیز برای خود جایگاهی مهم در جهان عرب قائلند و به راحتی عنان سیاسی، امنیتی یا اقتصادی خود را به سعودی‌ها نمی سپارند.

فراخوان مامور تفرقه برای همگرایی در منطقه

وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با مقامات قطری خواستار رفع اختلافات میان دولت‌های عربی منطقه شده تا اراده ای را برای مواجهه با آنچه چالش مشترک خوانده به وجود آورد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه سفر به چند کشورهای خاورمیانه و پیش از ملاقات با مقامات سعودی، با سران دوحه دیدار کرد .یکی از مهمترین بخش‌های این سفر، امضای قرارداد توسعه پایگاه نظامی «العُدید» در جنوب غربی پایتخت قطر بود که محل استقرار حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی است.در سال ۲۰۰۳ و پس از آنکه ریاض از واشنگتن خواست مقر نظامیان آمریکایی را از خاک این کشور و تیررس حملات ضدآمریکایی جابجا کند، قطری‌ها با اعطای پایگاه العدید موافقت کردند. در ابتدای شکل گیری بحران دیپلماتیک میان قطر و عربستان یعنی اوایل خردادماه پارسال، اهمیت حضور نظامیان آمریکایی در العدید بخشی از سخنان شیخ «تمیم بن حمد آل ثانی» امیر قطر بود که در خبرگزاری رسمی این کشور بازتاب یافت. شیخ تمیم به موازات اشاره به ارتباطات میان دوحه و تل آویو، به تمجید از جمهوری اسلامی ایران و نیز حماس و تایید حزب الله لبنان پرداخت. در سخنان منسوب به امیر قطر آمده است پایگاه هوایی العدید از دوحه در قبال «طمع ورزی‌های برخی کشورهای همسایه» حفاظت می‌کند. هر چند قطری‌ها بلافاصله مدعی هک شدن خبرگزاری رسمی این کشور شدند اما اشاراتی که سعودی‌ها خود را مخاطب آن دانستند سبب شد تا بحرانی دیپلماتیک در حاشیه جنوبی خلیج فارس به راه افتد.پس از آن بود که عربستان با همراهی مصر، بحرین و امارات متحده عربی قطر را هدف تحریم‌های اقتصادی خود قرار داد. مقاومت قطر سبب شد تا موجی از انواع تهدیدات نیز علیه این کشور به راه افتد. در کشاکش این بحران، مقامات ریاض و ابوظبی از آمریکا خواستند تا نیروهای خود را از العدید به پایگاهی در کشوری دیگر مانند اردن منتقل کند. قرارداد توسعه العدید اما به منزله بی توجهی به این درخواست بود.پس از اوج گیری اختلافات ریاض و قطر، دستگاه دیپلماسی آمریکا حل و فصل اختلاف میان دو متحد منطقه ای واشنگتن را در دستورکار قرار داد. تیرماه پارسال بود که «رکس تیلرسون» وزیر امور خارجه پیشین آمریکا راهی منطقه شد تا میان دو طرف میانجیگری کند.سفر دوم تیلرسون در اواخر مهرماه پارسال هم ثمربخش نبود و از همان ابتدا با شکست مواجه شد. در حالی که تیلرسون به این سفر منطقه ای به چشم فرصتی برای اثبات توانایی‌های خود می نگریست، «دونالد ترامپ» مقدمه برکناری وی را می چید و رهبران ارشد سعودی هم حاضر نشدند با تیلرسون به مذاکره بنشینند.تلاش‌های آمریکا در این مقطع برای میانجیگیری با انتقادات بسیاری مواجه شد. از دید برخی تحلیلگران، ترامپ به رغم تشویق دو طرف به حل و فصل اختلافات، تلویحا از مواضع سعودی‌ها دفاع کرده و از موضعی آمرانه رهبران قطر را به تنش زدایی فرامی خواند.با گذشت بیش از یک سال و نیم از قطع روابط و تنش میان ریاض و دوحه، وزیر امور خارجه آمریکا می گوید از دید او و ترامپ، این اختلافات به درازا کشیده و وقت آن است که پایان یابد.وی در دوحه از لزوم اتحاد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس سخن گفت و بیان داشت: ما وقتی که با هم کار می کنیم، قدرتمند خواهیم بود. وقتی که چالش‌های مشترک داریم این اختلافات هرگز مفید نخواهد بود.

ناظران این مواضع پمپئو را متاثر از دو مولفه می دانند؛ نخست تلاش برای ائتلاف سازی در منطقه علیه جمهوری اسلامی ایران و کمک به ثمربخشی تحریم‌های ضدایرانی. این در حالی است که بسیاری از ناظران می‌گویند مقامات کشورهایی چون قطر، عراق و … به رغم اعلان همراهی و همکاری با آمریکایی‌ها مشارکتی برای تنگتر کردن حلقه تحریم علیه تهران نخواهد داشت. از این رو بود که بسیاری از تحلیلگران و رسانه‌ها طی روزهای گذشته ماموریت وزیر امور خارجه آمریکا برای همراه سازی این دولت‌ها را دشوار و بی سرانجام توصیف کرده اند.مساله دوم به تحولات مربوط به قتل «جمال خاشقچی» روزنامه نگار سعودی بر می گردد که مهرماه امسال به فرمان سران ریاض صورت گرفت و کاخ سفید را به فکر مهار اقدامات خودسرانه سعودی‌ها به خصوص «محمد بن سلمان» ولیعهد انداخت. به نظر می رسد آمریکایی‌ها بخش مهمی از خودسری و سیاست‌های پرهزینه ریاض را ناشی از حمایت دربست و بی چون و چرای ترامپ دانسته و اکنون قصد دارند مدیریتی تازه را بر مناسبات خود با ریاض و نیز دیگر متحدان منطقه ای اعمال کنند. گذشته از این مباحث و نکته قابل توجه در این میان، فراخوانی است که وزیر امور خارجه دولت ترامپ برای وحدت میان کشورهای عربی اعلام داشته است. این در حالی است که ریشه یابی بحران اخیر میان ریاض و دوحه و تداوم آن، نقش آمریکایی‌ها را در ایجاد رقابت‌های منطقه ای و نیز تشدید آن هویدا می سازد.

علاوه بر اختلافاتی از این دست، حضور نظامی آمریکا در منطقه، لشکرکشی‌های مکرر به کشورهایی چون افغانستان، عراق و سوریه، تحمیل قراردادهای چندمیلیارد دلاری فروش سلاح، پشتیبانی از گروه‌های تروریستی، حمایت بی دریغ از اشغالگری صهیونیست‌ها و تلاش برای ایجاد منازعه میان کشورهای خاورمیانه با جمهوری اسلامی ایران منشا درگیری‌های سراسر منطقه را مشخص و دعوت کشورهای عربی به سوی اتحاد را به فراخوانی مضحک و بی معنا مانند می سازد.