یادداشت

۲۹ بهمن یادمان حماسه جاویدان تبریز

على اصغر شعردوست
جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸
63
 

‏حیدربابا، بزاى دلیران راد و پاک خیز

‏ و بمال پوزه نامردمان به خاک‏

گرگ درنده را به کمینگاه کن هلاک ‏

تا بره‌هایت ایمن و آزاد و پوى پوى

بالند و سوى دشت و دمنها نهند روى

حیدر بابا مرد اوغول لار دؤغ گینه

‏ نامردلرین بورونلارین اؤغ گینه‏

گدیکلرده قوردلارى دوت بوغ گینه

قوى قوزولار آیین شایین اؤتلاسین

قؤیونلارون قویروقلارین قاتلاسین

ایران سرزمینى ایستاده بر فرازین چکاد حماسه‌هاى تاریخ است.سرزمینى که شعله ورترین روزهاى تاریخ را درنوردیده است. سرزمین شعر و شهد و شهید. سرزمین مردمانى همه همسایه دلهاى هم، سرزمین یکدستى و یک سمتى نگاه‌ها، سرزمین همنوایى و همدلى. در این سرزمین فرهنگ با نام خدا آغاز مى شود و جارى در بستر همة زبان‌ها و ایلها و قبیله‌ها به اقیانوس امت واحده مى پیوندد، اما وسعتش با همة مردمان و زبانهایش سوگنددار اهتزاز آن سه رنگ مقدس، سبز و سفید و سرخ است.و آذربایجان به تعبیر مقام معظم رهبرى سَرِ ایران، کهن دیارى که در همه روزگاران، در برابر طوفان‌ها سینه سپر کرده و در تاریخ نام و نشانى جاودانه یافته است. چکادهاى سرافراز این خطه گواهان دلیرى و پایمردى اند، رودهاى خروشان این سرزمین رودپردازان مهر و وفایند، مردمانش به چشمى شعله شعر دارند و به چشمى شعاع شعور. در نهضت مشروطیت بود که آذربایجان جانباز در برابر خودکامگان به پا خواست و پایمردى و جانفشانى‌ها نمود و اینگونه هم بلاگردان ایران شد و هم آغازگر حاکمیت قانون و اراده مردم. ایران و ایرانى آزادى و قانون را به بهاى جانهاى عزیز غیور مردان آذربایجان به دست آورده است، اگر گوش بسپاریم هنوز فریادهاى ثقة الاسلام شهید، شیخ سلیم، ملاحمزه خیابانى را از امیرخیز، خیابان، نوبر، لیل آوا، شام غازان، ویجویه، اهراب و چرنداب مى شنویم که همپاى ستارخان و باقرخان مردم را به مبارزه براى آزادى و قانون فرامى خوانند.مساجد، بازارها، باغها، حیاطها و خانه‌هاى دیرسال تبریز نه فقط جلوه‌هایى از میراث فرهنگى نیاکان ما که نشانگر مبارزه مستمر مردمانى دیندار و هشیار با مظاهر ظلم در تاریخ این سرزمینند.قیام هوشیارانه مردم ظلم ستیز تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ حکایتى دیگر از مبارزه این مردم شهر حماسه و خون است.شهرى همه شور که مشعل قیام ۱۹ دى سال ۱۳۵۶ شهر قم را به خون مشتعل نگاه داشت.گوشه‌هایى از قصه آن روز اثرگذار در تاریخ انقلاب اسلامى را ـ که من خود از شاهدان آن بوده ام- در شعر استاد ذوالفقار کمالى مرور کنیم که یک روز پس از ۲۹ بهمن بازگو کرده و در ماههاى بعد ورد زبان مردم شد.عنوان شعر«بهمنین ییرمی دوققوزو» یعنى بیست و نه بهمن است:‏

شنبه گونو سحرچاغی

ائل اله آلدی چوماغی،

تیتره‌دی قورخودان یاغی،

گؤرن‌تک بره‌لدی گؤزو،

بهمنین ییرمی دوققوزو

‏***‏

دئدیلر گلدی ستارخان

نظمیه چکدی ال ـ امان

لئچک اؤرتموشدو پاسبان

دؤلتین عُرضه‌سیز قیزی

بهمنین ییرمی دوققوزو

‏***‏

دئییش‌لر یالاندی یالان،

خارجه‌لی دئییل اینان

تبریزلی‌یدی کی قویدو جان

وطنین اوغروندا اؤزو،

بهمنین ییرمی دوققوزو‏

‏***‏

جام سیندیران غلامعلی،

اروجعلی‌له پنجعلی-‏

هاردان اولدو خارجه‌لی؟

تبریزلی اؤزویدو، اؤزو

بهمنین ییرمی دوققوزو.‏

‏***‏

دایانما دوغرولدو زامان

ظالیمه وئرمه‌یین آمان

خائنه ولوله سالان

بو میللتین اوره‌ک سؤزو

بهمنین ییرمی دوققوزو.‏

شاعر زنده‌یاد رجب ابراهیمى معروف به فرهاد که با شعر «آیریلیق» به شهرت جهانى دست یافت، و هفتة گذشته در همچو روزى دار فانى را وداع گفته و در قطعه نام آوران آرامستان بهشت زهرا آرام گرفت، در روز سى ام بهمن ماه ۱۳۵۶ چکامه اى بلند سرود که ترجمه آزاد چند بیت از آن بدینگونه است:‏

‏«مردمان قهرمان جمع شدند و تبریز باوقار را تحسین کردند و گفتند مردمانم پیروز شدند و قهرمانى سرزمین سرافرازم در همه جا طنین افکند. با صداى بلندندا دادند: باز آذربایجان معجزه آفرید و به روزهاى تاریخى روزى دیگر افزوده شد.”‏

در پی قیام خونین مردم تبریز که توسط عمال رژیم سر سپرده به خاک و خون کشیده شد، امام خمینی (س) پیامی که به تعبیر ایشان «غمنامه» بود صادر کردند.بخشى از متن این پیام بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز٫ درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز٫ درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر گزافه گویی‌های او کشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود، مشت محکم بر دهان یاوه‌گویانی زدند که با بوقهای تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صددرصد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می‌نامند و این نوکر اجانب و خود باخته مستعمرین را نجات دهنده ملت می‌شمارند. مردکی نجات دهنده کشور است که مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستی تقدیم اجانب نموده و آن پول ناچیز را که می‌گیرد تقدیم می‌کند و در مقابل آهن پاره‌هایی می‌گیرد که هیچ دردی از ملت دوا نمی‌کند!! آن شخصی نجات دهنده است که با مصونیت دادن اتباع اجانب، کشور را از حیثیت ساقط و به شکل مستعمره عقب افتاده در آورده است!! مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور، احدی را حق یک کلمه حقگویی و انتقاد نمی‌دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افکنده!! شاهی عدالت گستر است که در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا می‌نشاند!! من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عام‌های پی در پی را محکوم کنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم. ولی از بوق‌های تبلیغاتی معلوم می‌شود که جنایت‌های بیش از تصور ماست. با این وصف، شاه افراد پلیس را که به قتل عام به دلخواه او دست نزده اند، به محاکمه می‌خواهد بکشد. خاطره ی بسیار اسف انگیز قم هنوز ما در را در رنج داشت که فاجعه ی بسیار ناگوار تبریز پیش آمد که هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می‌دهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید که در صدر مشروطیت برای کوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودکامگی و خودسری سلاطین جور به پا خاستید و فداکاری کردید. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاکی و قتل عام پی در پی را که به دست این یاغی سفاک انجام می‌گیرد. تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را که اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بی دین معرفی کند. از مجلسی که دست نشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اکنون بعد از آن همه کشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواری‌های شاه، مشتی سازمانی را با کارگران مجبور با سرنیزه در گوشه کنار کشور به راه انداخته و با عربده کشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن می‌خواهند لکه‌های ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو کنند، غافل از آن که با آب زمزم و کوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنجهای ملت و ستمکاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط کرده و در فرصتی منتشر خواهد کرد. من اکنون که مشغول نوشتن این «غمنامه» هستم، نمی‌دانم که به برادران عزیز تبریزی ما چه می‌گذرد. آیا شاه به جنایات خود ولو موقتاً خاتمه داده است یا نه و یا می‌خواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سرکوبی کند که نفسها قطع شود؟ لکن باید بداند که دیر شده، ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمی‌نشیند تا جنایتکاران را به جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاک بگیرد. با خواست خداوند قهار، اکنون در تمام کشور صداهای ضدِشاهی و ضدِرژیمی بلند است و بلندتر خواهد شد و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند برای انتقام از این ضحاک زمان به اهتزاز خواهد در آمد و ملت اسلام یکدل و یک جهت به پاس از مکتب حیاتبخش قرآن، آثار این رژیم ضدِ اسلامی و مروج زشتی را محو خواهد کرد. «اَلَیْسَ الصُبّح بقریبٍ» اهالی معظم و عزیز آذربایجان ـ ایدهم الله تعالی ـ بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند، شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مرکز روحانیت و پایگاه حضرت صادق ـ سلام الله علیه – و تهران بزرگ با آن‌ها هم صدا و هم مقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریک شمایند. امروز شعارها در کوچه برزن هر شهر و هر ده «مرگ بر شاه» است و هر چه عمال کثیف کوشش می‌کنند که جنایات را از مرکز اصلی که شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه کنند، کسی نیست که باور کند.‏

پیام امیدوار‌کننده امام خطاب به مردم هوشیار تبریز، آنچنان تأثیرى گذاشت که روزها و ماه‌هاى بعداز آن همه مردم یکى شدند و تا روز پیروزى نهضت از پا ننشستند. چرا که از نسل سردار ملى و شهید خیابانى بودند، از نسل بزرگانى که براى صیانت از کشور و دین و آزادگى بپا خواستند، و بعضاً بر شانه‌هاى مردم بازگشتند، بر شانه‌هاى صبور مردم تشییع شدند، گرچه از هق هقى جگرسوز لرزیدند، اما خم نشدند. یک روز از روزهاى خدا که مردم در بستر زمان جارى و نام و یاد شهیدان خود را کوچه به کوچه زمزمه مى کرد، شاعرى همراه با مردم دل خود را سرود،وشاعر شهریار شدو در حنجره همگان خانه کرد:‏

جوانه‌هاى شهیدان شکوفه زارانند

به این خزان زدگى سرگل بهارانند

به نونهالى اگر شاخ و برگهاست لطیف

ستبر ساقه و از ریشه استوارانند

به باغبانى اینان سرى فرود آرید

که شاخصند و برومند شاخسارانند

تبریز و آذربایجان از کهن پیشینه‌ترین کانونهاى تشیع در تبریز و جهان بوده و هستند. خواستگاه فرزانگانی چون علامه امینى، علامه طباطبایى، علامه جعفرى و…هم از این روى عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت در این سامان نمودى صدچندان دارد.از تبریز و مراغه تا اردبیل و مغان و از خوى تا ارومیه بر جاى جاى آذربایجان مِهر اهل بیت پرتو افکنده است، و قیام ۲۹ بهمن تبریز در این پیشینه ریشه داشت.پس از طلوع فجر زرین پیروزى نیز، تبریز هرگز بیرق انقلاب اسلامى را از کف ننهاد، و هرچند برخى از پیغامگزاران نهضت همچون آیت الله قاضى طباطبایى و آیت‌الله مدنى سر در سجدة خون نهادند، اما بیرق عاشورا هیچگاه از پاى نیفتاد و در سالهاى دفاع مقدس به دست سترگ سردارانى چون شهیدان باکرى، یاغچیان و آذرآبادى و دیگر عاشورائیان بر فراز چکادهاى فتح برافراشته شد.‏

مردم این سامان را با ولایت و رهبرى میثاقى استوار و گسست ناپذیر است. اگر تبریز عشق به امام خمینى را در جریان انقلاب اسلامى و به ویژه در قیام ۲۹بهمن ۱۳۵۶ و سالهاى دفاع مقدس به اثبات رساند، اینک همه ساله در سالگرد آن حماسه باشکوه در روز ۲۹ بهمن به حضور مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى شرفیاب مى شوند و شیفتگى خویش را به مقام والاى ولایت مى نمایانند، با فریاد شورانگیز: «آذربایجان جانباز، خامنه اى دن آیریلماز»