پیروی از اصول حرفه‌ای‌گری جهانی و تبعات آن در ورزش حرفه‌ای ما!

جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸
55
 

انتظارات بی‌جا و توقعات بالا، اولین دشمن تیمهای بزرگ پرهوادار است که با برآورده نشدن آنها، در وهله اول کادر فنی و در رأس آن سرمربی مورد هجمه واقع می‌شود و در وهله بعدی هم بازیکنان. در این میان بعضاً آنهایی که عملاً باید نوک تیز انتقادات به سمت آنها باشد، پشت میزنشینانی هستند که آن طرف خاک‌ریز نشسته و از گزند هجمه‌ها، عموماً معصون هستند تا خیلی کمتر از مربیان و بازیکنان با آن روبرو می‌شوند.

همانهایی که قول‌هایشان، به وعده‌هایی تبدیل شده که اعتباری ندارد و عملی نمی‌شود و اما انتظارات بی‌جا به خاطر قول‌های آنان به هواداران، کادر فنی و بازیکنان ایجاد شده و عدم محقق شدن وعده‌هایشان،‌ عامل اصلی مشکلاتی جبران ناپذیر می‌شود پس باید در صف اول مقابل انتقادات باشند اما همیشه پیش از آنها، سرمربی باید پاسخگو باشد.

در این میان اما هرچقدر که مربیان حرفه‌ای‌تر باشند به همان اندازه هم بیشتر مقابل نوک تیز انتقادات قرار می‌گیرند چون ورزش ایران نام حرفه‌ای‌گری را یدک می‌کشد اما در اصل هوچی گری جای حرفه‌ای‌گری را گرفته است. و باز در رهگذر آن دسته از مربیانی بیشتر از سایرین متضرر می‌شوند که سری از سرها جدا هستند بدلیل عقبه قابل اعتنای سنگین در عرصه مربیگری، یاد گرفته‌اند کاملاً حرفه‌ای باشند تا آسیبی به روند حرکتی و ساختار تیمشان در مواجهه با مشکلات وارد نشوند غافل از اینکه تکیه بر اصول حرفه‌ای‌گری زمانی موفق است که شرایط ورزش حرفه‌ای مهیا باشد. اما ای‌دریغ که یدک کشیدن عنوان حرفه‌ای در ورزش ایران،‌ حتی مربیان باسابقه خارجی را گول می‌زند و وقتی به این موضوع وقوف پیدا می‌کنند که کار از کار گذشته و بر لبه تیز تیغ انتقادات قرار گرفته‌اند و اینجاست که می‌فهمند در ورزش ایران، حرفه‌ای‌گری تعریف دیگری دارد و هوچی‌گری، لابی‌گری، ارتباطات، روراست نبودن‌ها، پنهان‌کاری‌ها و… جزو اصول اولیه‌ای هستند که اگر به آنها توجه نشود می‌تواند اسباب سقوط بزرگترین چهره‌های ورزشی باشد.

ورزشی که سالهاست عنوان حرفه‌ای را یدک می‌کشد اما هیچ کجایش حرفه‌ای نیست و هر تلنگری باعث می‌شود تا حرفه‌ای نبودن‌ها در آن بیش از پیش مشخص شود از مصاحبه‌های مربیان و بازیکنان گرفته، تا انتقال بازیکنان به خارج از کشور یا استخدام بازیکنان خارجی، تا برخی از بخشنامه‌های دستوری ناکارآمد و محدود‌کننده و…! یکی از بزرگترین دلایل حرفه‌ای نبودن ورزش کشورمان مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای چپ و راست از مدیران ورزشی‌تر از اول تا مدیران باشگاههاست که قسمت اعظم صفحات نشریات، صفحات مجازی، برنامه‌های رادیوو تلویزیونی و خلاصه همه رسانه‌های ورزشی را پر می‌کند در حالی که با رجوع به قواعد حرفه‌ای گری در عرصه پرمخاطب ورزش در دنیا اکثریت قریب به اتفاق مصاحبه‌ها، مربوط می‌شود به بازیکنان و مربیان و کادر فنی و پای مدیران ورزشی وقتی به میان می‌آید که قرار است تصمیم بسیار مهمی گرفته شود یا تصمیمی گرفته شده باشد. مقایسه این ماجرا در ایران و کشورهای کاملاً حرفه‌ای در ورزش، خیلی سخت نیست و فقط لازم است در دنیای بی‌حد و حصر ارتباطات به این ماجرا را سرچ کنید و مقایسه کنید این ماجرا را!‌ ببینید که درصد بیشتر خبرها یا مصاحبه‌ها به بازیکنان و مربیان باز می‌گردد و یا به مدیران؟! به همان اندازه که رسانه‌های ورزشی ما مدیر محور هستند آنها ورزشکار و مربی محور هستند. دلیل آن هم کاملاً آشکار است چون بدون شک برای مخاطبان انبوه ورزش، قطعاً اخبار ورزشکاران و مربیان شاخصی که با آنان ارتباط بیشتری برقرار می‌کنند به مراتب جذابتر است از شنیدن اخبار و اظهارنظرهای مدیرانی که چارچوب و وظایفی برای آنان تعیین شده و قاعدتاً موظف هستند به وظایفشان عمل کنند تا در سایه آن، بازیکنان و مربیان مورد علاقه‌شان، به بهترین نتایج رسیده و مخاطبان را شاد و خوشحال کنند. بنابراین تا وقتی که ورزش حرفه‌ای در ایران با سایر کشورهای صاحب ورزش حرفه‌ای اصولی تفاوتی از زمین تا آسمانی دارد، پیروی کردن از اصول حرفه‌ای گری مطروحه در دنیا از سوی مربیان، چندان هم به آنها کمک نمی‌کند. همان اصولی که باعث می‌شود یک مربی از نوع خارجی و سرشناس با رعایت همان چارچوب‌ها از مشکلاتی که تیم و بازیکنان با آن روبرو هستند و بازمی‌گردد به کمبودهایی که تأمین نشده، سخن نگویید با اعتقاد به اینکه مدیران بالادستی هم با او همسو و روراست هستند اما در قبال همین کمبودها و به نتایجی که مورد انتظار هواداران است نمی‌رسد و مورد هجمه قرار می‌گیرد در حالیکه علاوه بر دشمنانی که همیشه از روبرو حمله‌ور می‌شوند باید مواظب پشت سر خود هم باشد تا علی‌رغم اینکه او با تکیه بر اصول حرفه‌ای وفاداری به مدیران گام برداشته، مدیری در خفا درصدد برکناری‌اش نباشد. ماجرایی که البته به همین هم ختم نمی‌شوند و کم نبوده‌اند اعضای کادرفنی و سرپرستی تیمها و باشگاه‌ها در ورزشهای مختلف که اعتماد سرمربی به آنان هم بی‌مورد بوده و همانها شده‌اند اسباب سقوط. آن مربی تا جایش را بگیرند که این قسمت‌ ماجرا در ورزش ایران واقعاً ویژه است چون نه تنها در هیچ کجای اصول ورزش حرفه‌ای دنیا جا ندارد و بلکه از جوانمردی و انصاف هم که از اصول اولیه ورزش است نیز بدور است!

در همه جای دنیای حرفه‌ای ورزش، مدیران و مربیان ورزشی خواسته‌های متقابل از یکدیگر را می‌دانند و زمانیکه آنها برآورده نشد قطع رابطه می‌کنند بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد حتی در همین کشورهای عربی هم که از نظر قابلیت‌های ورزشی کاملاً از ما عقب هستند، این ماجرا رعایت می‌شود تا چه رسد به کشورهای پیشرفته در ورزش! اما در ورزش به اصطلاح حرفه‌ای کشور ما تغییرات صورت گرفته از این قبیل، عموماً با طی پروسه‌ای کاملاً متفاوت، صورت گرفته و کمتر اتفاق افتاده که طرفین بدون مهیا کردن حاشیه‌ها، خیلی صریح و شفاف قطع رابطه کنند.

تیم آبی پایتخت تیمی است که مثل تیم قرمز پوش از طرفداران بسیار زیادی برخوردار است و طبیعی است که در هر شرایطی، توقع هواداران از این تیم بالا باشد. استقلال با شرایط سختی که پشت سرگذاشت با آوردن وینفردشفر آلمانی شناخته شده امیدها را بالا برد که بتواند حتی خود را به صدر جدول هم برساند. امیدهایی که اما شکست مقابل تراکتورسازی آنرا کمرنگ کرد اما کادر فنی و بازیکنان همچنان با انگیزه کار را دنبال می‌کنند و به تک تک بازیهای پیش روی خود امید دارند. با این وجود شفر پس از شکست مقابل تراکتورسازی و قبل از جلسه با مدیرعامل باشگاه، به مواردی اشاره می‌کند که می‌تواند مصداق رعایت اصول حرفه‌ای گری ورزشی از سوی او تا به این مرحله باشد اما در این شرایط چاره‌ای نداشته تا از برخی کمبودها و کم لطفی‌ها بگوید. همان مسائلی که شاید اگر مبنای ورزش حرفه‌ای در ایران، استاندارد می‌بود، لزومی پیدا نمی‌کرد که تا هیچوقت، عنوان شود.

اشاره کردن به نداشتن زمین تمرین، و نیز اضافه شدن بازیکنان خارجی، آمادگی ۶۰، ۷۰ درصدی بازیکنان خارجی، نارضایتی بعضی از بازیکنان قبل از بازی با تراکتورسازی، گله از طرح برنامه‌ریزی برای کنارگذاشتن او و… از این دست مسائل است. با تأکید بر اینکه او و تمامی بازیکنانش همیشه با تمام توان برای خوشحال کردن هواداران،‌ تمام هم و غم خود را به کار بسته‌اند تا به بهترین نتیجه برسند اما وقتی شرایط لازم مهیا نباشد، گریزی نسبت غیر از نرسیدن به اهداف مورد نظر، شفر حتی از شرایط ۵۰ درصدی لازم، سخن گفته است. در حالیکه نباید فراموش شود برای رسیدن به نتایج دلخواه و مورد انتظار هواداران علاوه بر شرایط ۱۰۰ درصدی لازم، شرایط مکمل دیگری هم باید باشند که عنوان آن را شرایط«لازم و کافی» می‌گذارند.

حال در نظر بگیرید که آبی‌های پایتخت در این شرایط باید در لیگ قهرمانان آسیا هم حاضر شوند و طبیعی است که هواداران انتظار بهترین نتایج را هم دارند. حریفان متمول از قبیل الدوحیل و الهلال که از هم اکنون بازیکنان گرانقیمتی را به استخدام در آورده‌اند و طبیعتاً با مشکل زمین تمرین و رختکن و امکانات و تسهیلات اولیه برای آماده‌سازی، روبرو نیستند.

قطعاً تا زمانیکه این مطالب چاپ شود جلسه شفر با مدیرعامل و مسئولان باشگاه استقلال برگزار و خبرهایش هم منتشر شده است.

خبرهایی که هواداران پرتعداد تیم آبی، انتظار دارند برآورنده، انتظاراتشان باشد. چه در لیگ برتر و چه در لیگ قهرمانان آسیا!

* قاسم کیانی