سرایه

سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸
25
چه خوش بودی ار باده کهنه سال
شدی بر من خسته یکدم حلال
که خالی کنم سینه را یک زمان
ز غم‌های پی در پی بی‌کران
رود محنت دهر از یاد من
شود شاد این جان ناشاد من
به یادم نیاید، به صد اضطراب
کلام برون از حد و از حساب
به افسون ز افسانه، دل خوش کنم
مگر ضعف پیری، فرامش کنم
غم و غصه را خاک بر سر کنم
دمی لذت عمر نوبر کنم
شیخ بهایی

code