مهدویت از دیدگاه آیت الله العظمی بهجت

آیت الله بهجت
دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
8
 

وضعیت امام غائب(عج)
اهل بیت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر کدام متوسل شود، از دیگری جواب می گیرد. البته مصالحی در کار است؛ همچنان که حضرت رسول(ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ایشان، به حضرت امیر(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(ع) حواله داده‌اند؛ زیرا مجری امور در این زمان آن حضرت است؛ نه فقط به لحاظ ظاهری بلکه به لحاظ ولایت باطنی نیز نزدیکترین ائمه به ما حضرت حجت(عج) می باشد.
چه مصائبی بر امام زمان(عج) ـ که تمام امور به دست او انجام می گیرد ـ وارد می شود، و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از این مطلب غافلیم و توجّهی نداریم. ما از غمخوار، هادی، حامی و ناصر خود قدردانی و شکرگزاری نمی‌کنیم. خدا عجب صبری به ولی عصر(ع) داده که هزار سال است می بیند بر سر مسلمانان چه بلاهایی می آید و چه بلاهایی خود مسلمانان بر سر هم می آورند، و همه را تحمل می کند.

۲ــ وضعیت مأمومان در غیبت
این همه ودایع، کتب، مخازن علم، روایات، و ادعیه در اختیار ما گذاشته‌اند، به گونه‌ای که اگر کسی بخواهد امامی را حاضر بیابد، یا صدایش را از نوار گوش دهد، یا در خدمتش باشد تا مطالب آنان را استماع کند ـ نه اینکه خود در محضر آنان صحبت کند ـ بهتر از اینها را پیدا نمی کند. همه چیز در دسترس ماست؛ ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند.
چه کسی گفته از فیوضات آنان محرومیم؟ ما به اختیار محرومیم! «نور الامام فی قلوب المؤمنین انور من الشمس المضیئه بالنهار»؛ منتهی دنبال کردن و طلب می‌خواهد. در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان(عج) نسبت به محبان و شیعیانش زیاد دیده شده است. باب لقاء و حضور کاملاًًً مسدود نیست، بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی‌شود انکار کرد.حضرت از اعین‌الظالمین محجوب است؛ اما کسانی که نه ظالم‌اند، نه رفیق ظالم و نه با ظالمان معاشر، آن حضرت از دید آنان محجوب نیستند.مسلمانان زعیمی ندارند که در زیر پرچم او قرار گیرند؛ زیرا سنّیان که اصلاً قائل به زعیم و امام نیستند و شیعه هرچند اعتقاد به امام دارد، ولی در عمل و وضعیت مانند سنّیان هستند و با آن فرقی ندارند! اگر امام زمان هم بیاید، با او همان معامله را می کنیم که با آباء طاهرینش کردیم! آیا
می شود امام زمان(ع) چهار صد میلیون یاور [تعداد شیعیان] داشته باشد و ظهور نکند؟اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بندگانی هستند که با داشتن مقام عصمت، نه خطا می کنند و نه خطیئه و امام زمان(عج) عین الله الناظره و اذنه السامعه و لسانه الناطق و یده الباسطه (چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشاده خداوند) است و از اقوال، افعال، افکار و نیّات ما اطلاع دارد؛ مع ذلک گویا ما ائمه و به خصوص امام زمان(عج) را حاضر و ناظر نمی دانیم، بلکه گویا مانند عامّه اصلاً زنده نمی دانیم و به کلّی از آن حضرت غافل هستیم!

اسباب غیبت امام(ع)
در عالم سابقه نداشته و ندارد که رهبری از مریدان و لشکرش اینقدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کی. در تمام امّت های گذشته غیبت مقدّر شده است؛ ولی در هیچ امّتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم غیرمقدّر اتفاق نیفتاده است.
سبب غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم؛ زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه در میان ما بیاید و حاضر شود، چه کسی او را می کشد؟ آیا جنّیان آن حضرت را می‌کشند یا قاتل او انسان است؟ ما از پیش در طول تاریخ ائمه امتحان خود را پس داده‌ایم که آیا از امام تحفّظ و اطاعت می‌کنیم و یا اینکه او را به قتل می رسانیم؟با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عین الله الناظره است، آیا می‌توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؟ و هر کاری را که خواستیم انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟! همه ادوات و ابزار را از خود او می گیریم و به نفع دشمنان به کار می گیریم و آلت دست کفار و اجانب
می شویم و به آنان کمک می کنیم!
تا رابطه ما با امام زمان(عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. قوت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است. آیا واقعاً تا خودمان را اصلاح نکنیم، کار درست می شود؟ ما می‌خواهیم هر کاری دلمان می‌خواهد بکنیم؛ به نزدیکان مان، به دوستانمان، هر کاری می خواهیم بکنیم؛ اما دشمنان حق ندارند به ما اسائه‌ای بکنند. ما اگر به راه بودیم و در راه می‌رفتیم، چه کسی امیرالمؤمنین(ع) را می کشت؟ چه کسی امام حسین(ع) را می کشت؟ چه کسی همین امام حیّ حاضر را که هزار سال است از دیده ها غائب است، مغلول الیدین (دست بسته)
می کرد؟ برای مؤمنان، تثبیت در دین و ایمان، ثبات قدم تا ظهور آن حضرت، از ظهور آن حضرت مهمتر است.ما که قدرت دفاع در برابر قدرت های بزرگ دنیا را ـ که برای ما با هم همدست شده اندـ نداریم و نمی توانیم به صورت ظاهر با آنان بجنگیم؛ چرا دست از وظیفه خود برمی داریم؟ وظیفه فعلی ما با این همه ابتلائات و آتش هایی که برای نابودی شیعه در ایران، عراق، لبنان، پاکستان، افغانستان و … افروخته شده، دعا و توسل به حضرت حجت(عج) و توصیه دیگران به دعاست.
الف) راهکارهای اجتماعی
چه می شد به واسطه بندگی خدا، روابط ما با آن آقا(عج) محفوظ می ماند؟ دیگران نگذاشتند. هر چند ما هم مقصریم و نخواستیم اتصال میان ما و آن حضرت محفوظ باشد. ائمه ما(ع) دعاها را در اختیار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببینند. انبیا آمده اند که ما را از دنیا و توجه به آن دور سازند؛ ولی کفّار می گویند: دین را کنار بگذارید تا ما به شما دنیا دهیم و وسایل راحتی ظاهری شما را فراهم کنیم!
البته اگر آنان برای ما راحتی دنیا را می خواهند، پس چرا این همه بر سر تسلّط بر ما، با هم نزاع دارند؟ نقشه کفار این بوده و هست که قرآن را از دست مسلمانان بگیرند و روحانیت را از منابع دینی و معنویات و سرچشمه های معارف ـ یعنی قرآن و سنت ـ جدا سازند، تا این دو سلاح مهم از دست مسلمانان خارج گردد و راه تسلط آنان بر بلاد و ثروت های مسلمانان باز شود. ولو به اینکه کسانی را در رأس قرار دهند که طبق مرام آنان کتاب و سنت را توجیه کنند و دیگران نابود، منزوی یا کشته شوند. ای کاش می دیدیم که گرگ ها به ما هجوم آورده اند و ما را می خورند.با این وضع چه باید کرد؟ هر چه به ما فرمودند: لا تتخذوا الکافرین اولیاء (کافران را به عنوان دوست و سرپرست خود نگیرید)، گوش نکردیم. حالا با این اوضاع و گرفتاری و بلاها که بر سر مسلمانان می آید، چه باید بکنیم؟
اگر تکلیف خود را بدانیم و به آنچه فهمیدیم، عمل بکنیم؛ از جهت علم به وظیفه فردای قیامت راحتیم. اختلاط ما با کفار آخرش به همین جا می کشد؛ یعنی ابتدا از مسلمانان پذیرایی می کنند، به آنان احترام می گذارند، آنان را به بلاد خود دعوت می کنند و در تجارت و معاملات بازرگانی خود داخل
می کنند، وقتی رؤسا و سیاستمداران مسلمان مست پول و غیر پول شدند، مسلمانان حاضر می شوند امتیازاتی بدهند تا آنان بر بلاد اسلامی حکومت کنند.
بدین ترتیب، اختلاط با کفار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسان تر می سازد. آیا اگر مثلاً کفار بر نفت ایران حکومت کردند، می شود که نتوانند بر ایران و ملت ایران حکومت کنند؟ و مالک الرّقاب ممالک اسلامی و مسلمانان نشوند؟
ممکن است کسی در بلاد کفر سکونت داشته باشد؛ ولی ایمان و اعتقادش بر خلاف حکومت های بی دین و یا بی عقل باشد و با این حال منتظر فرج باشد. ولی اگر کسی بخواهد عبادت کند و به خدا ایمان داشته باشد، یا ایمانش محفوظ بماند؛ این امر متوقف بر نقل مکان و انتقال محل سکونت، از آن بلاد به بلاد اهل ایمان است [و در صورتی که] منتقل شدن از آنجا برای او ممکن باشد، باید برای حفظ دین و ایمان خود و اهل بیت خود به بلاد اهل ایمان مهاجرت کند، وگرنه به خود و اهل خود ظلم نموده، مقصّر خواهد بود.چقدر رحمت خداوند شامل حال کسانی است که برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که برای مسلمانان و اهل ایمان وارد می شود، بی تفاوت نباشند و گریه و تضرع و ابتهال کنند. اگر مسلمانی در چین مبتلا شود، ابتلای او ابتلای ماست و ما باید خود را مثل او گرفتار بدانیم.با اینکه اندوه و شادی مؤمن به دیگران سرایت می کند، چرا ما با این همه بلاها و مصایب که بر اهل ایمان وارد می گردد، بی تفاوت هستیم؟ یا ما ایمان نداریم، یا قلب ها قسی شده است! در روایت است که ظهور قائم آل محمّد(ص) «پس از قساوت دلها» خواهد بود.
در فتنه های آخرالزمان که مانند پاره های شب تاریک است، شایسته است احتیاط و توقف نمودن تا راه حق روشن شود و همگان توان احتیاط را دارند و آن سلاح عمده اهل ایمان است. و تنها کسی نجات می یابد که در ایمان خود استوار بوده، برای تعجیل فرج دعا کند و در اعتقاد به تمام عقاید حقّ ملتزم و استوار باشد.
ما نباید در امور اجتماعی به دیگران نگاه کنیم و از این و آن پیروی کنیم؛ زیرا افراد معصوم نیستند، هر چند بزرگ و بزرگوار باشند. بلکه باید نگاه کنیم و ببینیم اگر خودمان تنها بودیم و دیگران نبودند، آیا انجام می دادیم یا نه؟ نباید به دیگران کار داشته باشیم. ما نباید خود را با اهل سنت قیاس کنیم. ما باید رضا و میل امام زمان(عج) را در کارها به دست آوریم؛ چه در مصرف سهم امام(ع) و چه در کارهای اجتماعی.این توسّلات، عزاداری ها، سوگواری ها، زیارت قبور اهل بیت(ع)، علامت آن است که اهل ایمان به آنان اتّصال و الصاق دارند و هنوز از آنان منحرف نشده اند؛ لذا کفار و دست نشانده های آنان دستور داشتند که بین مسلمانان و قرآن ـ تا چه برسد به مساجد و تکایا و مجالس عزا و روضه خوانی ـ جدایی بیندازند. زیرا همه آنها ضد خواسته های سلاطین جور بودند. لذا فرمان تخریب قبور یا تعطیلی مجالس روضه خوانی را دادند.

ب) راهکارهای فردی
اطاعت و فرمانبرداری از خداوند، بعد از شناخت او، موجب محبتّ به او می شود و همچنین موجب محبت کسانی که خداوند آنها را دوست می دارد؛ که عبارتند از انبیا و اوصیا که محبوبترین آنها به خداوند حضرت محمد(ص) و آل او(ع) می باشند و نزدیک ترین آنها به ما صاحب العصر(عج) است. اصلاح فعلی ما در چیست؟ به بازگشت و توبه از کارهایی که خودمان می دانیم در داخل یا خارج انجام می دهیم. در خلوتمان با خدا، در تضرعات مان و توبه مان، در نمازهایمان و عباداتمان، دعاها خصوصاً دعای شریف «الهی عظم البلاء و برح الخفاء» را بخوانیم و از خدا بخواهیم صاحب کار را برساند، و با او باشیم.عواقب گناهان اجتماعی که موجب تغییرات در جامعه، اختلال نظام و انحلال آن، یا تحریم حال و ترک واجب، یا مصادره اموال، هتک حرمت، قتل نفوس زکیه، ریختن خون مسلمانان، حکم به ناحق و … می شود چگونه خواهد بود؟
آن حضرت فرموده اند: برای تعجیل فرج من، زیاد دعا کنید. خدا می داند تعداد این دعاها باید چقدر باشد تا مصحلت ظهور فراهم آید. تنها انتظار فرج کافی نیست. تهیّأً بلکه طاعت و بندگی نیز لازم است. مخصوصاً با توجه به قضایایی که پیش از ظهور امام زمان(عج) واقع می شود، به حدی که «ملئت ظلماً و جوراً؛ زمین از ظم و ستم لبریز می شود». خدا می داند که به واسطه ضعف ایمان بر سر افراد چه می آید!
لازم نیست انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر(ع) تشرف حاصل کند، بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز سپس توسل به ائمه بهتر از تشرّف باشد؛ زیرا هر کجا که باشیم، آن حضرت می بیند و می شنود و عبادت در زمان غیبت، افضل از عبادت در زمان حضور است. زیارت هر کدام از ائمه اطهار(ع) مانند زیارت خود حضرت حجت است….

code