امام خمینی و اندیشه انتظار

ابراهیم‌ شفیعی‌ سروستانی‌
دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
8
 

عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب الامر(عج) باعث شده که در طول هزار و اندى سال که از غیبت کبرى مى گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرایش هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى که داشته اند، از دیدگاهى خاص به تحلیل شخصیت و تعیین جایگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند و هر گروه، تنها درک و تصور خود از این موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصیت آن یگانه هستى تلقّى کنند. در این میان، جمعى از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان و معنا با طرح موضوع خلیفة اللَّه و انسان کامل و پرداختن به نقش حجت اللهى در عالم هستى، تنها به جنبه فرا طبیعى آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبه ها غفلت ورزیده اند.
گروهى دیگر از اصحاب شریعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبیعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح کردن نقشى که آن حضرت به عنوان امام و پیشواى مردم به عهده دارند، هیچ گونه مسئولیتى را در زمان غیبت متوجه مردم ندیدند و تنها تکلیف مردم را این دانستند که براى فرج آن حضرت دعا کنند تا خود بیایند و امور مردم را اصلاح کنند.
عده اى هم ضمن توجّه به جنبه فراطبیعى و طبیعى وجود مقدس حضرت مهدی(عج)، تمام همّ و غمّ خود را متوجّه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظیفه خود را این دانستند که با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند.
اما در این میان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى که بدان ها اشاره شد، به طرح معناى درست انتظار پرداخته و درصدد تعیین وظیفه و نقش مردم در دوران غیبت برآمدند. در این دیدگاه، هم مسئله خلافت الهى انسان کامل مطرح است، هم به جایگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت و هم وظیفه اى
که مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدّس و تعجیل در ظهورش دارند، توجه شده است. شاید بتوان امام خمینى(ره) را به عنوان درخشان ترین چهره از گروه اخیر ذکر کرد. امام راحل با طرح اندیشه تشکیل حکومت اسلامى در عصر غیبت و تلاش خستگى ناپذیر در راه تحقق این اندیشه، به«انتظار» معنا و مفهوم تازه اى بخشید و تعریفى نو از رسالت و تکلیف شیعیان در برابر حجت خدا ارائه داد. براى روشن تر شدن دیدگاه حضرت امام در این زمینه، به برخى از مهمترین شاخصه هاى این دیدگاه اشاره مى کنیم:
الف) ارائه برداشتى متفاوت از مفهوم حجت:
ایشان با ارائه مفهومى عمیق و بدیع از «حجت بودنِ امام معصوم» اعلام مى دارند که چون خداوند در روز قیامت به سبب وجود امام زمان و پدران بزرگوارش(ع) بر بندگان احتجاج و نسبت به عمل براساس سیره، رفتار و گفتار این بزرگواران از مردم بازخواست مى کند، بر آنان لازم است که همه تلاش خود را براى تحقق سیرت امامان معصوم(ع) درجامعه به کار بندند و در این زمینه هیچ عذر و بهانه اى از آنها پذیرفته نمى شود.
حضرت امام در کتاب البیع خود به هنگام بررسى ادله ولایت فقیه، ضمن برشمردن توقیع شریف حضرت صاحب الامر(عج) که در آن آمده است: «… و أمَّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فاَرجِعُوا فِیها إلى رُواهِ حَدِیثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیهِم(۱)؛… و اما در رویدادهایى که براى شما پیش مى آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ چرا که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ایشان هستم.»
مى فرماید: مقصود از حجت خدا بودنِ امام معصوم این نیست که فقط بیان‌کننده احکام است؛ زیرا گفتؤ بزرگانى چون زراره و محمد بن مسلم نیز حجت است و هیچکس حق مردود دانستن و عمل نکردن به روایات ایشان را ندارد و این امر بر همگان آشکار است. بلکه منظور از حجت بودن امام زمان و پدران بزرگوارش، صلوات اللَّه علیهم اجمعین، این است که خداوند تعالى به سبب وجود ایشان و سیره و رفتار و گفتار آنان در تمام شئون زندگى شان، بر بندگان احتجاج مى کند. از جمله شئون امامان، عدالت آنان در همه زمینه هاى حکومت است. به عنوان مثال، وجود امیرالمؤمنین(ع) براى تمام فرمانداران و حاکمان ستم پیشه حجت است؛ زیرا خداوند به واسطه سیرت آن بزرگوار، باب عذر و بهانه را بر همه آنان در تعدى از حدود الهى و تجاوز به اموال مسلمانان و سرپیچى از قوانین اسلامى بسته است. همین گونه اند سایرحجت هاى خداوند، به ویژه حضرت ولى عصر(عج) که عدل را در میان مردم مى گستراند و زمین را از قسط پر مى کند و بر اساس نظامى عادلانه بر مردم حکم مى راند.(۲)
براساس همین نگاه به حجت خدا بود که ایشان خطاب به مسئولان جمهورى اسلامى ایران مى فرمودند: «ما باید خودمان را مهیا کنیم از براى اینکه اگر چنانچه موفق شدیم ان شاءاللَّه به زیارت ایشان، طورى باشد که روسفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاه هایى که الان به کار گرفته شده اند در کشور ما باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند براى ملاقات حضرت مهدى، سلام اللَّه علیه.»(۳)
ب) دگرگون ساختن مفهوم انتظار:
امام خمینى مفهومى را که در طول قرون و اعصار از «انتظار» در اذهان بسیارى از شیعیان نقش بسته بود، دگرگون ساخت و با همه دیدگاه هایى که انتظار را برابر با سکون، رکود و تن دادن به وضع موجود معرفى مى کردند، به مقابله جدى پرداخت:
«بعضى ها انتظار فرج را به این مى دانند که در مسجد، در حسینیه و در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان (عج) را از خدا بخواهند[…] یک دسته دیگرى بودند که انتظار فرج را
مى گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه مى گذرد، بر ملت ها چه مى گذرد، بر ملت ما چه مى گذرد، به این چیزها کار نداشته باشیم، ما به تکلیف خودمان عمل
مى کنیم؛ براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاءاللَّه درست مى کنند[…]؛ یک دسته اى مى گفتند که خوب باید عالم پر معصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهى از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کارى مى خواهند بکنند، گناهان زیاد بشود که فرج نزدیک بشود […]؛ یک دسته اى از این بالاتر بودند و مى گفتند باید دامن زد به گناهان، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از ظلم و جور شود و حضرت، علیه السلام تشریف بیاورند[…]؛ یک دسته دیگر بودند که
مى گفتند هر حکومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است.»(۴)
امام خمینی(ره) ضمن ردّ همه دیدگاه هاى یادشده، دیدگاه خود در باب انتظار فرج را این گونه بیان مى کند:«همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور ان شاءاللَّه تهیه شود.»(۵)
همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لیکن با انتظار تنها نمى شود. انتظار وضعی نیست که بسیارى دارند. ما باید ملاحظه وظیفه فعلى شرعى – الهى خود را بکنیم و از هیچ امرى باکی نداشته باشیم.»(۶)
ج) تلاش براى تحقق عدالت در عصر غیبت:
حضرت امام، تلاش براى تحقق عدالت و جلوگیرى از ظلم در عصر غیبت را یک تکلیف الهى دانسته و همه مسلمانان را دعوت مى کردند تا سر حد توان خود این تکلیف الهى را به انجام رسانند:
« اگر دستمان برسد، قدرت داشته باشیم، باید برویم تمام ظلم ها و جورها را از عالم برداریم. این تکلیف شرعى ماست؛ منتهی ما نمی توانیم. آنچه هست، این است که حضرت عالم را پر مى کنند از عدالت، اما این به این معنی نیست که شما از این تکلیفتان دست بردارید و دیگر تکلیفی در این خصوص نداشته باشید.»(۷)
د) زمینه سازى براى ظهور منجى موعود:
رهبر فقید انقلاب اسلامى معتقد بودند که باید با گسترش اسلام راستین در جهان و مبارزه با سلطه جهانخواران، راه را براى ظهور منجى موعود هموار ساخت:
«ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهاى اسلامى مى شکنیم و با صدور انقلابمان، که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدى است؛ به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى دهیم و به یارى خدا راه را براى ظهور منجى و مصلح کل و امامت مطلقه حق امام زمان، ارواحنا فداه، هموار مى کنیم.»(۸)
هـ) حرکت در جهت تحقق حکومت جهانى اسلام:
امام راحل بر این باور بود که انقلاب اسلامى ایران، نقطه شروع انقلاب جهانى حضرت مهدى( ع) است و از این رو پیوسته به مسئولان نظام توصیه مى کردند که هرگز از آرمان عظیم انقلاب اسلامى که تشکیل حکومت جهانى اسلام است، غافل نشوند:
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت – ارواحنا فداه – است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه اى مسئولین را از وظیفه اى که برعهده دارند منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمام سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است، منصرف کند.»(۹)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پى نوشت ها:
۱) صدوق، محمدبن على بن حسین، کمال الدین و تمام النعمه، قم، مؤسسه النشر الإسلامى، بى تا، ج۲، ص۴۸۳، ح۴
۲) امام خمینى، کتاب البیع، نجف، مطبقه الآداب، ۱۳۴۹ق. ج۲، ص۴۷۵-۴۷۴؛ همو، شئون و اختیارات ولى فقیه (ترجمه مبحث ولایت فقیه از کتاب البیع)، تهران، وزارت ارشاد اسلامى، ۱۳۶۵، ص۴۶
۳) صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى)، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى، ۱۳۶۹، ج۱۲، ص۲۰۸-۲۰۹
۴) همان، ج۱۹، ص۱۹۶-۱۹۷
۵) همان، ج۷، ص۲۵۵
۶) همان، ج۱۹، ص۱۵۴
۷) همان، ص۱۹۸
۸) همان، ص ۱۹۷
۹) همان، ج۲۱، ص۱۰۸

code