واکاوی ترانه های قدیمی/عباس مهرپویا وجنجال«مرگ قو»در ادبیات مدرن ایران -۲

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد …

حسن فرازمند
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷
5611
 

در شماره قبل این پاورقی برایتان از چگونگی واردشدن سیتارنوازی عباس مهرپویا در موسیقی فیلم «بای سیکل ران» محسن مخملباف گفتم و اشاره ای کوتاه داشتم به برخی نقاط برجسته زندگی این هنرمند بی حاشیه که همیشه ودر تمام مدت زندگی اش باچراغ خاموش حرکت کرد و طالب جنجال و شهرت کاذب وآشوب و بلوای هنری نبود؛ اما اجرای ترانه«مرگ قو»ی او جنجال شاعران مدرن سرا و شاگردان نیما یوشیج را دوباره زنده کرد. او در سال های قبل از انقلاب،قطعه شعر«مرگ قو»اثر استاد حمیدی شیرازی را انتخاب کرد و آهنگی بر آن ساخت. شعری با این مضمون که حتماً خیلی از شماها به یاد دارید:
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنـده زاد و فـریبــا بمیــرد
شب مرگ، تنها نشیند به موجی
رود گوشـه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه،چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غـزل ها بمیـرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیـدا
کـجا عاشقـی کرد؟ آنـجا بمیـرد
شـب مرگ از بیـم، آنـجا شتابـد
که از مـرگ غافـل شـود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویـی به صـحرا بمیرد
چو روزی ز آغـوش دریا برآمـد
شبـی هم در آغـوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی، زیبا بمیرد
اجازه بدهید در این فرصت، در باره قطعه شعر«مرگ قو» و سراینده آن توضیحی بدهم. دکترحمیدی شیرازی، افزون بر تدریس، در محافل ادبی تهران شرکت می جست و با شاعران نوپرداز به مقابله و مجادلات سخت می پرداخت. با تمام باریک اندیشی و لطافتی که دراشعاراین شاعر بزرگ معاصر وجود داشت، وی از شیوه و گونه نیما و نیمایی و طرفداران او دوری می گزید و سخت با آن مخالفت می ورزید و شهرت اصلی اش هم به همین مخالفت ها با تجدد طلبی در شعر معاصر بود.
با این حال، در همان دوران هم شعر«مرگ قو»ی او اثر مورد علاقه بسیاری از شاعران آن دوره است و می گویند که مهدی اخوان ثالث در محفلی با او شدیداً درگیر می شود و درنهایت به او می گوید تو که با تجدد در شعر امروز این قدر مخالفی، پس چطور شعر مرگ قورا سروده ای که تجدد طلبی در آن موج می زند؟!
و می گویند آنجا بود که استاد مهدی حمیدی، تازه متوجه شد که«تجدد در مضمون رخ می دهد، نه در فرم و قالب»واین نکته ای است که هنوز هم بسیاری متوجه آن نشده اند….. بگذریم.
جار و جنجال مرگ قو در ادبیات ایران
در آن روزگار که شعر«مرگ قو» منتشر شد، واکنش های زیادی از سوی شاعران نو پرداز نسبت به آن ابراز شد. در آن دوره گفته می شد که این شعر الهام گرفته از یک یا چند اثر شاعران خارجی است.عده ای هم معتقد بودند که«قو»در سنت ادبیات فارسی، جایگاهی ندارد و حتی در فرهنگ لغت های کلاسـیک از لغـت فـرس گرفته تا برهان قاطع، نامی از این پرنده(با عنوان قو)دیده نمی شود.
حتی در فرهنگ دهخدا که معمـولاً در کنار نام پرندگان، نمونه ابیاتی از شاعران بزرگ برای تبیین و تفهیم معانی و کاربرد آنها ذکر می شود،در ذیل«قو»صرفاً دو بیت ازشاعری به نام«تأثیر تبریزی»،شاعر عصر صفوی در باب«در پر قوخوابیدن»(کنایه از درناز و نعمت پرورش یافتن)و«نپریدن قو در جایی»(کنایه از خلوت بودن و وحشتناک بودن جایی)نقل شده است:
خیل ملک ز بـیم در آن کـو نمـی پـرد
آنجا کـه رنگ رو پـردم ،قـو نمـی پـرد
***
در تکیه فراغت ما قیـل و قـال نیسـت
آنجا که هست بـالش مـا قـو نمـی پـرد
منتقدین مرگ قو معتقد بودند که این موضوع، خود گواهی بر عدم کاربرد «قو» در ادبیات کلاسیک فارسی است. اما از طریق آشـنایی بـا ادبیات غربی است که مضامین جدیدی از این پرنده وارد ادبیات فارسـی مـی شـود و نیمایوشـیج در ۲۰فروردین ۱۳۰۵ و در فضایی کاملاً رمانتیک، شـعر«قـو»را می سراید که یک چهار پاره اش این است:
صبحگه، کانزوای وقت و مکان،
دلرباینده است و شوق افزاست،
بر کنار جزیره های نهان،
قامت با وقار قو پیداست.
واستادحمیـدی شیرازی در ۲۷ فروردین ۱۳۳۳ شعر مشهور«مرگ قو»را می سرایند و با وجود۳۲ سال فاصله بین این دو اثر، عده ای نمی پذیرفتند که این شعر برداشتی از شعر نیماست و پذیرفتن تجدد در شعر امروز است.
ادامه دارد

code