یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱
نظرات: ۰
۰
-
سنگفرش‌هایی که نیامده، رفت؛ چه کسی مسئول دل‌نگرانی‌های «بیت‌المال» است؟

هزینه‌های میلیاردی که در کف خیابان‌ها سنگفرش و بعد با کلنگ ناهماهنگی کنده شد، باید جایی در کارنامه مدیران پاسخ داده شود؟

اطلاعات آنلاین/ علی البرزی: سال‌ها پیش زمانی که مدیران وقت شهرداری تهران با شور و اشتیاق وصف‌ناپذیر از اجرای طرح سنگفرش در تعدادی از خیابان‌های مهم پایتخت سخن می‌گفتند، واژه‌هایی چون «انسان‌محوری»، «بهسازی» و «آرام‌سازی ترافیک» نقل محافل خبری بود. 

مدیران در آن دوران این طرح را آخرین تکه از پازل زیباسازی شهر می‌دانستند اما در آن هیاهوی تبلیغات رسانه ای هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد که روزی همین سنگفرش‌های پرزرق و برق به سوهان روح شهروندان و زخمی بر پیکر بودجه عمومی تبدیل شود.

امروز پرسش اینجاست: وقتی پروژه‌ای با هزینه‌های میلیاردی از جیب مردم اجرا و پس از چندی با هزینه‌ای مضاعف جمع‌آوری می‌شود، پاسخگوی این اتلاف بیت‌المال کدام افراد و سازمان‌ها هستند؟

اگر این روزها سری به میدان بهارستان خیابان سی‌تیر یا سه‌ راه مخبرالدوله (سعدی) بزنید، صدای نارضایتی‌ها بلندتر از صدای ترمز خودروها روی سنگفرش‌های ناهموار است، طرحی که قرار بود تردد را برای عابران پیاده شیرین و برای رانندگان منظم کند حالا به یک «چالش هزینه‌زا» تبدیل شده است.

بیت‌المال تنها واژه‌ای در متون فقهی و قانونی نیست، بیت‌المال همین ریال‌هایی است که می‌توانست صرف نوسازی ناوگان فرسوده اتوبوسرانی شود اما حالا در زیر چرخ‌های خودروهایی که دیسک ترمز و لاستیک‌شان روی این سنگفرش‌ها خرد می‌شود از بین می‌رود.

در ماه‌های گذشته بخش‌هایی از سنگفرش‌های خیابان بهارستان هم همزمان با نارضایتی‌های شهروندان جمع‌آوری شده و آسفالت جای آن را گرفته است، در گپ‌ و گفتی که با کسبه میدان تاریخی بهارستان برخی از آنها به مصادیق مهم اشاره می‌کنند و می گویند: وقتی یک خودروی حمل بار مجبور است برای عبور از میدان بهارستان مسیر چند دقیقه‌ای را با کندی و اضطراب طی کند نه تنها ترافیک مصنوعی ایجاد می‌شود بلکه استهلاک خودرو و هدررفت زمان نیز به هزینه‌های شهر اضافه می‌شود، آیا مدیرانی که پشت میزهای تصمیم‌گیری نشسته‌اند این «هزینه‌های پنهان» را که از جیب تک‌تک شهروندان می‌رود در ترازوی محاسبات خود می‌سنجند؟

داستان خیابان ۱۷ شهریور تهران هم مصداق بارز دیگری از این آزمون و خطاهای پرهزینه است، روزی با تصمیم برخی مدیران حدفاصل میدان امام حسین (ع) تا میدان شهدا را سنگفرش و پیاده‌راه شد اما سرانجام این طرح به کجا رسید؟ کسادی کسب‌ و کارها، نارضایتی ساکنان و بن‌بست ترافیکی! در نهایت چند سال بعد تعدادی دیگری از  مدیران مجبور شدند با صرف هزینه‌ای گزاف سنگفرش‌ها را جمع‌آوری و دوباره خیابان را آسفالت کنند، این یعنی یک هزینه برای ساخت، یک هزینه برای تخریب و یک هزینه برای بازگشت به نقطه اول! در کجای مدیریت منابع  چنین چرخه‌ای از تخریب و ساخت دوباره «بهره‌وری» نامیده می‌شود؟

برخی راننده های عبوری و تاکسی های خطی در درد و دل هایشان از واقعیت تلخ پرده برمی‌ دارند،برای تعدادی از آنها تعویض مداوم دیسک ترمز و لاستیک به دلیل تردد روی سنگ فرش ها هزینه های زیادی نحمیل شده است، برای راننده‌ای که معیشتش به چرخ‌های خودرویش وابسته است این سنگفرش‌ها نه یک المان زیبایی بلکه یک « هزینه اجباری و مضاعف» به حساب می آید، وقتی شهروند ما احساس کند که پروژه‌های شهری به جای رفاه برای وی هزینه می‌تراشد اعتماد عمومی به عنوان بزرگترین سرمایه اجتماعی و بخشی از بیت‌المال معنوی خدشه‌دار می‌شود.

مشکل اصلی کجاست؟ به نظر می‌رسد جای خالی «مطالعات اجتماعی» و «آینده‌پژوهی» در پروژه‌های شهری ما به شدت احساس می‌شود، بیت‌المال نباید قربانی سلیقه‌های زودگذر مدیریتی شود، نگاهی به وضعیت خیابان سی‌تیر در تهران نشان می‌دهد که حتی عابران پیاده هم آن‌طور که وعده داده شده بود از این سنگفرش‌ها احساس رضایت نمی‌کنند، لغزندگی در روزهای بارانی و ناهمواری برای کالسکه کودکان و ویلچر توان‌یابان تنها بخشی از این طرح‌های ناپخته است.

ما در رسانه‌ها بارها گفته‌ایم و باز هم می‌گوییم، صیانت از بیت‌المال تنها به معنای جلوگیری از اختلاس نیست بلکه «جلوگیری از اجرای پروژه‌های بی‌مطالعه» عین صیانت از اموال عمومی است، وقتی صدای اعضای شورای شهر هم از وضعیت این سنگفرش‌ها درمی‌آید یعنی یک جای کار در نظارت و اجرا می‌لنگد، چرا باید پروژه‌ای تایید شود که چند سال بعد، خوشحالی مردم نه در افتتاح آن بلکه در تخریب و بازگشت به آسفالت ساده باشد؟

کسبه خیابان ۱۷ شهریور و میدان بهارستان این روزها خوشحالند نه به خاطر یک تکنولوژی جدید بلکه به خاطر اینکه خیابان‌ ها دوباره «عادی» شده است، این خوشحالی معنای تلخی دارد که مدیریت شهری باید به آن بیندیشد، بیت‌المال حق‌الناس است، هزینه‌های میلیاردی که در کف خیابان‌ها سنگفرش شد و بعد با کلنگ ناهماهنگی کنده شد، باید جایی در کارنامه مدیران پاسخ داده شود؟

تهرانِ امروز بیش از آنکه به سنگفرش‌های فانتزی و هزینه‌تراش نیاز داشته باشد به «خرد جمعی» و «دقت در هزینه‌کرد» نیاز دارد، امیدواریم روزی فرا برسد که پیش از کوبیدن اولین کلنگ از خود بپرسیم: آیا این طرح دردی از مردم دوا می‌کند یا تنها باری بر دوش بیت‌المال و هزینه‌ای بر سبد خانوار رانندگان و کسبه خواهد بود؟ تا آن روز، سنگفرش‌های تهران یادگاری از تصمیماتی خواهند بود که به مذاق هیچ‌کس جز پیمانکاران، خوش نیامد!

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی