به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از هالیوود ریپورتر، «گرهها» (Tangles) که از رمان گرافیکی و زندگینامهای سارا لیویت (محصول ۲۰۱۰) اقتباس شده، داستان زندگی پرماجرای سارا را در دهه سوم زندگیاش در سانفرانسیسکو روایت میکند. او که به عنوان تصویرساز در یک نشریه مستقل شغلی آیندهدار دارد و تازه وارد یک رابطه عاطفی شده، ناگهان با رسیدن خبری ناگوار از خانه پدریاش در ایالت مین از پیشرفت باز میماند. سارا در دیدار با خانواده متوجه رفتار غریب، دمدمیمزاج و حواسپرت مادرش (میج) میشود. خانواده در ابتدا این تغییرات را به حساب شروع دوران یائسگی میگذارند، اما شک سارا به سمتی به مراتب تاریکتر و هولناکتر میرود.
این انیمیشن کانادایی-آمریکایی سیر این آگاهی تدریجی را تا رسیدن به تشخیص قطعی بیماری دنبال میکند و سپس سالهای پس از آن را به تصویر میکشد؛ سالهایی که در آن شرایط جسمی و روحی مادر رو به وخامت میگذارد و سارا میان وظایف فرزندی در خانه و زندگی مستقل بزرگسالانهای که تازه برای خود ساخته بود، دستوپا میزند. این همان کشمکش درونی میان وظیفه و آرزوهای شخصی است که بسیاری از تماشاگران آن را با تمام وجود و به تلخی درک میکنند.
«گرهها» اولین فیلم بلند لی نلسون در مقام کارگردان است؛ کسی که ماموریت دشوار حفظ تعادل میان شوخطبعی و اندوه فیلم را بر عهده داشته است. نلسون بیشتر به سمت جنبههای روشنتر و سبکتر داستان تمایل دارد؛ به طوری که فیلم لحن شاداب خود را حتی در سختترین لحظات خانواده حفظ میکند. هرچند شاید مخاطب خوگرفته به درامهای تلخ، در طول تماشای این اثر روان و صمیمی، در حسرت واقعگرایی سرسختانهتر و احساسات عمیقتری بماند.
در مقایسه با آثار بزرگی چون «خانه سرگرمکننده» اثر آلیسون بکدل، «گرهها» بیشتر در سطح باقی میماند. فیلم به درستی روی نقاط حساسی چون اندوه، فداکاری و قدردانی دست میگذارد، اما همه اینها بیشتر حالتی تئوریک دارند؛ انگار ما با ایده این احساسات روبهرو هستیم تا خودِ واقعی این عواطف. با این حال، کمدی فیلم لطیف و سرگرمکننده است و اگرچه مخاطب را به خنده بلند وانمیدارد، اما هرگز آزاردهنده و گزنده نیست.
بخش زیادی از ارزش این فیلم صادقانه که در کن نظرها را به خود جلب کرده، به تیم صداپیشگان ستاره آن بازمیگردد. جولیا لوئی درایفوس در نقش مادر (میج)، با ظرافت بالای خود مخاطب را شیفته جسارت، هوش و گرمای وجودی این شخصیت میکند و همین امر، تماشای تحلیل رفتن تدریجی او را دردناکتر میسازد. ابی جیکوبسون در نقش سارا، پرانرژی و همدل است و برایان کرانستون یکی از بهترین نقشآفرینیهای پدرانه خود را به نمایش میگذارد. حضور استعدادهایی چون ست روگن، سارا سیلورمن و بوون یانگ نیز جذابیت اثر را دوچندان کرده است.
از نظر بصری، نلسون و تیمش به تصاویر چاپی کتاب حرکت بخشیدهاند. تصاویر سیاهوسفید فیلم متناوباً حس دنج بودن یا تنهایی را منتقل میکنند و یادآور میشوند که انیمیشن همیشه نباید از نوع براق و پرزرق و برق استودیوهای هالیوودی باشد. «گرهها» اثری شخصیتر است که روح منحصربهفرد کتاب را حفظ کرده است. تماشای فیلمی درباره آلزایمر آسان نیست، اما این اثر مانند دستی گرم برای حمایت و درک متقابل به سوی کسانی دراز میشود که این چالش روزمره و غیرسینمایی را در زندگی واقعی لمس کردهاند.