یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶
نظرات: ۰
۰
-
[نادره جلالی] خاطره ایران

زبان یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباطی انسان‌ها با یکدیگر است و وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات، احساسات، افکار و فرهنگ‌ها و نقش مهمی هم در هویت ملی دارد...

زبان یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباطی انسان‌ها با یکدیگر است و وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات، احساسات، افکار و فرهنگ‌ها و نقش مهمی هم در هویت ملی دارد. پس از هجوم اعراب و سقوط سلسله ساسانی، بسیاری از ایرانیان تا حد ممکن کوشیدند زبان فارسی را در برابر تندباد حوادث نگاه دارند.

در قرن چهارم هجری با تشکیل حکومت‌های محلی خاندان‌هایی مانند سامانیان، صفاریان، در خراسان و سیستان و ماوراءالنهر و جای‌جای ایران آن عهد، شاعران و نویسندگان به زبان فارسی سرودند و نوشتند و بدین‌سان، فارسی نه تنها ماند، بلکه رشد کرد و بالید و هر روز بیش از پیش بر سرزمین‌های دیگر بال گسترد.

از برکتِ وجود حکیم ابوالقاسم فردوسی، عنصر اصلی ملیت ما در «شاهنامه» که نامه خرد و خردمندی و حماسه ملی است، بازآفریده شد و خاطره ایران زنده ماند. فردوسی با سرایش شاهنامه هم روایات ملی ایران را حفظ کرد و هم خاطره ایران را به بهترین گونه یادآوری کرد و خود او از شکوه این اثر به‌خوبی آگاهی داشت: «بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی». از همین‌روست که به نظر دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن «اگر حرف بر سر هویت ایرانی باشد، در درجه اول باید به سراغ ادبیات رفت، زیرا ادبیات کاونده‌تر، بی‌پرواتر و امین‌تر از تاریخ بوده‌است و تاریخ را بر پشت خود حمل می‌کند، ظرافت‌ها و نازک‌خیالی‌های فکر ایرانی را ثبت و ضبط می‌نماید و از همه مهم‌تر فکر و هنر ایرانی را به جهان معرفی می‌کند. بنابراین اگر ادبیات فارسی را بشکافیم، در می‌یابیم که در هیچ زبانی آن همه کنایه‌گویی نشده، به امید آنکه حقایق بسیار تلخ بتوانند به زبان مؤدبانه و قابل ابراز به بیان آیند و این می‌نماید که ایرانی چه باری از راز بر دل داشته است.»

زنده‌یاد دکتر اصغر دادبه نیز با تقسیم زبان به مادری، فرهنگی و ملی معتقد بود هرکدام از اینها به نوبه خود یک خرده زبان یا یک زبان فرعی و زیرمجموعه زبان اصلی تلقی می‌شود و خرده‌فرهنگ خود را تولید می‌کند و اجتماع آنها با هم، فرهنگ کلان ملی را رقم می‌زند. خرده‌زبان مادری، هویت خود را تولید می‌کند و خرده‌زبان فرهنگی، هویت فرهنگی را رقم می‌زند و خرده‌زبان ملی، هویت ملی را برمی‌تابد. نکته مورد توجه و نظر دکتر دادبه، اجتماع این خرده‌زبان‌هاست که اجتماع هویت بستر ملی را نیز به‌وجود می‌آورد.

از آنجا که در دنیای امروز، انسان ایرانی در مواجهه و تصادم با امواج روزافزون فرهنگ غربی، در میان تجدد و سنت قرار گرفته و در ذات خود هم سنت‌گراست و هم نوجو؛ ضرورت این پرسش که «چرا زبان و ادبیات فارسی حائز اهمیت است و چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟»، هر روز بیشتر خود را می‌نمایاند. ایرانی ملتی است که در طول تاریخ همواره با مرکب فرهنگ‌دیرینه‌سال خویش توانسته هویت ملی خود را حفظ کند. اکنون نیز با هوشمندی و تکیه به دستاوردهای عظیم فرهنگ خود می‌تواند راه‌برون‌رفت از بحران‌ها را بیابد؛ زیرا زبان و ادبیات فارسی به‌عنوان یک عامل مهم در هویت‌سازی، ارتباطات، آموزش و فرهنگ‌سازی و شکل‌گیری نگرش‌ها و ارزش‌های جامعه تأثیرگذار است و اهمیت ویژه دارد و با ارائه تصویری از گذشته و ارزش‌های ایرانی، نه‌تنها به شکل‌گیری آگاهی جمعی و حس تعلق یاری می‌رساند، بلکه به‌عنوان زبان رسمی و ملی، ارتباطات درون‌گروهی و بین گروهی را تسهیل می‌کند و درک متقابل را بهبود می‌بخشد. از سوی دیگر، نقش مهمی در انتقال دانش و ارزش‌ها به نسل‌های آینده دارد.

علاوه بر این، آثار ادبی، با ارائه تصویری از آرمان‌ها و هنجارهای اجتماعی، به ایجاد فرهنگ پویا یاری خواهد رساند. با این همه جای این پرسش هست که به‌راستی نسل جوان حاضر تا چه اندازه با آثار این فرهنگ غنی و پربار آشناست و بهره می‌برد؟! حتی این نگرانی را می‌توان پیش‌تر برد و سخن از میانسالانی گفت که در غرقاب «از خود بیگانگی» فرو رفته‌اند.آنچه بایسته امروز ماست، چنگ زدن به ریسمانی خردمحور و عقلانی است تا از رهگذر آن، بار دیگر امکان نقد سازنده نهادهای مسئول فراهم شود و دست در دست هم به قصد ساخت ایرانی آباد، همدلانه طرحی نو در اندازیم و فلکِ روزگاران پیش رو را سقف بشکافیم؛ که
دریغ است ایران که ویران شود 
کنام پلنگان و شیران شود

- اسلامی ندوشن، محمدعلی، ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟ تهران: شرکت سهامی انتشار،۱۳۷۹، ص ۷۵

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی