هر کودکی که به دنیا میآید، سیستم چشایی و بویایی مخصوص خودش را دارد که از دوران جنینی او فعال شدهاست. یعنی هر انسانی مزهها را بر اساس توانایی خودش درک میکند. حتی فرزندان یک مادر وقتی به دنیا میآیند، هر کدام موقع شیر خوردن، طعم متفاوتی را تجربه میکنند و چه بسا یکی آن را دوست داشته باشد و خواهر یا برادرش، وقتی به دنیا بیاید مزه شیر مادر را نپسندد و به سختی آن را بخورد.
همین تفاوت در سالهای بعدی هم خودش را نشان میدهد و یکی از فرزندان خانواده ممکن است تمایل به خوردن غذاهای چرب و پر کالری نشان دهد و دیگری عاشق غذاهای ترش باشد.
این تفاوتهای فردی و کاملا مادرزادی در فرزندان یک خانواده، باعث بروز رفتارها و سلیقهها و ذائقههای مختلف میشوند. با این که همه تحت نظر یک پدر و مادر تربیت میشوند و سر یک سفره مینشینند، اما یکی چاق است و یکی لاغر، یکی عاشق بو و طعم پیاز داغ در آش رشته است و دیگری از بوی سیر و پیاز در غذا فرار میکند. یکی به نظرش فلان غذا خوشمزه است و دیگری دقیقا از همان غذا بدش میآید.
حالا که اعضای یک خانواده میتوانند این همه متفاوت باشند و نظرها و سلیقههای گوناگون داشته باشند و حتی طعم یک خوراکی را هر کدام جور خاص خودش درک کند؛ پس بروز تفاوتها و تنوع سلیقهها و نظرها میان افراد مختلف و خانوادههای بسیار زیادی که در یک جامعه زندگی میکنند، کاملا طبیعی است.
این تفاوت میان نژادها و ژنهای گوناگون که در جهان زندگی میکنند؛ بسیار واضحتر و بیشتر است.
برای همین است که مردم یک کشور، غذاهای تند دوست دارند و مردم کشوری دیگر غذاهای شیرین را ترجیح میدهند.
از آشپزخانه و رستورانهای عربی، یک بو بلند میشود و عطر غذاهای اروپایی طور دیگری است.
سلیقه پوشاک و خوراک مردمان نقاط سردسیر جهان با سلیقه مردم گرمسیر جهان خیلی فرق دارد.
موزیک مورد علاقه بومیان آمریکا با ساز و آواز بومیان حاشیه خلیج فارس یکسان نیست.
به نظر شما آیا کسی میتواند بگوید میان این همه تنوع و تفاوت، کدام یک از همه بهتر است؟
اصلا وقتی سلیقه هرکس، تحت تأثیر ژنها و عوامل مادرزادی است که با آن متولد شده و تابع جغرافیایی است که در آنجا بزرگ شده، میتواند هر چیزی را با سلیقه خودش جور درآمد بگوید «خوب» است و هرچه را نپسندید بگوید «بد» است؟
تفاوتهای ما، باعث بهتر یا بدتر شدن ما و دیگران نمیشوند؛ بلکه بزرگترین نقاط قوت همه ما هستند. بر همین اساس مشترکات ما و شناختن آنها، به ما حس تعلق میدهند و پذیرفتن و احترام به تفاوتهایمان، ما را به یک جامعه قویتر تبدیل میکند.
هرچه بیشتر کتاب بخوانیم و فیلم ببینیم و سفر برویم و بزرگتر شویم، بیشتر میفهمیم که شاید برخی افراد شبیه هم به نظر برسند یا کارهای یکسانی انجام دهند، اما در نهایت همه ما تفاوتهایی هم داریم. احترام به تفاوتها به معنای نشان دادن مهربانی به همه افراد است؛ صرف نظر از اینکه چقدر با شما متفاوت هستند. تفاوتها به افراد اجازه میدهند تا خود را به روش خودشان ابراز کنند و هویت خودشان را داشته باشند.
اگر همه در دنیا یکسان بودند، جای کسلکنندهای میشد!
اما دنیا زیباست چون افراد مختلف، از بسیاری جهات با یکدیگر متفاوت هستند؛ ممکن است ظاهر یا صدا یا شکل بدن یا رنگ پوست، مو و چشم آنها متفاوت باشد، یا چیزهای مختلفی را دوست داشته باشند یا از آنها متنفر باشند! به همین دلیل وقتی مهمانی میرویم و با افراد متفاوت دور هم جمع میشویم، وقتی در مدرسه کنار دوستان مختلف مینشینیم و رفتارها و نظرات گوناگون آنها را میبینیم، وقتی سفر میکنیم و هر جا با زندگیهای جدیدی روبرو میشویم و وقتی هر کداممان یک نسخه منحصر به فرد و یگانه در دنیا هستیم؛ از بودن در کنار هم لذت ببریم و مثل تکههای یک پازل، نقاشی خداوند را روی زمین تکمیل کنیم و اجازه بدهیم هرکس با رنگ خودش، در این نقاشی بدرخشد و جزوی از زیباییهای این جهان باشد.
وجیهه تیموری
*
شرح تصویر روی جلد:
آقای رافائل لوپز (متولد ۸ آگوست ۱۹۶۱ در مکزیک) یک تصویرگر کتاب کودک و هنرمند شناختهشده بینالمللی است که جوایز جهانی بسیاری را بهدست آورده است.
تصویر روی جلد این شماره از آثار اوست که «همه با هم رشد خواهیم کرد» نام دارد و برای خانم اُپرا وینفری (هنرپیشه و نیکوکار افریقایی و از مشهورترین و مطرحترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان) و مدرسهاش در آفریقای جنوبی کشیده است. این تصویر الهامبخش من برای نوشتن مطلب این شماره آفتابمهتاب شد. به رنگهای پوست دستهای مختلف در تصویر دقت کنید. مفهوم تنوع نژادی و تفاوتهای انسانها را نشان میدهد و این که اگر میخواهیم رشد کنیم و به خورشید برسیم باید همه به یکدیگر کمک کنیم. ما بر زندگی یکدیگر اثر میگذاریم و هیچکس به تنهایی به آگاهی و خوشحالی و خوشبختی نمیرسد.
شما چه نظری دارید؟