امیر محمد رضایی زارعی
در سال های اخیر، «اقتصاد دانشبنیان» به عنوان یکی از پیشران ها و محور های اساسی توسعه ملی در ایران مطرح شده است. قانون «حمایت از شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و تجاریسازی نوآوریها و اختراعات»مصوب ۱۳۸۹و آییننامههای اجرایی آن،چارچوب و ساز و کار حقوقی مشخصی برای شناسایی، حمایت و نظارت بر فعالیت این شرکتها و موسسات فراهم کرده است اما همچنان بعد از گذشت ۱۵سال از این قانون چالش ها و مشکلات اساسی و عمده ای در این حوزه وجود دارد که سبب عدم پیشرفت و توسعه اقتصاد ملی مبتنی بر علم و دانش شده است. در این گفتار به ۳مبحث شرایط، مزایا و چالش های دانش بنیان اشاره خواهد شد که عبارتند از:
۱. مبنای قانونی و مرجع تشخیص
مطابق ماده ۳قانون حمایت از شرکتها و مؤسسات دانشبنیان مصوب ۱۳۸۹، تشخیص صلاحیت شرکتها برای دریافت عنوان دانشبنیان، بر عهده «کارگروه ارزیابی و تشخیص صلاحیت شرکتها و مؤسسات دانشبنیان» است.
لازم به ذکر است این کارگروه تحت نظارت معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری فعالیت میکند و از طریق سامانه دانش بنیان ها فرایند بررسی را انجام میدهد.
۲. پیششرطهای عمومی شرکت های دانشبنیان
موسسات و شرکت های دانش بنیان باید قبل از ورود به فرآیند ارزیابی و بررسی پیش شرط هایی نظیر ثبت رسمی به صورت شخص حقوقی (در قالب شرکت های تجاری یا مؤسسه غیر تجاری انتفاعی) در ایران، تطابق موضوع فعالیت مندرج در اساسنامه با عناوین دانش بنیان و سابقه فعالیت حداقل یکساله برای شرکت های فناور داشته باشند.
۳. معیارهای اختصاصی ارزیابی
فرآیند ارزیابی شرکتها برای دانش بنیان شدن بر اساس سه محور اصلی انجام میشود؛ اولین محور محصول یا خدمت دانشبنیان است که باید بر پایه فناوری یا نوآوری باشد و اگر محصولی قرار است تولید شود باید حداقل یک نمونه آزمایشگاهی وجود داشته باشد و در باره خدمات هم باید تسهیل کننده و شتاب دهنده فعالیت های دانش بنیان باشند تا آن مجموعه قابلیت دانش بنیان شدن را داشته باشد، دومین محور توانمندی فناورانه یا به تعبیری واحد فعال تحقیق و توسعه شرکت است که حداقل کارکنان آن مجموعه باید مدرک کارشناسی و بالاتر داشته باشندو سومین محور خروجی اقتصادی و تجاری سازی است.
مزایا ومحاسن دانش بنیان شدن موسسات و شرکت ها
مؤسسات و شرکت هایی که ویژگی دانش بنیان را کسب میکنند و به عنوان یک نهاد دانش بنیان شناخته میشوند میتوانند از تسهیلات و معافیت های بی شماری استفاده کنندکه پرداختن به تمامی موارد آن خارج ازحوصله است لیکن به ۴امتیاز مهم دانش بنیان شدن برای مؤسسات و شرکت های دانش بنیان اشاره خواهیم کرد.
۱. معافیتهای مالیاتی و گمرکی
مهمترین امتیاز قانونی برای شرکتهای دانشبنیان، معافیت مالیاتی کامل از پرداخت مالیات بر درآمد، عوارض، حقوق گمرکی و سود بازرگانی است.
مستفاد از ماده ۳قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و آیین نامه اجرائی آن این مجموعه ها از پرداخت مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود بازرگانی و عوارض صادراتی به مدت ۱۵ سال معافند که این مهم ، ساختار مالی شرکت را به طور چشمگیری سبکتر میکند و سود خالص را افزایش می دهد.
۲. دسترسی به تسهیلات مالی و حمایتی ویژه
شرکتهای دانشبنیان میتوانند از منابع مالی خاص استفاده کنند که برای سایر شرکتها قابل دسترس نیست.
به طور نمونه وام های کم بهره از صندوق نوآوری و شکوفایی که تا ۸۰درصد هزینه طرح را شامل می شود میتوانند این شرکت ها جذب کنند یا مقنن بانک هارا مکلف میکند که به دانش بنیان ها بدون وثیقه سنگین ضمانت نامه بانکی بدهد.
۳. امکان استقرار در پارکهای علم و فناوری و شهرکهای صنعتی ویژه
موسسات و شرکت های دانش بنیان می توانند با اجاره بلندمدت و تخفیفدار در پارکهای علم و فناوری مستقر و از خدمات حقوقی، مالی، مشاوره صادرات و شبکهسازی پارکها بدون پرداخت هزینه سنگین بهرهمند شوند. لازم به ذکر است طی فرآیندی این مؤسسات و شرکت های دانش بنیان میتوانند از مناطق آزاد و ویژه برای توسعه کارشان زمین به نرخ دولتی و ارزان تهیه کنند.
۴. تسهیل در فرآیندهای دولتی و مناقصات
طبق بخشنامههای سازمان برنامه و بودجه و وزارت صمت و بند ب ماده ۱۱قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب ۱۴۰۱، شرکتهای دانشبنیان میتوانند بدون الزام به ارائه برخی ضمانتنامههای سنگین در مناقصات دولتی شرکت کنند و دستگاههای اجرایی مکلفند بخشی از نیاز فناورانه خود را از شرکتهای دانشبنیان تأمین کنند.
چالشهای شرکتهای دانشبنیان در ایران( تحلیل حقوقی و نهادی)
۱. ابهام در تعریف و معیارهای دانشبنیان بودن
با وجود قانون ۱۳۸۹و آییننامههای اجرایی هنوز تعریف واحد و روشنی از «دانشبنیان» وجود ندارد. تجربه اثبات کرده است برخی موسسات و شرکت ها با فعالیتهای صرفاً تجاری یا خدماتی نیز موفق به اخذ عنوان دانشبنیان میشوند، در حالیکه شرکتهای فناور واقعی گاه به دلیل ضعف مستندسازی رد میشوند و بعد از مدتی مجموعه های علمی آنها به صورت کامل از بین می روند .
۲. چالش در ارزیابی و نظارت پسینی
فرآیند ارزیابی شرکتها توسط کارگروههای مختلف با معیارهای متفاوت انجام میشود
مشاهدات نشان داده است متاسفانه نظارت پس از تائیددر بسیاری از موارد ضعیف است؛ شرکتها پس از دریافت مجوز، کمتر مورد بررسی مجدد قرار میگیرند.
در نتیجه، برخی شرکتها بدون تداوم فعالیت فناورانه، از مزایای مالیاتی و گمرکی استفاده میکنند که در این باره پیشنهاد می شود یک نظام ارزیابی دورهای بازرسی فناورانه و الزام شرکتها به گزارش عملکرد سالانه ایجاد شود.
۳. تعارض میان قوانین حمایتی و قوانین عام
بسیاری از شرکتها از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۳قانون دانشبنیان برخوردارند، اما سازمان امور مالیاتی و تأمین اجتماعی بعضاً این معافیت را نمیپذیرندکه دلیل آن هم عدم هماهنگی بین دستگاه های متولی این حوزه است و متاسفانه در عمل مشاهده می کنیم، شرکتها باید همزمان به چند نهاد پاسخ دهند: معاونت علمی، مالیات، بیمه، گمرک و وزارت صمت که این امر سبب اتلاف زمان و هزینه بسیار برای مؤسسات و شرکت های دانش بنیان خواهد شد.
۴. ضعف در مالکیت فکری و حمایت از نوآوری
متاسفانه بسیاری از شرکتها و مؤسسات دانش بنیان فاقد ثبت پتنت داخلی یا بینالمللی هستند و نقض حقوق مالکیت فکری در حوزه نرمافزار، طراحی صنعتی و علائم تجاری در کشور ما بسیار شایع است ؛خصوصا آنکه هزینه و فرایند ثبت اختراع در ایران طولانی و غیررقابتی است، بنابراین مجموعه این موارد سبب ضعف در حوزه مالکیت فکری و عدم حمایت از نوآوری های مؤسسات و شرکت های دانش بنیان میشود.
۵. چالش تأمین مالی و ضمانت تسهیلات
متاسفانه در نظام بانکداری ما بانکها معمولاً داراییهای نامشهود مانند فناوری یا دانش فنی را به عنوان وثیقه نمیپذیرند و صندوق نوآوری و شکوفایی با وجود تلاشها وافر و گسترده، ظرفیت محدودی برای وام دادن به کسب و کار های دانش بنیان دارد و سرمایهگذاران خصوصی نیز به دلیل نبود بازار ثانویه شفاف، رغبت کمی به ورود دارند که مجموعه موارد مطروحه بالا سبب چالش های جدی ای در زمینه تأمین منابع مالی برای مؤسسات و شرکت های دانش بنیان خواهد شد.
۶. پراکندگی نهادی و تداخل مأموریتها
متاسفانه چندین نهاد در حوزه دانشبنیان نقش دارند، مانند معاونت علمی، وزارت صمت، وزارت علوم، پارکهای علم و فناوری، صندوق نوآوری، بانکها و... که نبود هماهنگی میان این نهادها بدون هماهنگی موجب موازیکاری و اتلاف منابع شده است. در این باره پیشنهاد می شود «شورای عالی اقتصاد دانشبنیان» به عنوان مرجع هماهنگی ملی میان دستگاههای مختلف ایجاد شود.
نتیجه
اگرچه زیستبوم دانشبنیان ایران در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته، اما تا رسیدن به یک نظام حقوقی و اجرایی پایدار، نیازمند اصلاحاتی در سه سطح؛قانونی(شفافسازی معیارها و هماهنگی میان قوانین عمومی و حمایتی )،نهادی(تمرکز وظایف و همافزایی میان دستگاههای مرتبط)، اقتصادی(بهبود نظام تامین مالی، تقویت حقوق مالکیت فکری و توسعه سرمایهگذاری خطرپذیر) است.
شما چه نظری دارید؟