(نامه‌ای خطاب به مادران خوش‌شانسی که مادرشان زنده است)
 

امروز وقتی داشتم در مدرسه در انجام دادن کاری با سایر والدین مشارکت می‌کردم، شنیدم که چطور مادر یکی از شما، بچه‌تان را از مدرسه برمی‌دارد. یکی دیگر از مادرها گفت که فقط چون مادرش امروز از فرزند خردسالش نگهداری می‌کند، او توانسته برای کمک به مدرسه بیاید.
 امروز صبح وقتی همه جمع شده بودیم، مادر دیگری همراه مادرش آمده بود و با هم پچ‌پچ می‌کردند و می‌خندیدند.  یکی دیگر از شما با مادرش زندگی می‌کند. یکی دیگر از شما، کمی قبل، نه خیلی وقت پیش، سفری دو نفره با مادرش رفته بود و همین اواخر فهمیدم یکی از شما برنامه ناهاری دلچسب داشته است؛ با کی؟ با مادرش. یکی دیگر از مادران جمع از مادرش که خیلی حال خوشی ندارد، مراقبت می‌کند. بقیه اما دلتنگ مادرشان هستند، زیرا دور از آن‌ها زندگی می‌کنند. چنین موقعیت‌هایی ناراحت کننده‌اند اما می‌دانید موضوع چیست؟ مادران آن‌ها به هر حال زنده‌اند.آیا هیچ تصوری از میزان خوشبختی خودتان دارید؟ احتمالا برای شما خیلی معمولی است، نه؟  
به راحتی می‌گویید: من از مادرم خواستم که مراقب بچه‌ها باشد، مامان من از صرف وقت با نوه‌هایش لذت می‌برد، مامان من برای اولین بار نوزاد من را نگه داشت... من هم سابق بر این عادت داشتم در گفت‌وگوهایم داستان‌هایی از مادرم را تعریف کنم؛ مادر زیبا، بامزه، فعال، قوی و فوق‌العاده‌ام. اما بعد ساکت شدم. صحبت کردن درباره مادر با فعل‌هایی در زمان گذشته، دردناک است، از توان من خارج است و این‌که حالا فکر می‌کنم شنیدن داستان‌هایی بامزه از مادرم چقدر می‌تواند برای دیگر مادران بدون مادر دردناک باشد. در همین نامه هم بارها کلمه «مادر» را  تکرار کردم. برای این‌که این زنان بخش بزرگی از زندگی بسیاری از ما هستند. 
شکافی که بعد از فوت مادر ایجاد می‌شود، عمیق است. این روزها من زندگی‌ام را به دو بخش تقسیم می‌کنم؛ بخشی که مادر داشتم و همه چیز در آن خوب بود (حتی وقتی اتفاقاتی که به تصور من بد بودند، روی می‌داد) و بخش دوم، زندگی من  مربوط به  دوره‌ای است که بدون او می‌گذرانم و هرچه تلاش می‌کنم به خاطر او مثبت زندگی کنم، ناراحتی و غصه باز همراه همیشگی‌ام هستند. 
خطاب به شما مادران می‌گویم، اگر این نامه را می‌خوانید و امکان سر زدن به مادرتان یا تلفن زدن به او را دارید، انجامش دهید و به شمایی که امکان انجام این کارها را ندارید، چه بگویم؟ من این جا در سکوت کنار شما هستم.
  منبع: روزنامه خراسان
  این متن، نامه یکی از خوانندگان روزنامه «گاردین» است که خطاب به کسانی که مادرشان زنده‌است نوشته تا در روزنامه چاپ شود. روزنامه گاردین، از سال ۱۸۲۱ میلادی در انگلستان چاپ می‌شود و ستون نامه‌های خوانندگان آن بسیار پر طرفدار است.
خواندن این نامه نشان می‌دهد که حتی مادرها نیز کودکی در وجودشان دارند که هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شود و همیشه دلتنگ مادرش است. این نامه را به مادر خود تقدیم کنید و ببینید چطور چشمانش از خواندن این جملات، روشن و ستاره‌ای می‌شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی