تقابل نظامی جاری با ایران، فراتر از یک درگیری منطقه‌ای می‌تواند به زوال سیستم پترودلار، فروپاشی زنجیره تأمین جهانی و تغییر رتبه قدرت‌های بزرگ منجر شود؛ سناریویی که در آن، تنگه هرمز به نقطه عطف گذار از جهان تک‌قطبی به چندقطبی ایفای نقش می‌کند.
سایت «دیپلماسی ایرانی» در گزارشی تحلیلی در این باره نوشت: جهان در آستانه یک تغییر پارادایم استراتژیک قرار دارد. این تغییر نه از طریق میدان‌های نبرد، بلکه از طریق فرسایش اقتصادی و تغییر در موازنه قدرت‌های ژئوپلیتیک در حال رخ دادن است. یکی از پر مخاطره‌ترین پیامدهای احتمالی، فروپاشی ساختار مالی مستقر در نظم اقتصادی جهانی است. طبق تحلیل «میدل ایست آی»، جنگ آمریکا علیه ایران می‌تواند به زوال سیستم پترودلار منجر شود؛ چراکه کشورهای حوزه خلیج فارس با تغییر قیمت نفت، از آمریکا فاصله گرفته و ایران نیز مسیر تجارت خود را با استفاده از «یوان» پیش خواهد گرفت. این جابجایی اقتصادی در زمانی رخ می‌دهد که سایت «کوین تلگراف» هشدار می‌دهد بدهی‌های دولت‌های جهان تا سال ۲۰۲۹ به ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید؛ سطحی که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون دیده نشده است. در واقع، قدرت‌های بزرگ با بحرانی درونی روبه‌رو هستند و همان‌طور که روزنامه نیویورک تایمز اشاره می‌کند، قدرت‌های بزرگ نه در میدان نظامی، بلکه به دلیل فرسایش داخلی و اقتصادی ناشی از جنگ، در حال فروپاشیدن هستند.

تنگه هرمز؛ اهرم تغییر رتبه قدرت‌ها 
جغرافیای سیاسی منطقه، کانون اصلی این تغییر است. رویترز گزارش می‌دهد که کشورهای خلیج فارس نگران تثبیت «کنترل طلایی» تهران بر تنگه هرمز هستند. این نگرانی با تحلیل‌های علمی نیز همسو است. «رابرت پیپ» استاد دانشگاه شیکاگو معتقد است که فشار جهانی به جای ایران، بر آمریکا وارد می‌شود؛ چراکه ایران می‌تواند ماه‌ها تنگه هرمز را مسدود کند و در صورت حفظ این کنترل، می‌تواند به چهارمین قدرت جهان تبدیل شود. 
این موضوع توسط نشریه اکونومیست نیز تأیید شده که هشدار می‌دهد بدون بازگشایی مجدد این تنگه، زنجیره‌ای از رویدادهای ویرانگر به راه خواهد افتاد. پیامد این تنش‌ها، فراتر از نوسانات بازار نفت است. نشریه فایننشال تایمز، ازدست رفتن یک میلیارد بشکه نفت و افزایش خطر «شوک غذایی جهانی» به دلیل اختلال در تنگه هرمز را خطری ویرانگر توصیف می کند. از سوی دیگر، سرپرست بانک مرکزی اروپا نسبت به خطر جیره‌بندی مواد غذایی در اروپا هشدار داده است. این مصادیق نشان می‌دهد که جنگ در این منطقه، امنیت زیستی و معیشتی جوامع جهانی را هدف قرار داده است. جنگ با ایران، اقتصاد آمریکا را از یک نقطه قوت به نقطه ضعف بزرگ تبدیل کرده و این بحران نشان می‌دهد که «قدرت سخت»(نظامی) دیگر نمی‌تواند بر «ضعف نرم»(اقتصادی و فرسایش داخلی) غلبه کند.

تغییر نگاه جهانی به ایران
جهان با واقعیت جدیدی روبه‌رو شده است، همان‌طور که رابرت پیپ می گوید جهان، دیگر با ایران نه به عنوان یک «مشکل برای حل شدن»، بلکه به عنوان «قدرتی که باید روی آن حساب کرد» برخورد می‌کند. پیپ تصریح دارد که جهان، در حال گذار از رویکرد «حل مشکل» (حذف یا تغییر رژیم) به رویکرد «تعامل با قدرت» (پذیرش حضور ایران به عنوان یک بازیگر ناگزیر) است. این یعنی ایران از یک عامل مزاحم در نگاه استراتژیک، به یک «مرکز قدرت نوظهور» تبدیل شده که محاسبات جهانی باید بر اساس آن بازنویسی شود. همزمان رسانه‌های بین‌المللی، از «تغییر پارادایم در موازنه قدرت جهانی» سخن می گویند که در آن، هزینه‌های جنگ فراتر از میدان نبرد و به سمت فروپاشی ساختارهای اقتصادی و سیاسی قدرت‌های سنتی حرکت می‌کند. به بیان دیگر، سناریوی جنگ با ایران، «بازی با حاصل جمع جبری صفر» نیست، بلکه یک «بازی با پیامدهای غیرقابل کنترل» است. در این سناریو، امریکا، با خطر فروپاشی ساختار مالی و از دست دادن سلطه بر انرژی، و اروپا نیز با بحران بقای انسانی (گرسنگی) مواجه هستند، در حالی که ایران با استفاده از ظرفیت‌های جغرافیایی خود (تنگه هرمز) می‌تواند از یک قدرت منطقه‌ای به یک قطب تأثیرگذار در نظم جدید جهانی تبدیل شود.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی