سردار فارسی
از زمان اختراع دوربین عکاسی، عکس به یکی از مؤثرترین شیوههای انتقال مفهوم بدل شده است. زبان تصویر به هیچ مترجمی نیاز ندارد و در همهجای دنیا هر فردی میتواند با دیدن یک عکس، با آن ارتباط معنایی، بصری و زیباییشناسی برقرار کند.
ثبت تصاویر از رویدادهای مختلف از جمله بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی و جنگها از اهمیت بالایی برخوردار است. این عکسها میتوانند رنجی را که بر یک ملت وارد شده منعکس کنند و همچنین بهعنوان اسناد تاریخی، از اوضاع و احوال گذشتگان به آیندگان گزارش دهند. از تصاویر ثبتشده در جنگها میتوان به عنوان اسناد در مجامع و محاکم قضایی بینالمللی علیه متجاوزین استفاده کرد.
عکاسان در جنگ تحمیلی هشتساله موفق شدند با ثبت تصاویری از جبهههای جنگ، پشت جبهه، وضعیت شهرها و زندگی مردم در زیر بمباران و... آن مصائب و مشکلات و البته شادیها و پیروزیهای مردم و رزمندگان را منعکس و برای تاریخ ماندگار کنند.
در جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم نیز ضرورت ثبت تصاویر به خصوص از اماکنی که مورد حمله دشمنان قرار گرفته و آسیبهایی که به منازل مسکونی، مراکز آموزشی و بهداشتی و... وارد شده و جانهایی که در این بمبارانها از دست رفته و جهانهایی که با هر بمب آوار شده، به خوبی احساس شد.
ویژگیهای عکاسان جنگی
مریم رحمانی، عکاس خبرگزاری ایسنا در همدان با بیان اینکه عکاسی جنگ و بحران، واقعیت را در یک لحظه ثبت میکند میگوید: عکس، تاریخ را ثبت میکند و با نمایش حملات و درگیریهای مسلحانه، زندگی در مناطق جنگزده و مقاومت مردم، عمق فاجعه جنگی را نشان میدهد و به همین دلیل باعث تأثیرات فراوان میشود.
او اضافه میکند: عکاسان بحران و جنگ باید تواناییهای جسمی و روحی بالایی داشته باشند تا بتوانند در شرایط بحرانی و آشوب به کار خود ادامه دهند. برای مثال در روزهای جنگ تحمیلی سوم که برای تشییع یکی از شهدا در میدان امام خمینی همدان بودیم، در نزدیکی میدان، حمله هوایی شد و لحظات عجیبی رقم خورد. درست زمانی که شهر همدان بمباران میشد ما عکاسان خبری ایستاده بودیم و بدون ذرهای ترس مشغول کار خود بودیم و تصاویر بسیار خوبی ثبت کردیم.
این عکاس بر ضرورت عکاسی در شرایط جنگی و مناطق آسیبدیده، نهتنها برای ثبت واقعیت بلکه برای بازدارندگی از این فجایع تأکید کرده و ادامه میدهد: در روزهای جنگی که شرایط استرسزاست، عکاسان باید در کار خود بسیار صبور باشند و با مأموران امنیتی و مردم
همکاری کنند.
رحمانی درباره درک وضعیت روحی آسیبدیدگان جنگ میگوید: برای گزارش تصویری از منازل آسیبدیده در جنگ تحمیلی سوم رفته بودم. وقتی مشغول عکاسی از یک خانه بهشدت آسیبدیده بودم، صاحب منزل که خانمی میانسال بود با لحنی عصبی شروع به فریاد کشیدن کرد و رو به من گفت: از چه چیزی میخواهی عکس بگیری؟ چرا از بدبختی مردم عکس میگیری؟ و شروع به داد و فریاد کرد و من در آن لحظه فقط تصمیم گرفتم که آن خانم را آرام کنم و آنقدر با او صحبت و همدردی کردم که کمی آرامتر شد .
پل میان واقعیت و جامعه
رحمانی، رعایت ملاحظات امنیتی را برای عکاس در وضعیت جنگی و حتی در زمان عادی لازم میداند و میافزاید: معمولا به دلایل امنیتی تا ساعتها بعد از انفجار، اجازه عکاسی به عکاسان داده نمیشود که این موضوع میتواند ثبت وقایع را با تأخیر مواجه کند.
او به مشکلات خود بهعنوان یک زن در عرصه عکاسی جنگ اشاره میکند و میگوید: چون خانم بودم در خیلی از مکانهای آسیبدیده، تعداد کسانی که با عکاسی من مخالفت میکردند نسبت به آقایان بیشتر بود؛ زیرا معتقد بودند که توانایی جسمی و روحی کافی ندارم یا در مراسم مختلف چون خانم بودم زمان کمتری اجازه داشتم روی سِن باشم و عکاسی کنم و خیلی از مسئولان مراسم، مرا محدودتر میکردند.
این عکاس تأکید میکند: تصاویر، قدرتمندتر از کلام هستند؛ میتوانند میان واقعیت و جامعه، پل بسازند و افکار عمومی جهانی را تغییر دهند.
تصاویر جنگ را به تاریخ بدهکار هستیم
عبدالرحمن رأفتی که از سال ۱۳۸۶ عکاسی خبری میکند و هماکنون عکاس خبرگزاری تسنیم و روزنامه سپهر غرب در همدان است میگوید: صحنه عکاسی بحران و جنگ، غیرقابلپیشبینی است و امکان دارد هر اتفاقی در آن بیفتد. در این شرایط، عکاس خبری باید قبل از هر چیز از جان خود و سپس از وسایل و ابزار کارش مراقبت کند و بعد با استقرار در جای مطمئن، صحنهها را به خوبی به تصویر بکشد.
او ادامه میدهد: در جنگ رمضان در صحنههایی که حضور مییافتیم امکان ریزش آوار و خطر انفجار یا بمباران مجدد وجود داشت و به آمادگی ذهنی و جسمی برای مقابله با هر اتفاقی نیاز بود. عکاس باید هوش و ذکاوت داشته باشد که برای شکار بهترین صحنهها در بهترین جایگاه مستقر شود.
این عکاس همدانی، نقش عکاس و تصاویر را از نظر تاریخی بسیار مهم میداند و بیان میکند: ما این اسناد تصویری را به تاریخ بدهکار هستیم. تصاویر اتفاقات رخداده باید بهعنوان اسناد تاریخی ثبت شوند تا آیندگان از آنچه بر مردم رفته آگاه شوند. در کنار خبر و گزارش، تصاویر وقایع و اتفاقات، یکی از بهترین اسناد است.
حرکت بر لبه تیغ
رأفتی تصویر را یکی از مهمترین ابزار اطلاعرسانی دانسته و میگوید: مردم با یک عکس بهتر ارتباط برقرار میکنند تا با نوشته و مکتوب.
همه جامعه باید تصاویر را حفظ کنند تا بتوانیم به آیندگان بگوییم که سرنوشت کشور چگونه رقم خورده و چه اتفاقاتی را پشت سر گذاشته است.
او رعایت اصول امنیتی و اخلاقی را لازمه کار عکاس میداند و تأکید میکند: مقرراتی در کشورهای مختلف وجود دارد که به دلایل امنیتی و انتظامی باید رعایت شوند. معمولا اجازه عکاسی از اماکن نظامی را که مورد حمله قرار گرفته نمیدهند تا اطلاعات جدیدتری به دشمن منتقل نشود. البته باید بگویم در حالت عادی نیز عکاسی از اماکن نظامی دارای محدودیتهایی است که رعایت میشود. جاهایی مثل سدها و پلها نیز محدودیت عکاسی دارند. برای تاریخ، باید تصاویر منازل مسکونی و جاهای دیگری که حساسیت امنیتی و نظامی ندارند ثبت شود. عکاسان با آموزشهایی که دیدهاند و تجاربی که کسب کردهاند، محدودیتها و حساسیتها را درک کرده و ملاحظات امنیتی و اخلاقی را در ثبت تصاویر رعایت میکنند.
این عکاس، ثبت تصاویر از منازل مسکونی که مورد حمله و بمباران قرار گرفته و آسیبهای جانی و مالی به افراد آن منازل وارد شده را حرکت بر لبه تیغ میداند که به ظرافت نیاز دارد: ما در جامعه اسلامی زندگی میکنیم و باید برخی معذوریتهای دینی را نیز در عکاسی رعایت کنیم. رعایت امور اخلاقی و پوشش افراد خانوادهای که دچار آسیب شدهاند نیز مهم است. در کشورهای دیگر شاید این موضوع مهم نباشد.
چالشهای پیش رو
رأفتی به مسائل و مشکلات پیش روی مستندسازان و عکاسان در ثبت تصاویر در زمان جنگ اشاره کرده و میگوید: ثبت تصاویر اولیه بعد از رخ دادن هر اتفاق میتواند گویاترین تصاویر از عمق فاجعه باشد و هرچقدر زمان بیشتری طی شود، صحنه دستکاری شده و مصنوعیتر میشود و برخی اتفاقات را دیگر نمیتوان پوشش داد. بیننده دوست دارد بداند در لحظه اول چه اتفاقی رخ داده و برای عکاس هم مهم است که لحظات اول در صحنه حاضر شود. این به همت مسئولان بستگی دارد که فضا را فراهم کنند و به این باور برسند که عکاس و مستندساز نیز در کنار نیروهای امدادی باید در صحنه حاضر شوند. عکاسان نیز به موضوع آگاه هستند که مانع فعالیت نیروهای امدادی و انتظامی نشوند و در گوشهای کار خود را انجام دهند.
او تأکید میکند: عکاسان خبری برای مسئولان شناختهشده هستند و باید مجوزهای لازم برای حضور آنها صادر شود. در خلاء عکاس و مستند ساز جنگ، شاید دشمن از این فرصت برای انعکاس اخبار و تصاویر نادرست سوءاستفاده کند. حضور ما در صحنه و ثبت تصاویر، توطئههای دشمن را خنثی میکند.
این عکاس بیان میکند: من در زلزله سرپل ذهاب از اولین ساعات حضور داشتم و تصاویر را ثبت کردم و در چندین نوبت بعد از زلزله و حتی پس از بازسازیها هم به این منطقه رفتم. ذهنیتی از بحران داشتم و در جنگ نیز با تصویرسازی ذهنی ورود کردم. عکاس باید با شجاعت در صحنه حاضر شود و بتواند با حفظ جان خود، با صحنهها مواجه شود.
رأفتی بزرگترین مشکل را وجود عوامل ناآگاه به کار دانسته و میافزاید: این افراد، با نیت کمک و به عنوان مسئول وارد کار میشوند، اما بدون هیچ گونه آموزشی درباره نحوه برخورد با عکاسان، مستندسازان و خبرنگاران، مانع کار عوامل خبری میشوند. این که هماهنگی با این افراد هم سخت است باعث میشود زمان و مکان ثبت تصاویر از دست برود. در برخی مواقع، افراد ناآگاه فضای کار را متشنج کرده و حتی منجر به درگیری، توقیف و ضبط وسایل عکاسان میشوند.
او ادامه میدهد: دوربین عکاسی، هنوز برای برخی افراد ناشناخته است و از این وسیله ترس دارند. این در حالی است که دوربین به تنهایی کارهای نیست و تفکر عکاسی که پشت لنز دوربین قرار گرفته مهم است. البته در جامعه و بین مردم، شناخت از حرفه عکاسان زیاد شده و خیلی جاها به ما کمک میکنند.
این عکاس به یکی دیگر از چالشهای عکاسان در زمان جنگ تحمیلی سوم اشاره کرده و میگوید: جنگ تحمیلی سوم اتفاقی نو بود که عکاسی خبری را مورد چالش قرار داد. به لحاظ حساسیتهایی که وجود داشت به این حرفه با نگاه بدبینانهتری نگریسته شد و کار به جایی رسید که ما در همدان در میانه جنگ سوم به این نتیجه رسیدیم که با انتشار بیانیهای نسبت به موانع کار اعتراض کرده و دست از کار بکشیم. خوشبختانه با درایت خانه مطبوعات و استانداری همدان، مشکلات از بین رفت و مجوزهایی به ما داده شد که بتوانیم با سهولت بیشتری کار کنیم.
شما چه نظری دارید؟