مترجم: ندا زمان فشمی

سفر چند روز پیش دونالد ترامپ به پکن در ظاهر با نمایش‌های دیپلماتیک، قراردادهای اقتصادی و سخنان کلی درباره «ثبات جهانی» همراه بود، اما آنچه بیش از همه توجه رسانه‌های بین‌المللی را جلب کرد، توافقی بود که رئیس‌جمهوری آمریکا از آن با عنوان تفاهم با شی جین‌پینگ بر سر «باز ماندن تنگه هرمز» یاد کرد؛ توافقی که اگرچه واشنگتن آن را نشانه نزدیکی مواضع دو قدرت بزرگ جهان درباره ایران می‌داند، اما لحن محتاطانه پکن و سکوت رسانه‌های رسمی چین نشان می‌دهد این همراهی، بسیار محدودتر و پیچیده‌تر از روایت آمریکایی‌هاست.
ترامپ پس از پایان سفر دو روزه خود به چین و در مسیر بازگشت به واشنگتن، در هواپیمای ریاست‌جمهوری گفت که شی جین‌پینگ پذیرفته است «ایران باید تنگه هرمز را باز نگه دارد». او همچنین اشاره کرد که ممکن است واشنگتن بخشی از تحریم‌های اعمال‌شده علیه شرکت‌های چینی خریدار نفت ایران را کاهش دهد؛ موضوعی که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه ورود پرونده هرمز به یک معامله بزرگتر میان آمریکا و چین می‌دانند.

لحن متفاوت چین
روزنامه «گلوبال تایمز» که معمولاً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های نزدیک به حاکمیت چین است، در گزارش‌های خود پیش از شروع آتش‌بس میان ایران و آمریکا، بحران تنگه‌هرمز را بیشتر نتیجه «نظامی‌سازی منطقه» از سوی آمریکا توصیف کرده و هشدار داده بود که هرگونه تشدید درگیری می‌تواند بازار جهانی انرژی را وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی گسترده کند. این رسانه و سایر رسانه‌های چینی از جمله «شین‌هوا» و«سی‌جی‌تی‌ان» (CGTN)در پوشش اخبار دیدار پکن، به جای اشاره به فشار بر ایران یا وادار کردن تهران به باز نگه داشتن تنگه هرمز؛ بیشتر بر ثبات بازار انرژی، امنیت زنجیره تأمین جهانی و ضرورت کاهش تنش‌ها تأکید کردند.
 همین تفاوت لحن باعث شده است که بسیاری از تحلیلگران درباره میزان واقعی همراهی چین با سیاست آمریکا علیه ایران تردید داشته باشند. نشریه «تایم» نیز در مقاله‌ای تأکید کرد که این تفاوت لحن، از نگاه ناظران اتفاقی نیست. چین امروز بزرگترین واردکننده نفت جهان است و بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از خلیج فارس تأمین می‌کند؛ لذا هرگونه اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز، می‌تواند فشار سنگینی بر اقتصاد چین وارد کند؛ اقتصادی که هم‌اکنون نیز با کاهش رشد و تنش‌های تجاری با غرب روبروست. به همین دلیل، پکن به‌طور طبیعی خواهان باز ماندن مسیر انتقال نفت است. رفتار عملی چین نیز همین را تأیید می‌کند. در حالی که آمریکا در هفته‌های اخیر بارها از پکن خواسته است از نفوذ اقتصادی خود برای وادار کردن ایران به باز نگه داشتن هرمز استفاده کند، رسانه‌های نزدیک به دولت چین بیشتر بر مذاکره، کاهش تنش و مخالفت با «سیاسی شدن آبراه‌های بین‌المللی» تأکید کرده‌اند.

تردید نسبت به روایت آمریکا
روزنامه بریتانیایی «گاردین» در پوشش اخبار سفر دونالد ترامپ به چین و پیامدهای آن بر موضوع ایران و تنگه هرمز، بر نبود پیشرفت واقعی در مذاکرات و اختلاف روایت میان واشنگتن و پکن تأکید کرده است. این روزنامه تأکید می‌کند که آمریکا تلاش دارد از نیاز چین به امنیت انرژی برای گرفتن امتیاز سیاسی درباره ایران استفاده کند، اما پکن ترجیح می‌دهد نقش یک میانجی محتاط را بازی کند نه شریک راهبردی واشنگتن در بحران هرمز. در گزارش‌ این روزنامه آمده است که نشست ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن، برخلاف ادعاهای مطرح‌شده از سوی کاخ سفید، به هیچ توافق عملی و مشخصی درباره موضوع ایران و بحران‌های مرتبط با آن از جمله هرمز منجر نشد و چین همچنان در برابر خواسته‌های آمریکا موضعی محتاطانه و غیرمتعهد اتخاذ 
کرده است. 
همچنین خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی تأکید کرد که مقام‌های آمریکایی آشکارا روی نفوذ چین بر تهران حساب باز کرده‌اند. به نوشته رویترز، واشنگتن معتقد است چین به دلیل وابستگی شدید به انرژی خلیج فارس، به‌طور طبیعی خواهان باز ماندن هرمز است، اما در عین حال همچنان از همراهی علنی با سیاست فشار آمریکا علیه ایران خودداری می‌کند. روزنامه ایرلندی «آیریش تایمز» هم نوشت: اگرچه ترامپ مدعی شده که شی جین‌پینگ با باز ماندن هرمز موافق است، اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که چین بخواهد برای اعمال فشار واقعی بر تهران وارد عمل شود. این روزنامه تأکید کرد. پکن همچنان راه‌حل بحران را در مذاکره و کاهش تنش می‌بیند و از تبدیل شدن به بخشی از راهبرد فشار آمریکا علیه ایران پرهیز می‌کند.
موضع رسانه‌های عربی
رسانه‌های عربی هم در رابطه با همسویی ترامپ و شی جین‌پینگ بر سر باز شدن تنگه هرمز دراین چند روز موضعگیری‌هایی داشته‌اند. برای مثال، «عرب‌نیوز» بر احتمال همکاری واشنگتن و پکن برای باز نگه داشتن هرمز تمرکز کرده است. تیتر اصلی این رسانه در شماره ۱۴ مه، نقل قولی از ترامپ مبنی بر این بود که شی جین‌پینگ به ترامپ برای باز کردن تنگه‌هرمز، پیشنهاد کمک کرده و حتی قول دادهاست به ایران سلاح ندهد.
 شبکه «الجزیره» روز ۱۵ مه در گزارشی نوشت: مقام‌های آمریکایی تلاش کرده‌اند چین را به اقدام بیشتر درباره هرمز وادار کنند، اما به نظر می‌رسد شی جین‌پینگ تغییری در موضع خود نداده است. الجزیره یک روز قبل از آن هم به نقل از کاخ سفید اعلام کرده بود که دو رهبر توافق کرده‌اند هرمز باید برای «جریان آزاد انرژی» باز بماند، اما دولت چین هیچ واکنشی به این ادعا نشان نداده است. 
این شبکه خبری در تحلیل خود تصریح کرد ایران تحت توافق‌های ویژه، به‌برخی کشتی‌ها اجازه عبور داده و این موضوع برای نشان دادن نقش کنترلی ایران روی تنگه مهم است. آمریکا برای حل بحران هرمز به نفوذ چین بر ایران نیاز دارد، اما پکن عجله‌ای برای کمک به واشنگتن ندارد. در واقع نیاز ترامپ به شی جین‌پینگ خیلی بیشتر از نیاز شی جین‌پینگ به ترامپ است.
کنترل تنگه در دست ایران
رخدادی که همزمان با مذاکرات ترامپ و شی توجه بسیاری از تحلیلگران را جلب کرد: «توقیف یک کشتی امنیت دریایی چین توسط ایران در نزدیکی هرمز بود». روزنامه «وال‌استریت ژورنال» گزارش داد که نیروهای ایرانی کشتی «هوی چوان» متعلق به شرکت خصوصی امنیت دریایی «سینوگاردز» را متوقف کردند؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، پیامی روشن داشت: ایران حتی در قبال نزدیک‌ترین شرکای خود هم حاضر نیست کنترل امنیتی هرمز را واگذار کند. این اتفاق از آن نظر مهم است که نشان می‌دهد تهران می‌خواهد نقش تعیین‌کننده خود در تنگه را به همه بازیگران، ازجمله چین یادآوری کند. 
به بیان دیگر، اگرچه چین خواهان آرامش و تداوم صادرات انرژی است، اما ایران همچنان تلاش می‌کند نشان دهد کنترل میدانی آبراه در دست اوست. مجموع واکنش‌های رسانه‌ای و مواضع سیاسی در روزهای اخیر نشان می‌دهد آنچه ترامپ از آن به‌عنوان «توافق» با شی‌جین‌پینگ بر سر هرمز یاد می‌کند، بیش از آنکه نشانه شکل‌گیری یک ائتلاف واقعی میان واشنگتن و پکن باشد، بازتاب تلاقی محدود منافع دو قدرت بزرگ جهان در مسأله امنیت
 انرژی است. 
چین مانند آمریکا خواهان باز ماندن مسیر انتقال نفت در خلیج فارس است، اما در عین حال تمایلی ندارد که این همسویی به معنای قرار گرفتن در محور فشار واشنگتن علیه تهران تعبیر شود. به همین دلیل، رسانه‌ها و مقام‌های چینی در روزهای گذشته کوشیده‌اند موضوع هرمز را نه در قالب تقابل با ایران، بلکه در چارچوب ثبات بازار انرژی و مخالفت با تشدید تنش‌ها تعریف کنند. در مقابل، آمریکا تلاش می‌کند از نیاز شدید چین به نفت خلیج فارس و روابط اقتصادی پکن با تهران، به‌عنوان ابزاری برای مدیریت بحران هرمز استفاده کند؛ تلاشی که تاکنون با احتیاط آشکار طرف چینی روبرو شده است. 
حتی توقیف کشتی امنیتی چینی توسط ایران و گزارش‌های مربوط به عبور کنترل‌شده برخی کشتی‌های چینی از هرمز نیز نشان داد که تهران همچنان می‌خواهد نقش تعیین‌کننده خود در این آبراه راهبردی را به همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی یادآوری کند. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد هرمز بیش از هر زمان دیگری به نقطه‌ای تبدیل شده که در آن، منافع متضاد و در عین حال به‌هم‌پیوسته ایران، چین و آمریکا به یکدیگر گره خورده است.
 در این نقطه، واشنگتن ابزار محدودی برای مدیریت بحران دارد. چین بدون ثبات در خلیج فارس امنیت انرژی خود را در خطر می‌بیند و ایران نیز همچنان کنترل میدانی یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را در اختیار دارد. همین واقعیت باعث شده است معادله هرمز بسیار پیچیده‌تر از یک توافق ساده دیپلماتیک میان ترامپ و شی جین‌پینگ باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی