مهتاب مظفری سوادکوهی
قوانین سختگیرانهای در سراسر دنیا برای کپیرایت وضع شده است که جامعه را وادار به رعایت حقوق پدیدآورندگان اثر میکند، اما در کشور ما این قوانین آنگونه که باید رعایت نمیشود
بارها در خیابان با تابلوهای تبلیغاتی مواجه شدهایم که جملاتش را قبلا شنیدهایم ،
نمادهایش را دیده ایم یا با نقل قولهایی برخورد کردهایم که در مناسبات اداری و رسمی جا افتاده،اما گوینده واقعی آنها شخص دیگری است.
گاهی یک اثر تجسمی میبینیم که مشابهش فراوان است یا حتی سبکی از معماری که در کشورهای دیگر بیشتر دیده میشود. گاهی تابلوهای نقاشی معروفی را دیده ایم که هنرمندان و افرادی گمنام آن را کپی کرده و فروخته اند.در مورد کتاب ها و شعرها نیز موارد مشابهی را
می بینیم به گونه ای که گاهی بخشی از مطالب یک کتاب بدون نقل منبع در آثار دیگران دیده می شود ویا بدون اجازه مولف و ناشر اصلی ، کتاب های آنها کپی شده است وانتشار می یابد. کپیبرداری از اصل یک اثر معمولادر حوزههای مختلف هنری، ادبی، سینمایی یا حتی موارد صنعتی، تجاری و اقتصادی اتفاق میافتد و این سالها با وجود فضای مجازی، شدت این کار بیشتر شده است؛ بدون آن که مخاطب متوجه شود.
در سراسر دنیا قوانین سختگیرانهای برای کپیرایت وضع شده است که جامعه را وادار به رعایت حقوق پدیدآورندگان اثر میکند،اما در کشور ما این قوانین آنگونه که باید رعایت نمیشود.
این در حالی است که امروزه بیش از ۵۰ سال از تصویب نخستین قوانین کپی رایت و رعایت حقوق مولف در ایران می گذرد واین قوانین در دوره های مختلف تغییر کرده و به روز شده است.با این حال،آنگونه که باید،اجرای آن جدی گرفته نمی شود.
نیاز به اصلاح قوانین کپیرایت
یک کارشناس حقوقی به «اطلاعات» میگوید: در کشور ما قانون کپیرایت در سال ۱۳۴۸ تصویب و یک بند آن نیز در سال ۱۳۸۹ اصلاح شد. امامتأسفانه طرح جامعی که برای اصلاح قانون کپیرایت به مجلس ارائه شد، تاکنون مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است و قوانین موجود، علیرغم کلیگویی قابلیت ارجاع دارد. این مشکل در سایر کشورها که قوانین سختگیرانهتری دارند نیز دیده میشود. چون مقوله کپیرایت، همگام با پیشرفت هنر، در حال تکامل و بهروز شدن است.
کتایون یاسان که دانشآموخته مالکیت فکری در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی است، کپیرایت را یک اصطلاح قانونی میداند و میافزاید: بر اساس تعریف سازمان جهانی مالکیت فکری، قانون کپیرایت برای توصیف حقوقی به کار میرود که خالقان آثار ادبی و هنری برای خود قائل هستند.
او حقوق مالکیت فکری را به دوشاخه مالکیت صنعتی و مالکیت ادبی و هنری تقسیم میکند و میافزاید: هر یک از این شاخهها به نوع خاصی از آثار و خلاقیتها توجه داشته و از آنها حمایت میکند. مالکیت ادبی و هنری شامل حق مؤلف و حقوق مجاور میشود که برای پدیدآورندگان آثار فکری، حقوق مادی و معنوی در نظر میگیرد.
بیتوجهی به حق کپیرایت در ایران
یاسان میگوید: در دنیا برای حمایت از آثار فکری، دو نظام حمایتی تحتعنوان حق مؤلف و حق کپیرایت تعریف شده که در نظام کپیرایت، حق مؤلف و حقوق مجاور، تحت حمایت قانونی قرار میگیرد.
اما در کشور ما و در مقایسه با مالکیت صنعتی، به حق کپیرایت توجه کمتری شده است؛ در حالی که آثار فرهنگی و هنری، نمایانگر هویت و تفکرات ملتها هستند و به عنوان داراییهای فکری از اهمیت بالایی برخوردارند.
او میافزاید: آثاری که تحت پوشش کپیرایت قرار میگیرند، دامنه گستردهای دارند. کتابها، آثار موسیقایی، نقاشی، مجسمهها، فیلمها، برنامههای کامپیوتری و پایگاه دادهها، تبلیغات، نقشهها و طرحهای فناوری از کپیرایت برخوردارند و جامعه ملزم به رعایت و محترم نگه داشتن این حق است.
این حقوقدان تأکید میکند: کپیرایت مثل حقوق فکری دیگر از دو بخش مادی و اقتصادی، معنوی و اخلاقی تشکیل شده و به دارنده خود این حق را میدهد که نحوه استفاده از اثر را کنترل و از آن در برابر تکثیر، پخش و نمایش عمومی و اقتباس بدون اجازه محافظت کند. همچنین این امکان را میدهد که خالق اثر از دستاورد خود کسب درآمد کند و از آن بهره اقتصادی ببرد؛ مثل حق نشر و تکثیر که در آن مؤلف تصمیم میگیرد اثرش در چند نسخه منتشر شود. این موضوع برای حق نمایش آثاری مثل تئاتر و فیلم، اجرای موسیقی و ارائه آثار تصویری در اماکن عمومی صدق میکند. همینطور حق توزیع، حق اقتباس و حق بهرهمندی از جایزه و پاداش که خالق اثر تعیین میکند آثار او به چه شکل، کجا و توسط چه کسانی مورد استفاده قرار بگیرد.
یاسان معتقد است: حقوق معنوی کپیرایت برخلاف حقوق مادی آن، ارتباط مستقیم با خالق اثر دارد و ردپای هویت پدیدآورنده اثر را به وضوح نشان میدهد. این حقوق قابل انتقال نیست و حتی اگر حقوق مالی یک اثر به دلیل بدهی توقیف شود، طلبکاران نمیتوانند در مورد افشای آن اثر تصمیم بگیرند. به همین نسبت، پدیدآورنده اثر نمیتواند حقوق معنوی اثر را به دیگران واگذار کند یا آن را بفروشد.
به همین دلیل هرگونه قرارداد فروش از جانب خالق اثر به لحاظ قانونی باطل است.
او ادامه میدهد: حق معنوی کپیرایت، محدود به زمان و مکان نیست و ماهیتی دائمی دارد؛ چون شخصیت پدیدآورنده در ماهیت اثر متجلی است و با پایان حقوق مادی، حمایت از حقوق معنوی اثر همچنان ادامه پیدا میکند. حق افشا، حق انتساب و حق حفظ تمامیت اثر، از مهمترین حقوق معنوی قانون کپیرایت هستند.
قید کردن منبع اثر
یاسان به استثنائاتی در زمینه کپیرایت اشاره میکند و میگوید: با وجود ضروت حمایت از حقوق مادی خالقان اثر، بهرهبرداری از اثر بدون کسب اجازه در برخی از موارد جایز است تا توازن بین حقوق پدیدآورندگان و منافع عمومی جامعه برقرار شود؛ مثل نقلقولهایی که از آنها استفاده علمی و آموزشی میشود یا آثار مکتوبی که قبلا منتشر شدهاند. این کار اگر با اهداف علمی، ادبی، آموزشی و تربیتی همراه باشد،از نظر قانونی مجاز است، به شرط آن که منبع اثر قید شود. او میافزاید: تکثیر اثر برای استفادههای علمی و آموزشی نیز مجاز است. طبق قانون، تکثیر و نسخهبرداری از آثار مکتوب به منظور آموزشهای غیرانتفاعی مثل کتابخانههای عمومی، دانشگاهها و مؤسسات آموزشی نیاز به اجازه خالق اثر ندارد اما این مجوز، مشروط به غیرانتفاعی بودن آموزش، محدود بودن میزان نسخهبرداری و رعایت آییننامههای مصوب است تا به حقوق پدیدآورنده اثر لطمهای وارد نکند.
یاسان، استفاده شخصی و خصوصی از اثر را از دیگر استثنائات کپیرایت میداند و میگوید: در کشور ما نسخهبرداری از کتاب، رساله، جزوه، نمایشنامه و هر نوع نوشته علمی و فنی و ادبی و همینطور ضبط برنامههای زنده رادیو و تلویزیون فقط در صورت استفاده شخصی مجاز است،اما نباید با حقوق صاحب اثر در تعارض باشد.
آثار خارجی، فاقد حمایت قانونی
این کارشناس ارشد حقوقی، آثاری را که در خارج از کشور تولید شده باشد فاقد حمایت قانونی و قضایی میداند و میگوید: آثار تولیدشده در خارج از کشور، چه پدیدآورنده آن ایرانی باشد یا غیرایرانی، شامل قانون حمایت از کپیرایت نمیشود؛ مگر متون ترجمه یا آثار صوتی که مشروط به عمل متقابل است. این رویکرد نشان میدهد که قانونگذار در حوزه مالکیت ادبی و هنری، اصل صلاحیت سرزمینی را پذیرفته و دامنه حمایتی قانون را به مرزهای کشور محدود کرده است. به عنوان مثال استفاده از اثر یک عکاس ایرانی در کتاب بدون اجازه صاحب اثر یا استفاده از موسیقی یک آهنگساز در ساختن یک فیلم ، نقض قانون کپیرایت محسوب میشود،اما در آثار خارجی این موضوع متفاوت است. اگر اثری در خارج از کشور تولید شود و در ایران مورد استفاده قرار بگیرد، پیگرد قانونی ندارد و به همین نسبت اگر اثری ایرانی در خارج از کشور مورد استفاده قرار بگیرد، قابل پیگیری نیست.
یاسان، اصولی را برای حمایت از کپیرایت تعریف میکند و میگوید: طبق کنوانسیون برن که برای حمایت از آثار ادبی و هنری تشکیل شده است و ایران عضو آن نیست، حمایت از کپیرایت به صورت خودکار و بدون نیاز به ثبت یا اعلام رسمی به مراجع در اکثر کشورهای عضو رعایت میشود. در این کشورها، پدیدآورنده، اثر خود را ثبت میکند و از مزایای آن بهرهمند میشود. در کشور ما نیز یک اثر به محض خلق شدن تحت حمایت قانون کپیرایت قرار میگیرد و خالق اثر میتواند از مزایایی مثل ایجاد یک ثبت رسمی برای تاریخ اثراستفاده کند که در زمان اختلافات حقوقی و شکایات، نقش بسیار تعیینکنندهای دارد.
اصیل بودن اثر
وی، اصیل بودن یک اثر را ضرورت مهم قرار گرفتن آن اثر تحت حمایت قانون کپیرایت میداند و میگوید: یک اثر باید مستقیما از فکر و تراوشات ذهنی خالق اثر نشأت بگیرد. این مفهوم در حقوق ایران به عنوان ابتکاری بودن اثر هم تعبیر میشود. اما مفهوم اصالت نباید با مفهوم تازگی اشتباه گرفته شود. برای اصیل بودن یک اثر لازم نیست که مشابه آن در گذشته وجود نداشته باشد، بلکه باید ارتباط اثر با پدیدآورنده آن احراز و امضای فکری خالق اثر در آن مشاهده شود. بر همین مبنا آثار مورد اقتباس به اندازه آثار اولیه مورد حمایت قانون کپیرایت قرار میگیرند.
او ادامه میدهد: خالق اثر باید ایده خود را به شکلی عینی و ملموس بیان کند و صرف پروراندن آن در ذهن حتی اگر نوآورانه باشد، تحت حمایت قانون کپیرایت قرار نمیگیرد. در این فرآیند، قالب اثر، نقش تعیینکنندهای ندارد و میتواند در صورتهای مختلف نوشتاری، گفتاری و نمایشی ارائه شود. به طور مثال بیان شفاهی، اجرای پانتومیم، نقاشی روی شن و حتی اشکال مختلف آتشبازی میتواند به اندازه یک اثر معماری مهم مورد حمایت این قانون قرار بگیرد.
این حقوقدان تأکید میکند: قانون کپیرایت از ایدهها حمایت نمیکند بلکه از نحوه بیان و اجرای آنها حمایت میکند. به طور مثال اگر فردی از روش خاصی در نوشتن یک کتاب استفاده کند،نمیتوان مانع استفاده دیگران از آن روش شد،اما قانون کپیرایت از متن تولیدشده آن کتاب و شیوه بیان نویسنده حمایت میکند. باید توجه داشت که نظریههای علمی، روشهای فنی و تجاری، آداب و رسوم و فرهنگ جاری در جامعه، قابلیت انحصار ندارند و نمیتوان آنها را در مالکیت فکری اشخاص گنجاند و قانون کپیرایت شامل حال آنها نمیشود.
شما چه نظری دارید؟